پشتیبانی
Telephone number of پشتیبانی 5000-1333-3595-35
Menu

پیشنهاد ویژه

 
 
 
کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم ( با تضمین

کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم ( با تضمین)

کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم ( بر اساس روانشناسی عشق)  نوشته ی فاروق رضوان میلیونر مصری می باشد. انتشار الکترونیکی این کتاب در سایت 2knowmyself.com با فروش بالایی مواجه شده است و در حال حاضر یکی از پرفروشترین کتاب های سایت آمازون می باشد.

نحوه ایجاد تغییر در زندگی

«عادت ها در آغاز، همچون رشته ای نازک و نامرئی هستند. اما هر بار که عملی را تکرار می کنیم رشته ای بر رشته قبلی تنیده می شود تا سرانجام مانند طنابی ضخیم و چاره ناپذیر بر دست و پای افکار و اعمال ما می پیچند.»

«اوریسون سوئیت ماردن»

اگر من و شما بخواهیم رفتار خود را تغییر دهیم، تنها راه ممکن ، این است که احساس رنجی فوری و غیر قابل تحمل را با رفتار گذشته و احساس لذتی فوری و فوق العاده را با رفتار تازه همراه سازیم. در طول زندگی همه ما شیوه هایی برای تفکر ورفتار برگزیده ایم تا از رنج ها دوری کنیم و به سوی لذت ها و خوشی ها قدم برداریم. همه ما در زندگی بارها دچار احساساتی از قبیل غم، یاس، خشم و پریشانی شده ایم و برای خلاصی از این احساسات چاره هایی اندیشیده ایم. در چنین مواردی بعضی ها به خرید می پردازند، بعضی پرخوری می کنند. عده ای به الکل و مواد مخدر پناه می برند. برخی هم هم بر سر فرزندان خود فریاد می کشند. این افراد به طور آگاهانه یا نا آگاهانه اطمینان دارند که این واکنش ها موجب تسکین ناراحتی آنان می شود و به طور موقت لذتی را برایشان فراهم می سازد.

این شیوه ها هر چه باشند، چنانچه بخواهیم آنها را تغییر دهیم، باید شش قدم ساده را برداریم تا سرانجام راه مستقیمی را از رنج ها به سوی لذت ها پیدا کنیم. راه هایی که ظریفانه تر و موثرتر باشند، و عوارض جانبی و تضعیف کننده نداشته باشند. شش قدم تداعی عصبی شرطی به این شرح است:

قدم اول: مشخص کنید که چه می خواهید و چه عاملی مانع شماست.

باید در نظر داشته باشیم که ما فقط به هدف هایی می توانیم برسیم که به آنها توجه داشته باشیم. چنانچه هوش و حواس خود را متوجه بلاهایی بکنیم که نمی خواهیم سرمان بیاید، خواه و ناخواه دچار آنها خواهیم شد. اولین قدم برای ایجاد تغییر آن است که ببینیم واقعا چه می خواهیم، و در نتیجه هدفی در نظر داشته باشیم که به سوی آنها حرکت کنیم. هر چه خواسته خود را مشخص تر کنیم هدف در نظرمان روشن تر می شود و نیروی بیشتری در خود احساس می کنیم تا بتوانیم زودتر به هدف دلخواه خود برسیم.

گاهی با خود فکر می کنیم که اگر این تغییر را ایجاد کنم به به رنج و زحمت دچار می شوم. و گاهی از اینکه به درستی نمی دانیم پی آمدهای ایجاد تغییر چیست، دچار ترس و تردید می شویم.

قدم دوم: ایجاد انگیزه: رنج های حالت فعلی و لذت های تغییر را در نظر آورید:

بسیاری از افراد واقعا خواستار تغییر هستند و با وجود این خود را از انجام آن ناتوان می بینند. اما در انجام تغییر معمولا مسئله توانایی مطرح نیست، آنچه همیشه مطرح است، وجود انگیزه است.تنها راه به وجود آوردن تغییر آن است که آن را امری فوری بدانیم در این صورت است که به انجام آن مجبور می شویم.

نکته اساسی آن نیست که قادر به ایجاد تغییر باشیم، بلکه مهم آن است که کار را انجام دهیم. انجام کار منوط به میزان انگیزه است و انگیزه نیز بستگی به دو عامل دارد که شکل دهنده زندگی ماست و آن نیروی رنج و لذت است.

اما چه عاملی باعث می شود که دست به ایجاد تغییر بزنیم؟ یکی از عوامل مهم این است که به آستانه رنج برسیم. یعنی به جایی برسیم که دیگر تحمل وضع موجود برایمان امکان پذیر نباشد.در این موقع است که مغز شما می گوید: دیگر کافی است. دیگر یک روز و حتی یک لحظه هم نمی توانم این وضع را تحمل کنم. شاید برای شما هم زمانی فرا رسیده باشد که دیگر نتوانسته باشید اضافه وزن خود ر تحمل کنید فرضا لباس مورد علاقه خود را نتوانسته اید بپوشید، یا هنگام بالا رفتن از پله ها ران هایتان به هم ساییده شده است یا دیدن منظره چربی های اضافی که از بدنتان آویخته بوده است شما را به آستانه رنج رسانده  و باعث شده که فکری جدی برای کاهش وزن خود بکنید.

بزرگترین اهرم برای تغییر دردی است که از درون سرچشمه می گیرد و بزرگترین درد آن است که بدانید نتوانسته اید مطابق معیارهای خود زندگی کنید. اگر نتوانیم مطابق تصویری که از خود داریم عمل کنیم، اگر ثبات رفتار نداشته باشیم و مطابق معیارهای خود عمل نکنیم و رفتارمان با تصویر ذهنی که از شخصیت خود داریم هماهنگ نباشد، در آن صورت تضادی که میان رفتار و شخصیت ما ایجاد می شود ما را به ایجاد تغییر وامی دارد.

برای ایجاد اهرم واقعی سوالات رنج آوری را از خود بکنید:« اگر این تغییر را ایجاد نکنم چه زیان هایی دارد؟ چه چیزهایی را در زندگی از دست می دهم؟ قبلا به خاطر این مسئله چه خسارت های مالی، جسمی، فکری  و روحی متحمل شده ام؟ کاری کنید که رنج تغییر بسیار واقعی، خیلی قوی و اضطراری احساس شود، به طوری که ادامه وضع موجود ممکن نباشد. چنانچه این اهرم کافی نبود فکر کنید که این رفتار چه زیان هایی به کسانی که دوست دارید، همسر، فرزندان و سایر افراد مورد علاقه تان می زند.بسیاری از ما برای دیگران بیشتر از خود حاضر به فداکاری هستیم.

قدم دوم طرح سوالاتی است که لذت های ناشی از تغییر را در نظر شما مجسم می کند تا بتوانید نکات مثبتی را با انجام تغییر همراه سازید: اگر این تغییر را به وجود آورم در آن صورت در مورد خودم چه نظری پیدا خواهم کرد؟ این تغییر چه حرکتی را در زندگی من پدید خواهد آورد؟ اگر همین امروز این تغییر را در خود ایجاد کنم چه تغییرات دیگری را در آینده می توانم به وجود آورم؟دوستان و خانواده من چه نظری نسبت به من پیدا خواهند کرد؟ تا چه اندازه خوشبخت تر خواهم شد؟

اکنون که رنج کافی را به عدم تغییر و خوشی کافی را به تغییر نسبت داده اید می توانید سومین قدم مربوط به ایجاد تغییر را بردارید.

قدم سوم: الگوهای محدود کننده را خراب کنید:

ما معمولا روش های ثابت و مشخصی برای زندگی داریم که بر مبنای الگوهای فکری خاص ماست. یعنی همیشه به نظرات و تصورات خاصی توجه می کنیم و سوالات معینی را از خود می پرسیم. مشکل اینجاست که بسیاری از افراد می خواهند به نتایج تازه ای برسند ولی راه و روش خود را عوض نمی کنند.یک بار در جایی شنیدم که تعریف دیوانگی این است که:« کار معینی را بارها و بارها انجام دهیم و انتظار نتیجه متفاوتی را داشته باشیم»

برای اینکه در زندگی به نتایج تازه ای برسیم کافی نیست که خواسته خود را مشخص کنیم و اهرم مناسبی را به کار بگیریم. ممکن است انگیزه قوی برای تغییر در ما وجود داشته باشد، اما اگر از همان راه و روش قبلی استفاده کنیم و همان الگوهای نادرست ذهنی را داشته باشیم، زندگی ما تغییری نمی کند، و تنها نتیجه ای که می گیریم رنج و ناکامی بیشتر است.

اگر من و شما همان راه های قبل را برویم طبعا به همان نتایج قبلی هم می رسیم. اگر یک صفحه گرامافون را صدها بار گوش دهیم همان آهنگ قبلی را از آن می شنویم. اما اگر با یک سوزن آن را خط خطی کنیم دیگر آن آهنگ قبلی از آن شنیده نمی شود.همین طور اگر الگوهای محدود کننده فردی را خراب کنیم، اغلب تغییر عمده ای در زندگی او ایجاد می شود، زیرا این کار اهرمی هم برای تغییر ایجاد می کند. برای ایجاد تقریبا هر نوع تغییر، همین سه قدم کافی است و قدم های دیگر بیشتر برای اطمینان از پایداری تغییر است.

یکی از بهترین راه های برهم زدن الگوهای فکری اشخاص انجام کاری است که انتظارش را نداشته باشند، کاری که با تجربه های قبلی آنها به کلی متفاوت باشد. برای برهم زدن الگوهای فکری خود راههایی بیندیشید.

لحظه ای فکر کنید وراههای جالبی که الگوهای یاس، ناکامی و پریشانی را نابود کند پیدا کنید.

اگر این بار دچار حالت افسردگی شدید، سرتان رو به آسمان بگیرید، به هوا بپرید و بگویید:« هاله لو جاه، پاهام دیگه بو نمیده». این حرکت مسخره و احمقانه موجب می شود که توجه شما به چیز دیگری معطوف شود و روحیه تان تغییر کند. در ضمن کسانی که در اطراف شما هستند ممکن است خیال کنند که شما دیوانه شده اید، اما هرگز فکر نمی کنند که افسرده هستید!

یکی از شرایط به هم زدن الگوی رفتاری آن است که این کار باید در همان هنگامی انجام شود که از الگوی رفتاری خاص استفاده می شود. وقتی می گویید: رشته افکارم پاره شده منظورتان این است که کسی یا چیزی الگوی مربوط به تمرکز فکری شما را به هم زده است. حتما برایتان اتفاق افتاده است که که بادوستی گرم صحبت بوده اید و کسی وارد شده و صحبت شما را قطع کرده است بعد شما رو به دوستتان کرده و گفته اید «خب، کجا بودیم؟» این یک مثال عادی در مورد به هم خوردن الگوهای فکری است.

اگر رفتار شما دارای الگو و مسیر تکراری و ادواری است که برایتان لذت بخش است و در عین حال عواقب نامطلوبی دارد، برای ایجاد تغییر، لازم است که آن الگوی رفتاری را خراب کنید. باید ابتدا بدون اینکه متوجه شوید، الگوی قبلی را به هم بزنید، و در مرحله بعد الگوی دیگری را جانشین آن کنید. و الگوی تازه را چندین بار شرطی سازید تا به صورت عادت تازه درآید.                                                                                                                                       قدم چهارم: ایجاد الگوهای تازه و نیروبخش:

دانلود متن کامل این آموزش در یک فایل پی دی اف:

{phocadownload view=file|id=107|text=ایجاد تغییرات پایدار با استفاده از علم تداعی عصب-شرطی|target=s}

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

لذت شادابی و سرزندگی با تنفس صحیح

اولین نکته برای کسب تندرستی، تنفس سالم است. اساس سلامت و تندرستی، اصلاح شیوۀ نفس کشیدن است. تعجب می‌کنید؟ بسیار ساده است: تنها در صورتی می‌توانید سالم بمانید که سلول‌های بدن شما سالم باشند. اما چه چیزی سلامت سلول‌های بدن شما را تضمین می‌کند؟ اگر جریان خون بتواند سلول‌ها را در وضعیت مناسب نگه دارد، شما سالم و تندرست خواهید بود. تنفس مانند دکمۀ تنظیم‌کنندۀ سرعت جریان خون است و می‌تواند کل دستگاه گردش خون را تحت تأثیر قرار دهد. هیچ عاملی به اندازۀ تنفس صحیح بر سلامت بدن تأثیر ندارد.

مسلما کمبود اکسیژن به میزان زیادی بر کیفیت رشد و زندگی سلول‌ها تاثیر دارد، پس رساندن اکسیژن به سلول‌های بدن مهم‌ترین و ضروری‌ترین قدم برای تضمین سلامتی است؛ و تنها راه برای این کار، تنفس عمیق است. اما متاسفانه اغلب مردم نحوۀ صحیح تنفس را نمی‌شناسند.


بهترین شیوۀ تنفس

با یک شماره هوا را به داخل شش‌ها فرو ببرید. به اندازۀ چهار شماره آن را نگاه دارید و سپس با دو شماره بیرون بدهید. اگر فرو بردن هوا برای شما سه ثانیه طول بکشد، باید آن را دوازده ثانیه حبس کنید و در مدت شش ثانیه بازدم خود را بیرون بدهید. چرا مدت زمان بازدم دو برابر مدت دم آن است؟ زیرا وقتی هوا را از شش‌ها خارج می‌کنید تمام سموم موجود در لنف‌ها از محیط سلول‌ها خارج می‌شود. اما چرا باید هوارا چهار برابر بیشتر در شش‌ها نگه داشت؟ با این کار می‌توانید به اندازۀ کافی خون اکسیژن دار را در کنار سلول‌ها نگاه دارید تا بتوانند اکسیژن را از خون جذب کنند. علاوه بر این، لنف خود را به گردش وامی‌دارید.

به خاطر داشته باشید هنگام تنفس، دم را عمیق و با کمک عضلات شکمی انجام دهید. با این شکل تنفس، قفسۀ سینه چون دستگاه مکنده‌ای عمل می‌کند که لنف را به سمت بالا به جریان می‌اندازد. اجازه دهید سوالی از شما بپرسم: آیا پس از تمرینات ورزشی احساس گرسنگی می‌کنید؟ آیا پس از مدتی دویدن ترجیح می‌دهید بنشینید و یک استیک بزرگ نوش جان کنید؟ حتما شما نیز متوجه شده‌اید که پس از ورزش، هیچ کسی تمایلی به خوردن غذا ندارد. اما چرا؟ به دلیل این‌که در هنگام ورزش، سلول‌های شما با کمک تنفس صحیح و عمیق، مواد غذایی مورد نیاز خود را جذب کرده‌اند.

پس هر روز و دست‌کم روزی سه بار، به طریقی که برایتان شرح دادم نفس بکشید. البته اصلا لازم نیست به خود فشار بیاورید. اگر احساس می‌کنید زمان فرو بردن دم و نگهداری هوا در شش‌ها برایتان زیاد است، می‌توانید مدت آن را کم کنید. اگر هر روز تمرین کنید، طولی نمی‌کشد که ظرفیت شش‌های شما بیش از حالت فعلی خواهد شد. پس از مدت کوتاهی متوجه خواهید شد میزان انرژی جسمانی شما به میزان چشمگیری افزایش یافته است. با تمرین مداوم، این انرژی به حد انفجار خواهد رسید، طوری که باید حتما با تلاش بسیار آن را تخلیه کنید. زیرا اکنون اکسیژن بیشتری را به سلول‌های بدنتان می‌رسانید و این یعنی سلامت و تقویت جسم!


یک بار دیگر تمرین را با هم مرور می‌کنیم:

گام اول: با یک شماره و با کمک عضلات شکم، هوا را به داخل شش‌ها فرو ببرید.
گام دوم: با چهار شماره هوا را درون شش‌ها حبس کنید.
گام سوم: با دو شماره و با کمک عضلات دیافراگم، هوا را بیرون بدهید. 


شما بگویید:

دربارۀ این مطلب چه نظری دارید؟ چه تجربه‌هایی دربارۀ اثرات تنفس بر سلامت و تندرستی‌تان دارید؟ آیا موافقید که نفس کشیدن صحیح تا این حد می‌تواند بر سلامت و تندرستی اثرگذار باشد؟

مریم نعماوی‌زاده، منبع: کتاب موفقیت نامحدود در ۲۰ روز

 از این‌که این مطلب را خواندید، از شما متشکریم. می‌توانید هم‌اکنون مشترک مطالب سایت شوید
تا جدیدترین مطالب برای شما ای‌میل شود. لطفا روی تصویر زیر کلیک کنید:

عضویت در خبرنامه

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

۱۵ قانون ارزشمند رشد

۱۵ قانون ارزشمند رشد

 

جان‌.سی مکسول بیش از ۲۱ میلیون جلد کتاب در سراسر دنیا فروخته است، زیرا پندهایی عملی ارائه می‌کند که الهام‌بخش، انگیزاننده و آموزنده هستند. او در کتاب جدیدش به ارائه ۱۵ قانون ارزشمند رشد و بهبود فردی می‌پردازد.

۱. قانون هدفمندی

از خود بپرسید، «در زندگی می‌خواهید به کجا برسید؟» رشد فردی خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد. باید کاری کنید که اتفاق بیفتد و روش پیشرفت، بدون منتظر ماندن برای زمان و انگیزه مناسب را یاد بگیرد. همین امروز خودتان را به عمل تشویق کنید. هرگز نگران اشتباه کردن نباشید. از این سؤالِ رابرت.اچ شولر الهام بگیرید: «اگر می‌دانستید شکست نمی‌خورید، برای انجام چه کاری تلاش می‌کردید؟» شجاع باشید.

رشد آسان نیست. هر چیز ارزشمندی قیمتی دارد. برای پرداخت آن قیمت آماده ‌باشید، اما همیشه به یاد داشته باشید که ایمان ترس را مغلوب می‌کند. همواره باور داشته باشید که رشد خواهید کرد و فرایند تغییرتان را بر پایه اهداف مستحکم قرار دهید. وقتی مسئولیت زندگی‌تان را بر عهده می‌گیرید، انتخاب‌های صحیحی برای خودتان انجام دهید. همان طور که النور روزولت گفت: «در طولانی‌مدت این خودمان هستیم که زندگی‌مان و خودمان را شکل می‌دهیم».

۲. قانون آگاهی

آیا می‌دانید که هستید؟ اگر خودتان را نشناسید و ندانید می‌خواهید چه کار کنید یا به چه چیزی دست یابید،‌ نمی‌توانید رشد فردی را تجربه کنید. این کار مستلزم کنکاش درونی است.

آبراهام کاپلانِ فیلسوف توضیح می‌دهد که «اگر به گفته سقراط یک زندگی مطالعه‌نشده ارزش زیستن ندارد، پس یک زندگی بکر هم ارزش مطالعه را دارد.» افرادی را بیابید که روش زندگی‌شان مورد پسندتان است، آن‌ها را بررسی کرده و از آن‌ها الگوبرداری کنید.

برای تبدیل شدن به یک سخنران عمومی ماهر، فیلم‌های استادان ارتباطات مثل جانی کارسون و بیلی گراهام را ببینید. از الگوهایتان درس بیاموزید.

 ۳. قانون آیینه

در تلاش برای ارتقای خود باید عمیقاً باور داشته باشید که شایسته این تلاش هستید. زیگ زیگلار، مربی فروش می‌نویسد: «اگر احساس منفی نسبت به خود داشته باشیم،‌ نمی‌توانیم کارها را به‌روشی مثبت انجام دهیم.» اغلب افرادی که خودباوری ندارند، برای رشد هیچ تلاشی نمی‌کنند.

اگر کمبود خودباوری برای شما هم مسئله است، پیش از تلاش برای ارتقای خود در سایر حوزه‌ها، بر این موضوع کار کنید. بدانید که هر انسانی ارزشی ذاتی دارد؛ آن ارزش را در خودتان پیدا کنید. برای ارتقای تصویری که از خود دارید، با لحنی مثبت با خودتان سخن بگویید. خودتان را تشویق کنید، هیچ‌وقت خودتان را دلسرد نکنید.

خود را بر اساس آدم‌های اطرافتان ارزیابی نکنید. بدانید که تمرکز بر خودتان اشکالی ندارد. از دست «باورهای محدودکننده» خلاص شوید، یعنی همان محدودیت‌هایی که خودتان در ذهن به‌وجود آورده‌اید و فکر می‌کنید نمی‌توانید بر آن‌ها غلبه کنید. وقتی کار خوبی انجام می‌دهید، خودتان را تشویق کنید.

۴. قانون تامل

یک‌بار کوکاکولا نوشابه‌اش را این‌طور تبلیغ کرد: «مکثی که طراوت می‌بخشد.» شما نیز برای رشد به چنین مکث طراوت‌بخشی نیاز دارید. زمانی را به تأمل درباره آنچه از تجربیاتتان آموخته‌اید، اختصاص دهید. مروری اندیشمندانه بر درس‌هایی که آموخته‌اید، کمک می‌کند تا اطمینان حاصل کنید که در مسیر درستی گام برمی‌دارید.

توقف و تأمل برای دستیابی به رویاها ضروری است. این قانون در مورد هر فرد بزرگی که به موفقیت‌های برجسته دست‌یافته، صادق است. همه به زمانی برای تأمل نیاز دارند.

جیم رانِ فیلسوف پیشنهاد می‌دهد که «در انتهای هر روز، باید نوار عملکردتان را به عقب ببرید. نتایج یا باید تشویقتان کنند یا تلنگر بزنند. وقتی تأمل می‌کنید، از خودتان بپرسید، «بزرگ‌ترین دارایی من چیست؟» و «چه چیزی بیش از همه برایم رضایت‌بخش است؟» پاسخ‌ها را بیابید.

۵. قانون ثبات

اگر منظم و منضبط نباشید، همه انگیزه‌های دنیا نیز نمی‌توانند برای رشد به شما کمک کنند. برداشتن گام‌های لازم روزانه برای رشد محتاج نظم است. به گفته جورج لوریمر: «اگر می‌خواهید هر شب با رضایت به خواب روید، باید عادت کنید که هر روز با هدف بیدار شوید.» شانسِ خوبِ تغییرِ درونی را به خودتان بدهید. کارتان را با ساده‌ترین چالش‌ها آغاز کنید و به پیش روید.

ایان مک‌گرگورِ صنعتگر می‌گوید: «من با همان اصول رام‌کنندگان اسب‌ها کار می‌کنم. کار را با پرچین‌های کوتاه یعنی اهدافی که به‌سادگی قابل دسترس هستند آغاز کرده و سپس پیشرفت می‌‌کنم».

۶. قانون محیط

ممکن است باانگیزه، منظم و آماده تغییر باشید، اما شاید محیط شما را عقب نگه دارد. با فرمول «رشد= تغییر» محیط اطرافتان را از نو بیارایید. شرایط را بررسی کنید تا ببینید چطور باعث عقب‌ماندن شما می‌شود. تنظیمات جدیدی بیابید که شما را تقویت کند، نه اینکه مانع‌تان شود. محیط شما شامل افرادی است که در زندگی‌تان هستند. اگر آدم‌های اطرافتان شما را محدود کنند، نمی‌توانید پیشرفت کنید.

دیوید مک‌کِلِلند روانشناس اجتماعی از دانشگاه هاروارد می‌گوید افرادی که هر روز با آن‌ها در ارتباط هستید، ‌یعنی «گروه مرجعتان» ۹۵ درصد، مسئول موفقیت یا شکست‌تان هستند. آن‌ها را با دقت انتخاب کنید.

۷. قانون برنامه‌ریزی

رشد فردی را مأموریتی بدانید که نیازمند بیش‌ترین جدیت برای رسیدن به هدف است. در حوزه‌هایی از زندگی که تصمیم به رشد دارید، عامل باشید. جان مکسولِ نویسنده هر سال در روز آغاز سال نو، پس از گذراندن ساعاتی با خانواده سراغ تحقیق می‌رود. او تا شب سال نو کار می‌کند و تقویم قرار ملاقات‌هایش را دقیقه به دقیقه بررسی می‌کند تا ببیند وقتش در سال گذشته را چگونه گذرانده است. مکسول پس از این مرور استراتژیک روش گذراندن وقتش در سال آینده را به دقت تنظیم می‌کند.

زندگی‌تان را با دقت برنامه‌ریزی کنید. روش‌‌هایی سنجیده و قابل تکرار را طراحی کنید تا در دستیابی به اهدافتان به شما کمک کند. زمان کار و اوقات فراغت خود را سازماندهی کنید. در ساختاربندی روزهایتان ثابت‌قدم باشید؛ از زمان ارزشمندتان به بهترین نحو استفاده کنید.

۸. قانون درد

رویدادهای دشوار زندگی اصلاً خوشایند نیستند، اما می‌توانید از تجربیات دردناک درس بیاموزید و رشد کنید. آخرین کاری که در شرایط دشوار باید انجام دهید، این است که برای خودتان احساس تأسف کنید.

هر کسی گاهی با شرایط منفی دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کند. آن‌ها را به فرصت‌هایی برای یادگیری تبدیل کنید. از رویدادهای بد زندگی‌تان چیزی مثبت به دست آورید.

دایانا نایادِ شناگر می‌گوید: «من مشتاقم خود را وقف هر کاری کنم؛ تا زمانی‌که ببینم این تجربه مرا به سطح جدیدی می‌برد، درد یا ناراحتی موقتی برایم معنا ندارد.»

تجارب وحشتناک می‌تواند شما را به سوی فرصت‌های جدید هدایت کند. یک مرغدار را در نظر بگیرید که هر سال در بهار مزرعه‌اش مملو از جوجه بود. بعد از یک سیل بسیار بد، مرغدار به همسرش شکایت کرد که دیگر راه چاره‌ای ندارد و نمی‌داند چه کند. همسرش گفت: اردک بخر. مانند همسر مرغدار باشید. مصیبت را به شروعی جدید تبدیل کنید.

۹. قانون نردبان

هرکسی که از نردبانی روی یک زمین نامسطح بالا می‌رود، دنبال دردسر می‌گردد. هرچه بالاتر روید، همه چیز مرتعش‌تر می‌شود. تلاش برای ارتقای خود بدون توجه به شخصیتتان منجر به ناکامی می‌شود. هر چیز ارزشمندی به مبنای شخصیت بستگی دارد. اینکه چقدر می‌توانید بالا روید، به این‌که چه کسی هستید بستگی دارد.

داشتن شخصیت خوب باید بیش از موفقیت برایتان مهم باشد. مقامات روس الکساندر سولژِنیتسِن را به این دلیل زندانی کردند که منتقد ژوزف استالین بود. سولژِنیتسِن درباره تجربه غم‌انگیزش نوشت: «زندان، تو را تقدیس می‌کنم، تو را برای اینکه در زندگیم بودی تقدیس می‌کنم، برای خوابیدن روی حصیر چوبی زندان، من یاد گرفتم که برخلاف باورم هدف زندگی کامیابی نیست، بلکه تعالی روح است.»

۱۰. قانون کِش

آمادگی قدم گذاشتن به بیرون از حوزه آسایش را داشته باشید و خود را مانند یک کش بکشید. بسیاری از مردم این کار را دشوار می‌دانند تا جایی که نمی‌توانند به شکل ارزشمندی پیشرفت کنند. آن‌ها کمتر از آن چیزی باقی می‌مانند که در صورت داشتن اشتیاق یا توانایی می‌توانستند باشند. کشیدن خودتان نیازمند تغییر است، که همواره ذاتاً دردناک است. منبسط شدن همچنین به ریسک نیاز دارد که اقدامی شجاعانه است؛ در غیر این صورت زندگی خسته‌کننده و غیر رضایت‌بخش می‌شود. به گفته ای.جی. باکام پیشگام عکاسی هوایی: «یکنواختی پاداش وحشتناک فرد محتاط است». افراد موفق هرگز نمی‌خواهند در گوشه امن خود بمانند.

۱۱. قانون جایگزین‌ها

توسعه فردی همواره جایگزین‌هایی را در بر دارد. برای استفاده از همه توانتان باید خواهان قربانی کردن بخشی ارزشمند از زندگی‌تان باشید. انتخاب شما اثری مستقیم بر مسیر زندگی‌تان دارد. وقتی با انتخاب‌های دشوار روبه‌رو می‌شوید، همه نکات مثبت‌ و منفی‌ مربوط را به دقت ارزیابی کنید. جایگزین‌هایی که تعریف می‌کنید را مشکلات جدیدی ندانید که باید تحملشان کنید و آرزو کنید و امیدوار باشید همه چیز درست می‌شود. از انتخاب‌ها و جایگزین‌های دشوار استقبال کنید. پذیرفتن مسئولیت اعمالتان نشانه بلوغ و رشد است.

۱۲. قانون کنجکاوی

اگر یاد نگیرید، نمی‌توانید رشد کنید. «چرا» را به کلمه محبوب خود تبدیل کنید. هرچه کنجکاوتر باشید، می‌توانید بیشتر یاد بگیرید و رشد ‌کنید. برای افزایش کنجکاوی، ذهنیتی مانند یک فرد تازه‌کار داشته باشید. از نشان دادن کمبود دانش‌تان نترسید. پیتر دراکر استاد مدیریت یک‌بار گفت: «بزرگترین نقطه قوت من به عنوان یک مشاور این است که نادان باشم و سؤالات زیادی بپرسم.» اگر وقت خود را با افرادی بگذرانید که به اندازه شما کنجکاوند، برای سؤال پرسیدن راحت‌تر خواهید بود. یادگیری یک مطلب جدید در روز را هدف خود قرار دهید. بدانید که شکست‌ فرصتی استثنایی برای یادگیری در اختیارتان قرار می‌دهد. همیشه خوش‌بین باشید. بپذیرید که هر مشکلی چندین راه‌حل دارد.

 ۱۳. قانون الگوبرداری

وقتی شخصی دانا راهنمای شما در مسیر رشد باشد، رشد فردی ساده‌تر می‌شود. کتاب‌های متعددی برای کمک به شما در دسترس‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به کتاب «دیل کارنگی» برای بهبود مهارت‌های افراد با عنوان آیین دوست‌یابی اشاره کرد. یک مشاور استخدام کنید تا گام‌هایی که باید بردارید را به شما نشان دهد. اگر کسب‌وکارتان را تازه آغاز کرده‌اید، انتظار نداشته باشید مشاوری را از سطوح برتر دنیای کسب‌و‌کار پیدا کنید. در عوض، شخصی را پیدا کنید که چند سطح بالاتر از شما کار کرده باشد و از او الگوبرداری کنید.

۱۴. قانون گسترش

هر کاری که انجام داده‌اید، هر موفقیتی که کسب کرده‌اید، قابل گسترش است. کارشناسان ادعا می‌کنند که مردم فقط از ۱۰ درصد توانشان استفاده می‌کنند. افراد می‌توانند بسیار بیش از آنچه در گذشته داشته‌اند را به دست آورند.

برای کسب موفقیت بیشتر در زندگی، تفکر «آیا می‌توانم؟» را به تفکر «چطور می‌توانم؟» تبدیل کنید. سؤال «آیا می‌توانم؟» خودبه‌خود شما را محدود می‌کند. سؤال «چطور می‌توانم؟» نشان می‌دهد که برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد. آن راه‌حل را کشف کنید.

 ۱۵. قانون همکاری

زندگی‌تان نباید حول محور رشد فردی بچرخد. به نیازهای افرادی که برایتان مهم هستند، توجه کنید. ببینید چطور می‌توانید به بهبود زندگی‌شان کمک کنید. این بهترین راه برای ایجاد رضایت و شادی درونی است.

بنجامین فرانکلین رئیس‌جمهور و مخترع آمریکایی همیشه به دنبال پاسخ‌های درست برای سؤالات مهم بود. یکی از بزرگ‌ترین واقعیت‌هایی که کشف کرد این بود که کمک به دیگران بهترین کاری بود که می‌توانست انجام دهد.

او هر روز را با سؤال «امروز باید چه کار خوبی انجام دهم؟» آغاز می‌کرد و با سؤال «امروز چه کار خوبی انجام دادم؟» به پایان می‌برد.

منبع: مدیر سبز

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

مهارت صحبت کردن در جمع

در زندگی همه ما مواقعی وجود دارد که باید در حضور چند نفر راجع به مسئله ای صحبت کنیم. ممکن است این صحبت در جلسه یا کنفرانسی باشد که رسمیت داشته باشد و ممکن هم هست که در یک جمع خانوادگی یا در محیط کار بخواهیم برای دوستان یا همکارانمان صحبت کنیم. اگر مهارت های لازم را در این زمینه داشته باشیم ، قطعاً روند کار با موفقیت بیشتری انجام می شود و به نتایج بهتری می رسیم.

یکی از مباحث مهمی که اکثر صاحب نظران درباره آن اتفاق نظر دارند، مقدمه ای است که ما برای گفتار خود انتخاب می کنیم. برخی می گویند اصل مطلب مهم است و مقدمه تأثیر چندانی در روابط ندارد، در صورتی که اگر مقدمه جالب و دلنشین نباشد، دنبال کردن بقیه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعی نیست.
پس سعی کنید صحبت خود را همیشه با یک مقدمه آغاز کنید و سپس به اصل بحث بپردازید. و اما مقدمه ؛ بسیاری افراد حتی در دوران تحصیل و برای نوشتن انشاء نیز برای پرداختن به مقدمه دچار مشکل می شوند، اما با توجه به نکات زیر حداقل از اصول کلی مقدمه آگاه خواهند شد:
▪ مقدمه باید مختصر باشد، اما در عین حال هدف از بیان آن را مشخص کند تا شنونده بداند که قرار است به چه موضوعی پرداخته شود.
▪ مقدمه نباید تنها اطلاعات خاصی را به شنونده منتقل کند، بلکه باید شنونده را جذب کند و برای پیگیری کلام انگیزه لازم را در او به وجود آورد.
▪ مطالب بیان شده باید مرتبط با یکدیگر باشند، نه این که در مقدمه به نکاتی پرداخته شود که در آخر بحث ، هیچ نتیجه ای از آنها گرفته نشود.
▪ در نهایت با نوع کلام خود سعی کنید ارتباطی میان خود و شنونده ایجاد کنید که موج مثبتی ایجاد شود و فضای دلنشین و مطلوبی به بحث شما بدهد.
● و اما در پرداختن به مطالب اصلی کلام ، پس از مقدمه ، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
▪ از کلمات قابل درک و با معنی استفاده کنید.
▪ القاب ، عناوین و اصطلاحات فوق تخصصی، کمکی به درک بهتر موضوع نمی کند. البته هنگام نیاز باید به آنها اشاره کرد.
اما موضوع اصلی نباید تحت الشعاع این مسئله قرار گیرد، زیرا شنونده خسته می شود. برای پرداختن به موضوع ، در صورت امکان می توانید از داستان های کوتاه، ضرب المثل ها و اطلاعات جالب دیگر برای حمایت از موضوع اصلی استفاده کنید و بر جذابیت کلام و درک بهتر آن بیفزایید. سعی کنید حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه کافی اطلاع و آگاهی داشته باشید تا با تسلط کامل درباره آن صحبت کنید.
▪ به یاد داشته باشید هرچه بیشتر مطالعه کنید، بیشتر خواهید دانست و هرچه بیشتر بدانید و بیاموزید، به جاهای بهتری می رسید.
▪ وقتی از جنبه های گوناگون یک مسئله آگاه باشید، با اعتماد به نفس بیشتری راجع به آن صحبت می کنید و این حس مثبت خود را به شنونده نیز منتقل خواهید کرد.
▪ با اشاره به ارزش و اهمیت موضوع ، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بیان کنید و در صورت لزوم جزئیاتی که مرتبط با مسئله باشند را نیز تشریح کنید.
▪ دیگران را در بحث خود وارد کنید و از نظرات آنها نیز مطلع شوید، چرا که اگر تا انتهای بحث پیش بروید، امکان دارد نقاط کور و مبهمی برای شنوندگان ایجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقیده یا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
▪ هرگز فکر نکنید سکوت حضار دقیقاً به معنای تأیید و همراهی با گفته های شماست. حتی اگر سکوتی نیز حکمفرما شد، سعی کنید با طرح برخی سؤالات در ارتباط با موضوع کلام آنها را به شرکت در بحث تشویق کنید.
▪ از مکث های طولانی و توپوق زدن جدا بپرهیزید؛ زیرا این گونه موارد نه تنها حاکی از عدم تسلط و آگاهی کافی شما نسبت به موضوع است، بلکه هماهنگی و ارتباط میان موارد را از میان می برد و در ضمن موجب حواس پرتی شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما می شود؛ البته این کار نیاز به تمرین دارد، اما ضروری و ممکن است.
▪ توجه داشته باشید حتی عامی ترین مردم نیز قادر به درک میزان توانایی شما در بیان، کلام و نحوه گفتار هستند. مردم همیشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرک و درجه تحصیلی شان. پس اگر عالی ترین مدارک تحصیلی را نیز داشته باشید، اما در انتقال مفاهیم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشید، موفقیتی کسب نخواهید کرد.
- موارد فوق، نکاتی ساده اما مهم را به شما یادآوری می کنند که با وجود ساده بودن نیاز به تمرین و صرف وقت دارند که ما امیدواریم شما نیز با رعایت آنها در زندگی اجتماعی و کارهای خود، به موفقیت های روزافزون دست یابید.

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

10درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین

۱ . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.

 

۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می توانید به مقصد برسید.

 

۳ .تمرکز بر حال

“راننده ای که بتواند در حالی که به تصویر زیبایی نگاه می کند نمی تواند با ایمنی رانندگی کند ، به تصویر اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “

پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می‌توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید. تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .

 

۴ .تخیل قدرتمند است .

“تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “

آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.

آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.

 

۵ .اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می گویم ، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید .

 

۶ .زندگی در لحظه

“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”

تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .

شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد ، این تنها زمانی است که وجود دارد .

 

۷ .خلق ارزش

“سعی نکنید موفق شوید ، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “

وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می کنید

استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید ، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .

تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .

 

۸ .انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.

“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “

شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.

 

۹ .دانش از تجربه می آید .

“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “

دانش از تجربه می آید . شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !

وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید .دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .

 

۱۰ .اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید...

“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”

۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می شود .

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

4 راز افراد موفق در مدیریت زمان

افراد موفق در استفاده از زمان بسیار متفاوت عمل می‌کنند. آن‌ها می‌دانند منابعی مانند پول و سرمایه قابل ‌برگشت هستند، ولی زمان ارزشمندترین سرمایه غیرقابل‌ بازگشت است. اگر دیدگاه شما نسبت به زمان عوض شود می‌تواند تاثیر شگرفی بر زندگی و دستاورهایتان داشته باشد. در این مقاله به ارائه 4 راز می‌پردازیم که افراد موفق آن‌ها را می‌دانند و استفاده می‌کنند.

 راز 1: درک ارزش عدد 1440
این راز با اینکه بسیار ساده و بدیهی به نظر می‌رسد مهم‌ترین نکته در مدیریت زمان است. میلیونرها و سایر افراد بسیار موفق نگاه متفاوتی به زمان دارند. اگر می‌خواهید بازنده باشید، اصلا به زمان فکر نکنید. اگر می‌خواهید یک کارمند فنی نخبه خوب یا یک مدیر میانی واقعا خوب باشید، از نوعی سیستم مدیریت وظایف الف.ب.پ استفاده کنید. ولی افراد فوق موفق دیدگاه متفاوتی دارند. 

 میلیونرها و فهرست انجام کارها
افراد بسیار موفق بسیار به زمان فکر می‌کنند. آن‌ها همه دنیایشان را حول حداکثر کردن زمان خود و حفاظت از آن طراحی می‌کنند. در حقیقت، آن‌قدر به اهمیت زمان فکر می‌کنند که تقریبا احساس می‌کنند زمان پرواز می‌کند. 

کمی وقت بگذارید و به ارزشمندترین چیزهای زندگی فکر کنید. چند دقیقه چشمانتان را ببندید و به فهرست چیزهایی فکر کنید که بیشترین ارزش را برایشان قائلید.

اگر مانند اغلب مردم باشید، فهرست چیزهای ارزشمند زندگی‌تان شامل موارد زیر است: دوستان، خانواده، همسر، پول، سلامتی، تفریح و البته زمان.

 ارزشمندترین چیزها در زندگی
زمان ارزشمندترین دارایی شما در زندگی شما است و باید احساس کنید که هر لحظه می‌خواهد از دست‌تان فرار کند. ممکن است سالم باشید و سپس چاق یا بیمار شوید و بعد دوباره سلامتی خود را بازیابید. شاید همه پولتان را از دست بدهید و سپس آن را بازگردانید. دوستان بسیار مهم هستند اما بگویید چند دوست در دانشگاه داشتید که دیگر با آن‌ها در ارتباط نیستید. یا حتی چه کسی جزو مهمانان عروسی‌تان بود و روز عروسی آخرین باری بود که او را دیدید؟ بله دوستان ارزشمندند ولی آن‌ها را از دست می‌دهیم و دوستان جدیدی پیدا می‌کنیم.  

اما در مورد زمان موضوع کاملا متفاوت است. هرگز نمی‌توانید زمان بیشتری بسازید. وقتی روز تمام می‌شود، دیگر نمی‌توانید آن را برگردانید.

زمان ارزشمندترین منبع در جهان است. بعضی ثروتمند به دنیا می‌آیند و بعضی فقیر. بعضی در دانشگاه‌های معتبر درس می‌خوانند و بعضی انصراف می‌دهند. بعضی‌ها به طور ژنتیکی ورزشکارند، اما بعضی معلولیت فیزیکی دارند. اما همه ما هر روز ساعات یکسانی در اختیار داریم.

دست‌تان را روی قلب‌ خود بگذارید. واقعا این کار را انجام دهید. دست‌تان را روی سینه‌تان بگذارید و تپش منظم قلبتان را احساس کنید. به نفس کشیدنتان فکر کنید. این ضربان‌ها هرگز بر نمی‌گردند. آن نفس‌ها هرگز بر نمی‌گردند. شاید با خودتان فکر کنید که «بله، بله، زمان واقعا برایم مهم است. این را قبلا هم می‌دانستم». اما آیا واقعا زندگی شما نشان می‌دهد که به زمان اهمیت می‌دهید؟

با خود بیندیشید که چقدر به پول اهمیت می‌دهید. کار می‌کنید تا پول درآورید، حساب پولتان را دارید، به دنبال بهترین راه‌ها برای سرمایه‌گذاری پولتان هستید، مطالبی درباره راه‌های کسب پول بیشتر می‌خوانید و می‌خواهید اطمینان حاصل کنید که هیچ‌کس پولتان را نمی‌دزدد. هرگز کیف پولتان را روی پیشخوان جا نمی‌گذارید و هرگز کارت عابر بانک خود و رمز آن را به غریبه‌ها نمی‌دهید.

ولی درباره زمان شاید خیلی فکر نکنید و به راحتی بگذارید دیگران زمان ارزشمند شما را بدزدند. شما اغلب نه تنها اقدامی نمی‌کنیم بلکه به همان دزدان اجازه می‌دهید بارها این کار را تکرار کنند.

 

عدد 1440
هر روز 1440 دقیقه است. اگر به دنبال ابزاری برای تحول در زندگی هستید، عدد 1440 را با فونت درشت پرینت بگیرید و آن را به در اتاق کارتان، به پایه تلویزیون یا کنار مانیتور بچسبانید.  

این کار دو فایده دارد. نخست، هر بار که وارد اتاق می‌شوید، ارزش زمان به شما یادآوری می‌شود. دوم اینکه این کاغذ یک ابزار مکالمه عالی است تا به دیگران دیدگاه خود را درباره زمان بگویید. وقتی کارمندان در می‌زنند و می‌پرسند «یک دقیقه وقت دارید؟»‌ بلافاصله می‌توانید بگویید: حتما جریان 1440 را می‌دانید. همین باعث می‌شود دیگران برای وقت شما ارزش بیشتری قائل شوند و صحبت‌ها و جلسات کوتاه‌تر شود.

وقتی گذر زمان را واقعا حس کنید، کل دیدگاهتان تغییر می‌کند. وقتی بیدار می‌شوید و به طور ناخودآگاه شروع به شمردن می‌کنید 1440، 1439، 1438 ،‌... سهل‌انگاری از وجودتان رخت برمی‌بندد و بهره‌وری‌تان افزایش می‌یابد.

 

راز 2: انجام کارهای مهم
افراد بسیار موفق به وضوح می‌دانند در هر حوزه از زندگی خود چه می‌خواهند. آن‌ها این موضوع را بسیار شفاف و واضح می‌دانند. شما به دنبال رویاهای چه کسی هستید؟ اگر مشغول کار روی اهداف خود نباشید، حتما دارید برای اهداف شخص دیگری کار می‌کنید. 

کتاب‌های بسیاری درباره تعیین هدف نوشته شده است، اما همه آن‌ها در راستای درک مهم‌ترین کارها در همه حوزه‌های زندگی بوده است. این کار برای اغلب افراد به معنی تعیین هدف در حوزه‌های سلامتی، ثروت و روابط است. برای دیگران هم به معنی هدف‌گذاری در حوزه‌های معنوی، خیریه و تفریح است.

البته حوزه‌های مهم به خودتان بستگی دارد و اهدافتان هم چنین است. فقط مطمئن شوید که مشخص و قابل سنجش هستند.

برای مثال اهداف نامناسب در حوزه سلامتی عبارت‌اند از: سالم شدن و کاهش وزن. اهداف خوب در حوزه سلامتی آن‌قدر خاص هستند که هر ناظر خارجی می‌تواند بفهمد که به آن دست یافته‌اید یا نه: کم کردن 10 کیلو وزن در 10 هفته، دویدن روی تردمیل به صورت 30 دقیقه در روز.

 

راز 3: توازن کار و زندگی بدون عذاب وجدان
آیا تاکنون دقت کرده‌اید که چرا موفق‌ترین افراد به ندرت عصبی یا پر استرس هستند؟ آن‌ها در لحظه حاضرند و توجه کاملی به شما دارند. از آنجا که علاقه زیادی داشتیم که بدانیم افراد موفق چطور زمانشان را می‌گذرانند، شروع به جمع‌آوری اطلاعات جذابی درباره آن‌ها کردیم.

همه افراد موفق در مجموع همان 24 ساعتی را دارند که ما داریم. ولی چند نفر از آن‌ها چنین بودند:

عده‌ای هر روز ساعت 5:30 به خانه می‌روند و با خانواده و فرزندان وقت می‌گذرانند.

عده‌ای هر سال بیش از 50 کتاب می‌خوانند.

آن‌ها همیشه در حال کار نیستند بلکه به تفریح و استراحت اهمیت می‌دهند.

آیا عجیب نیست؟ افراد موفق اینطور زندگی می‌کنند و در مقابل افراد زیادی وجود دارند که زندگی خود را وقف کار کرده‌اند و شاید روزها در محل کار می‌مانند و درعین‌حال نه کارشان عالی است و نه زندگی شخصی‌شان.

افراد موفق شاید هزاران کار برای انجام دارند، ولی برای خود محدودیت‌های قاطعی تعریف کرده‌اند تا زندگی‌شان متعادل و متوزان باشد. البته واضح است که درباره شرایط استثنایی صحبت نمی‌کنیم. برای هر کدام از ما شاید پیش بیاید که مجبور شویم تا صبح کار کنیم. شاید گاهی نتوانیم با خانواده شام بخوریم. شاید مدتی فرصتی برای تفریح و رفتن به استخر شنا نداشته باشیم. این موارد طبیعی است، ولی نباید تبدیل به عادت شود. بلکه در اولین فرصت ممکن باید به روال متعادل زندگی برگردیم.

اندی گروو مدیر سابق شرکت اینتل جمله بسیار جالبی دارد. او می‌گوید: «روز من وقتی تمام می‌شود که ساعات کاری تمام شود، نه وقتی که کارم تمام ‌شود. کار من هرگز تمام نمی‌شود». کار مدیر هم مانند کارهای یک خانم خانه‌دار هرگز تمام نمی‌شود. همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد، جدا از کارهایی که باید انجام شود، همیشه می‌شود کارهای بیشتری انجام داد. و راز این است:

همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد و همیشه کارهای بیشتر از آنچه می‌توان انجام داد، وجود دارد. این یکی دیگر از آن مفاهیم ساده‌ای است که وقتی عمیقا ملکه ذهن‌ شود، می‌تواند زندگی‌تان را به شدت تغییر دهد.

اجازه ندهید که فهرست کارهای روزانه حکمران زندگی شما باشد. شاید این جملات آشنا باشد: «ببخشید نمی‌توانم برای شام به خانه بیایم، زیرا باید آن گزارش را کامل کنم». زندگی پرسرعت و بدون توقف‌های مناسب فقط یک نتیجه دارد. رضایت شما را از زندگی کاهش داده و موفقیت‌هایتان را کمتر می‌کند.

بیدار شوید
شاید بدون آنکه توجه کرده باشید درگیر یک زندگی یک‌بعدی و پرسرعت شده باشید. اگر اینطور است به خودتان بیایید و قوانین مشخصی برای خود بگذارید. نشانه‌های رایج ورزش نکردن، کمتر ظاهر شدن در میهمانی‌ها و جمع‌‌های خانوادگی، خوردن زیاد غذاهای حاضری و اختصاص زمان خواب به کار است. اگر اینطور است در مسیر اشتباهی پیش می‌روید و باید هرچه زودتر تعادل را به زندگی خود برگردانید. 

افراد بسیار موفق ساعات متمادی را صرف این نمی‌کنند که وظایف بیشتری را از فهرستشان خط بزنند. بلکه از قبل به اولویت‌هایشان فکر می‌کنند و برنامه زمان‌بندی دقیقی برای انجام آن‌ها دارند. آن وقت همان زمان برایشان کافی است. همیشه ما وقت کم داریم، ولی همیشه و همیشه برای انجام کارهای بسیار مهم وقت کافی وجود دارد.

درگیر یک زندگی پرسرعت نشوید. چند هدف برای ایجاد تعادل بگذارید. مثلا:

صرف شام با خانواده حداقل سه بار در هفته

اختصاص وقت به تفریح و ماجراجویی

صرف وقت برای بازی با کودکان

رفتن به باشگاه بدنسازی یا شنا

صرف شام بیرون از خانه با خانواده و دوستان

بنابراین باید در زمینه‌سازی برای انجام کارهای بیشتر استاد شوید. زیرا همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد.

وقتی در این کار مهارت یافتید، می‌بینید که گرفتن مرخصی، ترک شرکت در یک ساعت معقول و زمان گذاشتن برای خودتان بدون احساس گناه آسان‌تر می‌شود. 

 راز 4: یکبار انجامش دهید
افراد بسیار بهره‌ور تقریبا با هر موردی که مواجه می‌شوند، فورا درباره‌اش اقدام می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که برای کاراتر بودن فقط باید یکبار زمان و انرژی ذهنی را صرف چیزی کنند.  

دیدگاه یکبار انجامش بده
فکر کنید قبل از اینکه کاری را تمام کنید، چند بار باید به آن بپردازید. بیایید چند مثال را مرور کنیم.  

اغلب افراد اینباکس خود را باز می‌کنند و 10 ایمیل جدید باز نشده را می‌خوانند. روی یک پیغام کلیک می‌کنند، آن را می‌خوانند و سراغ پیغام بعدی می‌روند. اگر ایمیلی به پاسخ نیاز داشت، بعدا دوباره سراغ آن می‌روند، یعنی مجبورند دوباره آن پیام را بخوانند!

به یاد داشته باشید که یکبار انجام دادن چیزی به این معنی نیست که باید همه کارها را شخصا انجام دهید. واگذاری کارها تقریبا همیشه به صرفه‌ترین راه از نظر زمانی است، بنابراین اگر می‌توانید یکبار انجامش دهید و سپس آن را به شخص دیگری واگذار کنید. همچنین، لازم نیست هر کاری را فورا انجام دهید. یک پروژه بزرگ یا کاری که قرار است در یک بازه زمانی از پیش تعیین‌شده انجام شود را باید به بعد موکول کرده و برایش زمان‌بندی در نظر بگیرید.

اغلب افراد برای انجام کار فوری، قانونی کلی دارند. اگر انجام کاری کمتر از 5 تا 10 دقیقه زمان لازم داشته باشد، فورا برای انجامش اقدام می‌کنند.

من دوست دارم که حتی اگر کاری 15 تا20 دقیقه هم طول می‌کشد و فقط تا وقتی که با وظیفه‌ای از پیش‌ تعیین‌شده تداخل نکند، فورا آن را انجام دهم.

پس همانطور که گفتیم نکته مهم این است: یکبار انجامش دهید، یکبار انجامش دهید، یکبار انجامش دهید.

 منبع: مقالات بازاریابی مدیر سبز

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

4 راز افراد موفق در مدیریت زمان

افراد موفق در استفاده از زمان بسیار متفاوت عمل می‌کنند. آن‌ها می‌دانند منابعی مانند پول و سرمایه قابل ‌برگشت هستند، ولی زمان ارزشمندترین سرمایه غیرقابل‌ بازگشت است. اگر دیدگاه شما نسبت به زمان عوض شود می‌تواند تاثیر شگرفی بر زندگی و دستاورهایتان داشته باشد. در این مقاله به ارائه 4 راز می‌پردازیم که افراد موفق آن‌ها را می‌دانند و استفاده می‌کنند.

 راز 1: درک ارزش عدد 1440
این راز با اینکه بسیار ساده و بدیهی به نظر می‌رسد مهم‌ترین نکته در مدیریت زمان است. میلیونرها و سایر افراد بسیار موفق نگاه متفاوتی به زمان دارند. اگر می‌خواهید بازنده باشید، اصلا به زمان فکر نکنید. اگر می‌خواهید یک کارمند فنی نخبه خوب یا یک مدیر میانی واقعا خوب باشید، از نوعی سیستم مدیریت وظایف الف.ب.پ استفاده کنید. ولی افراد فوق موفق دیدگاه متفاوتی دارند. 

 میلیونرها و فهرست انجام کارها
افراد بسیار موفق بسیار به زمان فکر می‌کنند. آن‌ها همه دنیایشان را حول حداکثر کردن زمان خود و حفاظت از آن طراحی می‌کنند. در حقیقت، آن‌قدر به اهمیت زمان فکر می‌کنند که تقریبا احساس می‌کنند زمان پرواز می‌کند. 

کمی وقت بگذارید و به ارزشمندترین چیزهای زندگی فکر کنید. چند دقیقه چشمانتان را ببندید و به فهرست چیزهایی فکر کنید که بیشترین ارزش را برایشان قائلید.

اگر مانند اغلب مردم باشید، فهرست چیزهای ارزشمند زندگی‌تان شامل موارد زیر است: دوستان، خانواده، همسر، پول، سلامتی، تفریح و البته زمان.

 ارزشمندترین چیزها در زندگی
زمان ارزشمندترین دارایی شما در زندگی شما است و باید احساس کنید که هر لحظه می‌خواهد از دست‌تان فرار کند. ممکن است سالم باشید و سپس چاق یا بیمار شوید و بعد دوباره سلامتی خود را بازیابید. شاید همه پولتان را از دست بدهید و سپس آن را بازگردانید. دوستان بسیار مهم هستند اما بگویید چند دوست در دانشگاه داشتید که دیگر با آن‌ها در ارتباط نیستید. یا حتی چه کسی جزو مهمانان عروسی‌تان بود و روز عروسی آخرین باری بود که او را دیدید؟ بله دوستان ارزشمندند ولی آن‌ها را از دست می‌دهیم و دوستان جدیدی پیدا می‌کنیم.  

اما در مورد زمان موضوع کاملا متفاوت است. هرگز نمی‌توانید زمان بیشتری بسازید. وقتی روز تمام می‌شود، دیگر نمی‌توانید آن را برگردانید.

زمان ارزشمندترین منبع در جهان است. بعضی ثروتمند به دنیا می‌آیند و بعضی فقیر. بعضی در دانشگاه‌های معتبر درس می‌خوانند و بعضی انصراف می‌دهند. بعضی‌ها به طور ژنتیکی ورزشکارند، اما بعضی معلولیت فیزیکی دارند. اما همه ما هر روز ساعات یکسانی در اختیار داریم.

دست‌تان را روی قلب‌ خود بگذارید. واقعا این کار را انجام دهید. دست‌تان را روی سینه‌تان بگذارید و تپش منظم قلبتان را احساس کنید. به نفس کشیدنتان فکر کنید. این ضربان‌ها هرگز بر نمی‌گردند. آن نفس‌ها هرگز بر نمی‌گردند. شاید با خودتان فکر کنید که «بله، بله، زمان واقعا برایم مهم است. این را قبلا هم می‌دانستم». اما آیا واقعا زندگی شما نشان می‌دهد که به زمان اهمیت می‌دهید؟

با خود بیندیشید که چقدر به پول اهمیت می‌دهید. کار می‌کنید تا پول درآورید، حساب پولتان را دارید، به دنبال بهترین راه‌ها برای سرمایه‌گذاری پولتان هستید، مطالبی درباره راه‌های کسب پول بیشتر می‌خوانید و می‌خواهید اطمینان حاصل کنید که هیچ‌کس پولتان را نمی‌دزدد. هرگز کیف پولتان را روی پیشخوان جا نمی‌گذارید و هرگز کارت عابر بانک خود و رمز آن را به غریبه‌ها نمی‌دهید.

ولی درباره زمان شاید خیلی فکر نکنید و به راحتی بگذارید دیگران زمان ارزشمند شما را بدزدند. شما اغلب نه تنها اقدامی نمی‌کنیم بلکه به همان دزدان اجازه می‌دهید بارها این کار را تکرار کنند.

 

عدد 1440
هر روز 1440 دقیقه است. اگر به دنبال ابزاری برای تحول در زندگی هستید، عدد 1440 را با فونت درشت پرینت بگیرید و آن را به در اتاق کارتان، به پایه تلویزیون یا کنار مانیتور بچسبانید.  

این کار دو فایده دارد. نخست، هر بار که وارد اتاق می‌شوید، ارزش زمان به شما یادآوری می‌شود. دوم اینکه این کاغذ یک ابزار مکالمه عالی است تا به دیگران دیدگاه خود را درباره زمان بگویید. وقتی کارمندان در می‌زنند و می‌پرسند «یک دقیقه وقت دارید؟»‌ بلافاصله می‌توانید بگویید: حتما جریان 1440 را می‌دانید. همین باعث می‌شود دیگران برای وقت شما ارزش بیشتری قائل شوند و صحبت‌ها و جلسات کوتاه‌تر شود.

وقتی گذر زمان را واقعا حس کنید، کل دیدگاهتان تغییر می‌کند. وقتی بیدار می‌شوید و به طور ناخودآگاه شروع به شمردن می‌کنید 1440، 1439، 1438 ،‌... سهل‌انگاری از وجودتان رخت برمی‌بندد و بهره‌وری‌تان افزایش می‌یابد.

 

راز 2: انجام کارهای مهم
افراد بسیار موفق به وضوح می‌دانند در هر حوزه از زندگی خود چه می‌خواهند. آن‌ها این موضوع را بسیار شفاف و واضح می‌دانند. شما به دنبال رویاهای چه کسی هستید؟ اگر مشغول کار روی اهداف خود نباشید، حتما دارید برای اهداف شخص دیگری کار می‌کنید. 

کتاب‌های بسیاری درباره تعیین هدف نوشته شده است، اما همه آن‌ها در راستای درک مهم‌ترین کارها در همه حوزه‌های زندگی بوده است. این کار برای اغلب افراد به معنی تعیین هدف در حوزه‌های سلامتی، ثروت و روابط است. برای دیگران هم به معنی هدف‌گذاری در حوزه‌های معنوی، خیریه و تفریح است.

البته حوزه‌های مهم به خودتان بستگی دارد و اهدافتان هم چنین است. فقط مطمئن شوید که مشخص و قابل سنجش هستند.

برای مثال اهداف نامناسب در حوزه سلامتی عبارت‌اند از: سالم شدن و کاهش وزن. اهداف خوب در حوزه سلامتی آن‌قدر خاص هستند که هر ناظر خارجی می‌تواند بفهمد که به آن دست یافته‌اید یا نه: کم کردن 10 کیلو وزن در 10 هفته، دویدن روی تردمیل به صورت 30 دقیقه در روز.

 

راز 3: توازن کار و زندگی بدون عذاب وجدان
آیا تاکنون دقت کرده‌اید که چرا موفق‌ترین افراد به ندرت عصبی یا پر استرس هستند؟ آن‌ها در لحظه حاضرند و توجه کاملی به شما دارند. از آنجا که علاقه زیادی داشتیم که بدانیم افراد موفق چطور زمانشان را می‌گذرانند، شروع به جمع‌آوری اطلاعات جذابی درباره آن‌ها کردیم.

همه افراد موفق در مجموع همان 24 ساعتی را دارند که ما داریم. ولی چند نفر از آن‌ها چنین بودند:

عده‌ای هر روز ساعت 5:30 به خانه می‌روند و با خانواده و فرزندان وقت می‌گذرانند.

عده‌ای هر سال بیش از 50 کتاب می‌خوانند.

آن‌ها همیشه در حال کار نیستند بلکه به تفریح و استراحت اهمیت می‌دهند.

آیا عجیب نیست؟ افراد موفق اینطور زندگی می‌کنند و در مقابل افراد زیادی وجود دارند که زندگی خود را وقف کار کرده‌اند و شاید روزها در محل کار می‌مانند و درعین‌حال نه کارشان عالی است و نه زندگی شخصی‌شان.

افراد موفق شاید هزاران کار برای انجام دارند، ولی برای خود محدودیت‌های قاطعی تعریف کرده‌اند تا زندگی‌شان متعادل و متوزان باشد. البته واضح است که درباره شرایط استثنایی صحبت نمی‌کنیم. برای هر کدام از ما شاید پیش بیاید که مجبور شویم تا صبح کار کنیم. شاید گاهی نتوانیم با خانواده شام بخوریم. شاید مدتی فرصتی برای تفریح و رفتن به استخر شنا نداشته باشیم. این موارد طبیعی است، ولی نباید تبدیل به عادت شود. بلکه در اولین فرصت ممکن باید به روال متعادل زندگی برگردیم.

اندی گروو مدیر سابق شرکت اینتل جمله بسیار جالبی دارد. او می‌گوید: «روز من وقتی تمام می‌شود که ساعات کاری تمام شود، نه وقتی که کارم تمام ‌شود. کار من هرگز تمام نمی‌شود». کار مدیر هم مانند کارهای یک خانم خانه‌دار هرگز تمام نمی‌شود. همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد، جدا از کارهایی که باید انجام شود، همیشه می‌شود کارهای بیشتری انجام داد. و راز این است:

همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد و همیشه کارهای بیشتر از آنچه می‌توان انجام داد، وجود دارد. این یکی دیگر از آن مفاهیم ساده‌ای است که وقتی عمیقا ملکه ذهن‌ شود، می‌تواند زندگی‌تان را به شدت تغییر دهد.

اجازه ندهید که فهرست کارهای روزانه حکمران زندگی شما باشد. شاید این جملات آشنا باشد: «ببخشید نمی‌توانم برای شام به خانه بیایم، زیرا باید آن گزارش را کامل کنم». زندگی پرسرعت و بدون توقف‌های مناسب فقط یک نتیجه دارد. رضایت شما را از زندگی کاهش داده و موفقیت‌هایتان را کمتر می‌کند.

بیدار شوید
شاید بدون آنکه توجه کرده باشید درگیر یک زندگی یک‌بعدی و پرسرعت شده باشید. اگر اینطور است به خودتان بیایید و قوانین مشخصی برای خود بگذارید. نشانه‌های رایج ورزش نکردن، کمتر ظاهر شدن در میهمانی‌ها و جمع‌‌های خانوادگی، خوردن زیاد غذاهای حاضری و اختصاص زمان خواب به کار است. اگر اینطور است در مسیر اشتباهی پیش می‌روید و باید هرچه زودتر تعادل را به زندگی خود برگردانید. 

افراد بسیار موفق ساعات متمادی را صرف این نمی‌کنند که وظایف بیشتری را از فهرستشان خط بزنند. بلکه از قبل به اولویت‌هایشان فکر می‌کنند و برنامه زمان‌بندی دقیقی برای انجام آن‌ها دارند. آن وقت همان زمان برایشان کافی است. همیشه ما وقت کم داریم، ولی همیشه و همیشه برای انجام کارهای بسیار مهم وقت کافی وجود دارد.

درگیر یک زندگی پرسرعت نشوید. چند هدف برای ایجاد تعادل بگذارید. مثلا:

صرف شام با خانواده حداقل سه بار در هفته

اختصاص وقت به تفریح و ماجراجویی

صرف وقت برای بازی با کودکان

رفتن به باشگاه بدنسازی یا شنا

صرف شام بیرون از خانه با خانواده و دوستان

بنابراین باید در زمینه‌سازی برای انجام کارهای بیشتر استاد شوید. زیرا همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد.

وقتی در این کار مهارت یافتید، می‌بینید که گرفتن مرخصی، ترک شرکت در یک ساعت معقول و زمان گذاشتن برای خودتان بدون احساس گناه آسان‌تر می‌شود. 

 راز 4: یکبار انجامش دهید
افراد بسیار بهره‌ور تقریبا با هر موردی که مواجه می‌شوند، فورا درباره‌اش اقدام می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که برای کاراتر بودن فقط باید یکبار زمان و انرژی ذهنی را صرف چیزی کنند.  

دیدگاه یکبار انجامش بده
فکر کنید قبل از اینکه کاری را تمام کنید، چند بار باید به آن بپردازید. بیایید چند مثال را مرور کنیم.  

اغلب افراد اینباکس خود را باز می‌کنند و 10 ایمیل جدید باز نشده را می‌خوانند. روی یک پیغام کلیک می‌کنند، آن را می‌خوانند و سراغ پیغام بعدی می‌روند. اگر ایمیلی به پاسخ نیاز داشت، بعدا دوباره سراغ آن می‌روند، یعنی مجبورند دوباره آن پیام را بخوانند!

به یاد داشته باشید که یکبار انجام دادن چیزی به این معنی نیست که باید همه کارها را شخصا انجام دهید. واگذاری کارها تقریبا همیشه به صرفه‌ترین راه از نظر زمانی است، بنابراین اگر می‌توانید یکبار انجامش دهید و سپس آن را به شخص دیگری واگذار کنید. همچنین، لازم نیست هر کاری را فورا انجام دهید. یک پروژه بزرگ یا کاری که قرار است در یک بازه زمانی از پیش تعیین‌شده انجام شود را باید به بعد موکول کرده و برایش زمان‌بندی در نظر بگیرید.

اغلب افراد برای انجام کار فوری، قانونی کلی دارند. اگر انجام کاری کمتر از 5 تا 10 دقیقه زمان لازم داشته باشد، فورا برای انجامش اقدام می‌کنند.

من دوست دارم که حتی اگر کاری 15 تا20 دقیقه هم طول می‌کشد و فقط تا وقتی که با وظیفه‌ای از پیش‌ تعیین‌شده تداخل نکند، فورا آن را انجام دهم.

پس همانطور که گفتیم نکته مهم این است: یکبار انجامش دهید، یکبار انجامش دهید، یکبار انجامش دهید.

 منبع: مقالات بازاریابی مدیر سبز

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

گروه خیریه فردای سبز

معرفی گروه فردای سبز

گروه فرهنگی خیریه‌ی فردای سبز در سال ۱۳۷۵ توسّط جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف پایه ریزی و در سال ۱۳۷۶ تاسیس شد. از آن جا که منظور از فرهنگ در این گروه، فرهنگ والا و زیبای اسلامی و قرآنی است، و با توجّه به عنایات و توجّهات فراوانی که در فرهنگ اسلامی به عدالت، دستگیری از نیازمندان، رسیدگی به محرومان و یتیمان و اهتمام ورزیدن به احسان و نیکی به دیگران شده است، در فردای سبز برای حرکت در این راستا و هم چنین ترویج و اشاعه فرهنگ آن تلاش می شود. در همین مسیر اعضای گروه علاوه بر تلاش برای ارتقای سطح فکری و اعتقادی خود، برای آن که بتوانند وضع اجتماعی و شرایط موجود در در جامعه را بهتر بشناسند و در جهت اجرای فرامین الهی و کمک به خلق خدا گام بردارند و هم چنین برای این که اطرافیان و دانشگاهیان را در حدّ توان با این فرهنگ اسلامی آشنا سازند و مسیری را برای آن ها در جهت احسان و نیکی و عادت به اخلاق کریمه هموار نمایند، خود اقدام به شناخت خانواده های محروم و کمک به آن‌ها نمودند.

درباره گروه فرهنگی خیریه فردای سبز        شیوه پرداخت کمک های نقدی


 

♥♥دانلود رایگان♥♥

بسته «رازهای ثروت و موفقیت»

دانلود 3 کتاب الکترونیکی در یک پکیج

پول و موفقیت، فقط با کمی حساب و کتاب و شانس به دست نمی آید

 برای موفقیت در این راه باید نحوه تفکر خود را تغییر دهید

1- جزوه: "21 تمرین اختصاصی برای جذب ثروت"

2- جزوه: "آموزش هدفگذاری در 12 گام توسط برایان تریسی"
3- کتاب: "بزرگترین راز"

با عمل به دستورات و روش هایی که در این 3 کتاب، آموزش داده می شود،

سریع تر و راحت تر از آنچه تصور می کنید،

به اهداف و خواسته های خود خواهید رسید

همین حالا این بسته آموزشی را دانلود و 

حرکت به سمت موفقیت و تحقق رویاهای خود را آغاز کنید

 

     دانلود رایگان بسته

 رازهای ثروت و موفقیت

پیشنهاد هدف سبز

Go to top