پشتیبانی
Telephone number of پشتیبانی 5000-1333-3595-35
Menu

پیشنهاد ویژه

 
 
 
کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم ( با تضمین

کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم ( با تضمین)

کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم کتاب چگونه هر شخصی را عاشق خود کنیم ( بر اساس روانشناسی عشق)  نوشته ی فاروق رضوان میلیونر مصری می باشد. انتشار الکترونیکی این کتاب در سایت 2knowmyself.com با فروش بالایی مواجه شده است و در حال حاضر یکی از پرفروشترین کتاب های سایت آمازون می باشد.

جذب پول و ثروت

وضعیت مالی امروزتان نتیجه افکار و تجسمات دیروزتان در مورد پول است. بنابراین تنها راه افزایش رفاه و بهبود وضعیت مالیتان ،تغییر نگرشتان نسبت به پول و ثروت است. تنها کافی است یکبار نگرش و طرزفکرتان بر روی فرکانس جذب پول تنظیم کنید تا به صورت حیرت آوری پول و ثروت وارد زندگیتان شود.
قانون جذب ،قانون جدید و نوظهوری نیست.
از هزاران سال پیش، بودا نیز به مریدان خود چنین میگفت “هر آنچه که هستیم حاصل تفکراتمان است.ذهن یعنی همه چیز. هرآنچه را فکر کنیم، همان خواهیم شد.”
در کتاب های مقدس، متون باستانی، نظریه های دانشمندان نیز به قدرت افکار اشاره شده است. به راستی چطور فکر انسان میتواند شرایطش را تعیین کند؟
ذهن انسان مدام در حال تفکر است. هر تفکری باعث ایجاد احساس در انسان میشود. احساسات نیز باعث افزایش یا کاهش ارتعاشات انرژی بدن میشوند و هر انرژی ،مشابه خودش را جذب میکند. اگر ذهن باعث شود بدن انرژی مثبتی از خود ساطع کند بدیهی است که تمام انرژی هایی که جذب انسان و یا فرد جذب آن میشود مثبت خواهند بود و برعکس.
اما چطور میتوانیم یکبار برای همیشه بر روی افکارمان کنترل داشته باشیم؟ چطور میتوانیم فرکانس های ارتعاشات ذهنی مان را کنترل کنیم؟ چه روش هایی میتوانیم برای جذب پول و ثروت با کمک ارتعاشات حاصل از افکارمان جذب کنیم؟ چطور بدون آنکه ازین پس نگران پول باشیم ،پول خودبه خود وارد زندگی مان شود؟ چطور نه تنها پول بلکه هرآنچه را بخواهیم با 5 روش ساده وارد زندگیمان کنیم؟
جواب تمامی این سوالات را در این مقاله میخوانید ،این مقاله یکبار برای همیشه نگرش تان را عوض میکند و طرزفکرتان را بر روی فرکانس جذب پول و دریافت آن تغییر خواهد داد. پس نه تنها آنرا بخوانید بلکه عمل کنید.
5 راه ساده برای جذب پول و ثروت از طریق قانون جذب
#1. تصور کنید بیش از حد نیازتان پول دارید و در حال خرج کردن آن هستید :


اگر در زندگی پول کافی ندارید، به احتمال زیاد اکثر تصورات شما نیز در حال تصویر سازی عدم وجود پول است. شاید دقیقا عدم داشتن پول را تصویر سازی نکنید اما زیاد نگران پول باشید و یا از بطن وجود در مورد هر اقدامی ابتدا به شرایط مالی تان فکر کنید.
اگر میخواهید جریان ورودی پول را به زندگیتان هموار کنید باید دقیقا برعکس عمل کنید :
• تصور کنید بیش از حد نیاز پول دارید
• تصور کنید بیش از حد نیاز پول خرج میکنید
• و احساس کنید. تمام لذتی را که داشتن پول و خرج کردن بدون هراس آن دارید را احساس کنید.

جهان هستی فرق بین تخیلات و خاطرات شما را نمیداند. اکثر افراد هنگام تصویر سازی و تخیل کردن مدام از تصاویری که در حافظه شان هست استفاده میکنند ، از تجربیات گذشته شان، از احساسات فعلی شان… این غلط است شما باید هرآنچه را دوست دارید تصویر سازی کنید، تخیل کنید. دنیا به آنچه که در ذهنتان تشکیل میشود پاسخ میدهد، اختلاف بین تصویر واقعی و تخیلی را نمیداند.
پس اگر تا به حال پول زیادی نداشتید از فکر کردن و تخیل کردن در مورد پول زیاد هراس نداشته باشید. از تصویرهایی که میسازید لذت ببرید.

#2. شکرگزار پولی که دارید باشید :
شکرگزار پولی که در حال حاضر دارید باشید و اینکه چه نقشی در زندگی شما دارد، برای مثال :
• غذایی که تهیه میکنید
• نوری که پول پرداخت قبوض را دارید
• اجاره ای که میپردازید
• پول لباس هایی که دارید و …
قدردان چیزهایی که دارید ،بودن به معنی این است که به خدا و کائنات اعلام میکنید از چیزی که دارید راضی هستید و باعث میشود ارتعاشات هماهنگ بیشتری با همان فرکانس ساطع کنید و در نتیجه تمام چیزهایی که جذب شما یا شما به آنها جذب میشوید ارتعاشاتی هماهنگ خواهند داشت : پول، سلامتی، شادی و …

#3. وانموند کنید که دریافت کردید :
حتی اگر هیچ پولی ندارید، تا زمانی که قابلیت فکر کردن دارید ،میتوانید ارتعاشات پول و ثروت را فعال کنید با وانمود کردن به اینکه شما تمام آنچه را تصور میکنید را دریافت میکنید. شما باید باور کنید و بعد چنان وانمود کنید گویا آنها را دریافت کردید.
• وانمود کنید یک میلیاردر هستید، زمانی که قدم میزنید، مسواک میزنید یا حتی سیب میخورید (یک فرد میلیونر چطور مسواک میزند؟ راه میرود؟ میوه میخورد؟ و …)
• وانمود کنید یک فرد میلیونر هستید و یک کارت اعتباری با 100 میلیارد پول در آن به خرید لباس میروید. به گران قیمت ترین مغازه ها بروید، زمانی را صرف دیدن لباس هایی که دوست دارید بکنید (اصلا به قیمتش فکر نکنید، باید وانمود کنید هرچقدر پولش باشد شما آن مقدار را دارید) حتی شده آنها را پرُو کنید.
• وانمود کنید شما یک میلیاردر هستید، به بنگاه معاملات ماشین بروید و یک چرخی در نمایشگاه بزنید، ماشین هایی که دوست دارید بخرید را نگاه کنید، از صاحب آنجا اجازه بخواهید که بنشینید پشت فرمان ماشین، احساس کنید میتوانید آنرا بخرید

شما زمانی که وانمود میکنید به کائنات ارتعاشاتی ساطع میکنید که حاوی اطلاعاتی همچون “من لیاقت این ارتعاش را دارم…” و کائنات نیز آنرا به شما میدهد. اما هرچقدر اگر تصویر سازی کنید و بخواهید اما زمانی که از یک مغازه گران قیمت لباس فروشی عبور میکنید به خودتان ناخودآگاه بگویید “اینجا جای ما نیست…” کائنات نیز آنرا دریافت میکند و به آن پاسخ میدهد…

5 گام برای جذب ثروت



#4. هرآنچه را که پس از بدست آوردن احساس خواهید کرد، الان احساس کنید :
از خودتان بپرسید : اگر به شرایط مالی ایده آلتان دست پیدا کنید، چه احساسی خواهید داشت؟ آیا احساسِ
• آزادی
• امنیت
یا هرچیز دیگری خواهید داشت؟
زمانی که توانستید احساسات پس از داشتن را احساس کنید، هرکاری میتوانید انجام دهید تا آن احساسات را در روز بیشتر داشته باشید. تصویر سازی کنید، به محله های ثروتمندان بروید و قدم بزنید یا هرکار دیگری.
شما باید احساسات را جدی بگیرید زیرا منبع اصلی دریافتی های زندگی تان است…

#5. بازیگوش باشید
نباید در مورد پول خیلی جدی باشید و آنرا جدی بگیرید. احساس کنید پول دوست شماست، شما را دوست دارد و شما هم او را دوست دارید. نباید در مورد پول احساس یک شی کمیاب داشته باشید.
درباره زندگی رویاییتان که سرشار از پول و ثروت است فکر کنید و آنرا در قالب یک سناریو بنویسید که یک روزتان چطور خواهد بود از صبح تا شب (حتما مکتوب کنید)
بازی های که در مورد پول است را بازی کنید (نه به صورت شرطی یا قمار بلکه منظور پول غیرواقعی مانند بازی های چند نفره مونوپلی)
بیشتر راجع کارهایی که مایلید با پول انجام دهید صحبت کنید (نه کارهایی که فکر میکنید پول ندارید برای انجام آنها اقدام کنید)

شما میتوانید میتوانید تمام کارهایی که در این مقاله گفته شد را برای بالا بردن ارتعاشات جذب پولتان انجام دهید. هدف اصلی تنظیم فرکانس بر روی دریافت پول و باز گذاشتن دریچه ورودی پول به زندگی است. نکته قابل توجه ای که باید به آن دقت کنید : هرکاری که به نظرتان سخت است انجام ندهید… تنها کارهایی که از انجام آن لذت میبرید را انجام دهید


تحقیقات طولانی در زمینه ثروت نشان داده؛ برای ثروتمند شدن 3 عامل ضروری است:

♦ انضباط شخصی

♦ فداکاری( گذشتن از لذت های آنی برای رسیدن به استقلال مالی)

♦ پیروی از اصولی مشخص برای دستیابی به ثروت

آیا شما حاضر هستید این شیوه زندگی را در پیش بگیرید؟

بسیاری از افراد حاضر نیستند این کارها را انجام دهند. اغلب مردم حاضرند شیوه فعلی زندگی خود را ادامه دهند و در فقر بمانند. ولی تغییر رویه نداده و از منطقه امن و راحت خود خارج نشوند. آن ها بهره بردن از لذت های آنی و زودگذر را به ثروت و استقلال مالی ترجیح می دهند.

 

اگر تمایل دارید به سمت ثروت و استقلال مالی حرکت کنید،

دوره آموزشی «من یک میلیونر هستم » مخصوص شماست

برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید...

ورود به صفحه دوره آنلاین « من یک میلیونر هستم »

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ده گام تا رسیدن به ثروت و استقلال مالی

ثروتمند بودن و استقلال مالی از آرزوهای اساسی هر انسانی است. قطعاً شما نمی خواهید در برابر طوفانهای مالی که هر از چندگاهی در جامعه شروع به وزیدن می کند، ثروت و سرمایه خود را از دست بدهید. ازاین رو مطالعه در زمینه استقلال مالی به شما کمک می کند تا از این طوفانها در امان مانده و ثروتمند شوید یا حداقل ثروت و سرمایه فعلی خود را حفظ کرده و ازدست ندهید.

رابرت کیوساکی یکی از کارآفرینان و سرمایه گذاران بزرگ آمریکایی است که تا کلاس هشتم بیشتر درس نخوانده است. کتاب “پدر فقیر، پدر پولدار” آقای کیوساکی یکی از پرفروشترین کتابهای حوزه استقلال مالی است که در جهان به زبانهای مختلف چندین بار تجدید چاپ شده است.

در این مقاله به بررسی ۱۰ قانون کلیدی استقلال مالی می پردازیم که در واقع خلاصه ای از کتاب “پدر فقیر، پدر پولدار” است.

۱- کاملاً مسئولیت پذیر باشید.

هر انتخاب شما نتایج خاص خود را در پی دارد که برخی از آنها صدمه به دارایی های شما را به شکل غیر قابل بازگشتی در پی دارد. از این رو شما می بایست در تصمیم گیری های خود همیشه امنیت کامل دارایی ها و سرمایه خود را مد نظر قرار دهید. این موضوع را همیشه در خاطر داشته باشید که تصمیم گیری های امروز شما تاثیر مستقیمی در زندگی فردای شما دارند. از این رو شما می بایست همیشه تصمیم گیری های مالی خود را چندین بار و از دیدگاههای مختلف ارزیابی کرده و هم راستا بودن آنها را با اهداف بلند مدت خود بسنجید.

۲- خرج های (هزینه های) خود را کنترل کنید.

ما در جهانی مصرف گرا زندگی می کنیم. جایی که مجبور هستیم دائماً خرج کنیم. رفتارهای هزینه ای شما، یکی از دلایل اصلی عدم تامین امنیت مالی شما در آینده است.از این رو قبل از هر هزینه ای که می خواهید انجام دهید، حداقل دو بار در خصوص ضرورت و تاثیرات این تصمیم فکر کنید. در ابتدا اگر شما عادت به هزینه کردن بدون تامل داشته باشید این موضوع برای شما مشکل خواهد بود اما به تدریج یاد خواهید گرفت که چگونه هزینه های خود را کنترل کنید. پس از این مرحله حرکت به سوی استقلال مالی آسان خواهد بود.

۳- برای مخارج خود در ماه بودجه بندی کنید.

بودجه بندی و زندگی با محدودیت های هزینه بر اساس بودجه تعیین شده بسیار سخت و دشوار است. اما برای رسیدن به استقلال مالی ضروری است. بودجه بندی به شما کمک می کند تا بر هزینه های خود مدیریت کنید. در واقع بودجه بندی مخارج ماهیانه به شما حس یک حسابدار را می دهد که مراقب منابع مالی خود می باشد. اگر می خواهید به دارایی های شخصی خود امنیت بیشتری بدهید، بودجه بندی ابزار بسیار مناسبی جهت این هدف می باشد.

۴- ابتدا به خودتان پرداخت کنید.

یکی از اصلی ترین نکات رسیدن به استقلال مالی این است که برای خودتان خرج کنید (ابتدا سهم هر ماهه خود را جهت پس انداز بر دارید)، تا اینکه ابتدا به بانک یا موسسات اعتباری پرداخت کنید. یاد بگیرید ابتدا به خودتان پرداخت کنید و سپس به دیگران. با این کار به دو هدف اصلی خواهید رسید : اول اینکه خودتان را ثروتمند می کنید و دوم آنکه از اینکه فقیر شوید جلوگیری می کنید. تنها اگر امروز پول را برای خودتان ذخیره کنید، فردا می توانید آن را سرمایه گذاری کنید و نسبت به فرایند استقلال مالی خود مطمئن شوید.

۵- سعی کنید بدهی نداشته باشید.

بدهی دلیل اصلی عدم امنیت مالی اکثریت مردم است. بدهی هزینه ای اجباری است که شما را از رسیدن به رویاها و اهدافتان دور می کند. بدهی شما را از آینده سرشار از شادی محروم می نماید. اینکه بتوانید عاری از هر گونه بدهی باشید، می بایست یکی از موارد اصلی و همیشگی در ذهن شما باشد.

زندگی بدون بدهی می بایست یکی از آرزوهای شما باشد، اگر می خواهید به استقلال مالی برسید.

۶- پس انداز اضطراری داشته باشید.

پس انداز اضطراری مبلغی است که هزینه های شما را برای حداقل ۳ ماه تامین می کند. این مبلغ زمانی برای شما کاربرد خواهد داشت که موضوعی غیر قابل پیش بینی نظیر تعمیرات، درمان و یا سایر موارد اضطراری پیش آید. پس انداز اضطراری این اطمینان را به شما می دهد که در صورت بروز اتفاقی غیر قابل پیش بینی دچار بدهی های مختلف نخواهید شد. این کار اطمینان به شما می دهد که هزینه های شما پوشش داده خواهد شد. همچنین این کار آرامش ذهنی برای شما به همراه خواهد داشت.

۷- یادگیری را فراموش نکنید.

موضوعات مالی را یاد بگیرید. این کار می بایست یکی از اولویت های شما باشد. امروزه، منابع بیشماری جهت بروزرسانی دانش مالی شما وجود دارد. سرنوشت زندگی مالی خود را با مطالعه روزانه موضوعات مالی، خود به دست بگیرید. نیازی به یادگیری تمامی این دانش به یکباره وجود ندارد. سعی کنید با موضوعات کوچک شروع کرده و پیش بروید. برای مثال اگر علاقمند باشید می توانید در خصوص بودجه بندی در خانه مطالعه کنید. به همین شکل می توانید موضوعات مختلف را مطالعه کنید و دانش مالی خود را افزایش دهید.

۸- اهداف مالی واضح و شفافی داشته باشید.

اگر اهداف مالی شما شفاف نباشند، تامین امنیت مالی شما بسیار مشکل خواهد بود. اگر می خواهید تجارت بزرگ جدیدی را آغاز کنید، ابتدا می بایست دانشی کلی در خصوص آن تجارت پیدا کرده و به صورت تجارتی کوچک در شرکت خود آن را پیگیری کنید. اگر می خواهید سرمایه گذار بزرگی شوید، می بایست یادبگیرید موقعیت های مناسب را بیابید و بتوانید جهت سرمایه گذاری آنها را جذب کنید. تنها زمانی که اهداف مالی خود را در ذهنتان به وضوح تعیین کنید، خواهید توانست پتانسیل درونی خود را به درستی بشناسید.

۹- سعی کنید درآمد دومی داشته باشید.

اگر بتوانید از منبعی مانند سرمایه گذاری در بانک یا بورس، ساخت وب سایت و فروش محصول، نوشتن کتاب و فروش آن و یا هر تجارتی که حتی زمانی که شما در خواب هستید، کسب درآمد کنید، به هدف خود که همان استقلال مالی است فوق العاده نزدیک شده اید. سعی کنید این درآمد خاص را پس انداز کنید و زمانی که به میزان قابل توجهی رسید در بخش دیگری سرمایه گذاری نمایید. با تکرار این کار کم کم خواهید دید که به لحاظ مالی مستقل شده اید.

۱۰- زندگی را ساده بگیرید.

همانطور که خود احساس می کنید زندگی هرچه می گذرد پیچیده تر می شود. زندگی روزمره شما را از پیگیری اهداف مالی، دور می کند. در نتیجه انگیزه خود را از دست می دهید و به تاریکی فرو می روید. از این رو بسیار مهم است که زندگی اطراف خود را ساده ببینید تا بتوانید ذهن خود را از مسائل مختلف آزاد کنید.

کلید اصلی استقلال مالی این است که شما درآمد منظم ماهیانه خود را به درآمد انفعالی (غیرفعال) تبدیل کنید. یعنی درآمدی که با یا بدون حضور شما به حساب شما واریز شود. با این کار رسیدن به استقلال مالی بسیار ساده خواهد بود.

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

گام اول برای رسیدن به ثروت و استقلال مالی

در زندگی دو گزینه بیشتر ندارید؛ یا شرایط را همانطور که هست بپذیرید، یا مسئولیت تغییر اوضاع و شرایط زندگی تان را بپذیرید.
ـــ دنیس ویتلی، نویسنده و سخنران پیشرفت و رشد شخصی

آیا شما هم به خاطر وضعیت بد مالی خودتون، دیگران رو سرزنش می کنید؟

ممکنه شما در حال حاضر با مشکلات مالی زیادی دست به گریبان باشید. اما باید بدونید که قدم اول برای رها شدن از شر بدهی و مشکلات مالی این هست که ما به صورت کامل مسئولیت شرایط مالی خودمون رو بپذیریم و تقصیر موقعیت بد مالی خودمون رو به گردن دیگران نیندازیم.

کسی که دیگران رو به خاطر وضعیت نابسامان مالی خودش سرزنش می کنه و مقصر می دونه، همزمان به اون ها اجازه می ده که در دیگر جنبه های زندگی هم به اون حکومت کنند. با پذیرفتن بی قید و شرط مسئولیت، شما تبدیل به حاکم و فرمانروای بی چون و چرای زندگی خودتون خواهید شد.

پس لطفاً برای کمک به خودتون هم که شده، در گام اول یک فهرست تهیه کنید و تمام مواردی رو که به صورت ناخودآگاه دیگران رو باعث بی پولی و عدم موفقیت شما در رسیدن به ثروت، مقصر می دونید یادداشت کنید. این موارد می تونن شامل پدر و مادر، دولت، بانک ها، همسر و هر چیز دیگه ای باشه.

برای نوشتن این فهرست، وقت کافی بگذارید و بعد از این که کامل شد، اون رو پاره کنید یا بسوزونید و یک بار برای همیشه خودتون رو از شر این افکار محدودکننده، رها کنید.

ثروت و استقلال مالی

پیش به سوی موفقیت و استقلال مالی...

برای رسیدن به موفقیت و ثروت، تنها داشتن نیروی محرکه و منابع کافی نیست. بلکه باید بتونیم از منابع به بهترین شکل استفاده کنیم.

حتی باهوش ترین و نیرومندترین افراد هم برای پیشرفت، نیاز به پیدا کردن راه صحیح دارند. اگر فرد بدونه که برای تصمیم گیری درست در زندگی، چه قدم هایی باید برداره و نحوه برداشتن این قدم ها رو بدونه، هر زمان که اراده کنه می تونه خودش رو از بن بست و مشکلات مالی نجات بده و تبدیل به یک فرد مصمم و با اراده بشه...

شما برای رسیدن به استقلال مالی، نیاز به یک نقشه راه دارید و چه کسی بهتر از شخص یا اشخاصی که یک بار مسیر رسیدن به ثروت و موفقیت رو طی کرده، می تونه ما رو در رسیدن به مقصد یاری کنه؟

شما با استفاده از تجربیات انسان های موفق، می تونید خیلی راحت تر و سریع تر به جایگاهی که اون ها رسیدن، دست پیدا کنید و دیگه نیازی نیست تا با آزمون و خطا و پیمودن مسیر اشتباه، به اهداف خودتون، از جمله هدف های مالی دست پیدا کنید.

در دوره آموزشی «من یک میلیونر هستم» سعی شده از تجربیات و راهنمایی های افراد موفق به صورت کامل استفاده بشه.

این دوره آموزشی چکیده و ماحصل مطالعه و مشاهده ده ها عنوان کتاب، سمینار و دوره های صوتی و تصویری از موفق ترین و ثروتمندترین افراد عصر حاضر هست و به صورت پایه ای و کاربردی اصول اولیه کسب ثروت و رسیدن به موفقیت مالی رو به شما آموزش خواهد داد.

با توجه به درخواست های مکرر اعضای سایت و با وجود این که معتقدیم قیمت این دوره آموزشی نسبت به محتوایی که در اون آموزش داده میشه و دستاوردهایی که نصیب شرکت کنندگان می کنه بسیار پایین در نظر گرفته شده، ولی به خاطر احترام به مخاطبین خود، یک بار دیگر یک تخفیف 25 درصدی برای این دوره آموزشی در نظر گرفتیم. شما با استفاده از کد تخفیف زیر، می تونید این محصول رو با 25 درصد تخفیف تهیه کنید و گام بزرگی در جهت پیشرفت و رشد شخصی خودتون بردارید.

پیشنهاد می کنیم در صورتی که علاقه مند به پیشرفت و ایجاد تغییرات اساسی در زندگی مالی و اقتصادی خودتون هستید، حتماً از این فرصت استفاده کرده و در این دوره آموزشی شرکت کنید.

کد تخفیف: green25

کد تخفیف green25 رو در مرحله دوم سفارش وارد کرده و دکمه اعمال تخفیف را فشار دهید. 

برای ورود به صفحه توضیحات و ثبت نام در دوره کلیک کنید

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

رازهای یک ذهن ثروتمند

شکی نیست که شما کتابهای زیادی خوانده اید,به نوارها و سی دی های متعددی گوش داده اید,به کلاس های مختلفی رفته اید و در مورد راه های ثروتمند شدن از طریق:خرید و فروش املاک,بورس و یا تجارت موارد زیادی هم یاد گرفته اید .خوب چی شد؟ برای اکثر افراد,هیچی! آن ها انرژی مختصری را به دست آورده , ولی بعد به همان وضع قبلی برگشته اند.

بالاخره در اینجا جوابی وجود دارد.این جواب ساده است,یک قانون که نمی شود از ان گریخت و آن اینکه :اگر یک طرح پولی اولیه در ضمیر ناخوداگاه برای موفقیت خود تنظیم نکرده باشید, نه درسی در این رابطه یاد می گیرید , نه چیزی می فهمید و نه آنچه را که انجام می دهید ، منجر به تغییری زیاد در زندگی شما خواهد شد.

در سطرهای بعدی برای شما روشن خواهیم کرد که چرا تقدیر شده,بعضی افراد پولدار شده وبعضی هم با سختی زندگی کنند.علت های اساسی موفق بودن,معمولی بودن و موفق نبودن آدم ها را از نظر مالی خواهید فهمید و نسبت به تغییر دادن و ضع مالی آینده خودتان به سمت بهتر شدن اقدام خواهید نمود.در خواهید یافت که چگونه تاثیرات دوران کودکی درشکل گیری طرح اولیه پولی شما دخالت داشته و چطور می شود که این تاثیرات ما را به سمت افکار و عادت های خودباختگی هدایت کنند.هم چنین به منظور افزایش دادن درآمد فعلی خود و جمع آوری ثروت و دارایی,روش هایی عملی و مرحله به مرحله خواهید آموخت.

 

طرح اولیه پول در ذهن

 

ما در دنیایی از دوئیت زندگی می کنیم :بالا و پایین,تاریک و روشن ,گرم و سرد,درون وبیرون آهسته و تند,چپ و راست.این ها تنها نمونه های کمی از هزاران قطب متضاد است که برای وجود داشتن یک قطب,قطب دیگر نیز حتما بایستی وجود داشته باشد.آیا ممکن است چپ,راست وجود نداشته باشد؟امکان ندارد. در نتیجه همان طور که قانون هایی در بیرون از ما برای دستیابی به پول وجود دارد,باید قانون هایی نیزدر درون ما برای آن وجود داشته باشد.

قوانین بیرون از ما مواردی مثل :اطلاعات تجاری,نحوه ی اداره کردن پول و روش های سرمایه گذاری که این ها همه ضروری و لازم هستند.ولی بازی درونی ما نیزخیلی مهم است.

می توان این را به یک نجار و ابزار کار او تشبیه کرد.داشتن ابزار مدرن و خوب برای نجار ضروری است , و لی مهارت نجار که آن ابزار ها رابتواند با مهارت به کار ببرد ,مهم تر می باشد.

 من دیدگاهی معروف دارم که می گویم,تنها قرار داشتن در زمان صحیح و در مکان صحیح کافی نیست,بلکه شما باید آدم درستی نیز باشید که در زمان و مکان صحیح قرار دارید.

پس مهم است که شما چگونه هستید؟چطور فکر می کنید؟اعتقادات شما کدامند؟ویژگی و عادات شما چیست؟ واقعا در مورد خودتان چه احساسی دارید؟تا چه حد به خودتان اطمینان دارید؟

تا چه حد با دیگران خوب ارتباط برقرار می کنید؟چقدر به دیگران اعتماد دارید؟

آیا واقعا احساس می کنید که استحقاق ثروتمند شدن را دارید؟توانایی شما برای عمل کردن با وجود ترس , نگرانی ,عدم اطمینان و ناراحتی تا چه اندازه است؟آیا وقتی سرحال نیستند می توانید دست به اقدامی بزنید؟ حقیقت این است که شخصیت شما,نحوه ی فکر و اعتقادات شما,نقش اصلی را در میزان موفقیت شمابازی می کند.

یکی از نویسندگان مورد علاقه من استوارد وایلد است,او این گونه می گوید:

کلید موفقیت,بیدار کردن انرژی نهفته در خودتان است.وقتی این کار را انجام دهید,مردم به طور طبیعی جذب شما خواهند شد و هر وقت نزد شما حاضر شدند آن ها را پذیرا شوید!

اصلی برای ثروتمند شدن:

درآمد شما تنها به میزان عملکردتان افزایش می یابد.

 

ریشه هاست که میوه ها را می سازند

 درختی را در نظر بگیرید.فرض کنیم این درخت نمایانگر زندگی است.برروی این درخت میوه های متعددی وجود دارد.در زندگی ما,میوه ها همان نتایجی هستند که از اعمال خود می گیریم.پس ما به میوه ها(یا همان نتایج اعمال خود) نگاه می کنیم و از دیدن ان ها شادمان می شویم.تعدادشان کافی نیست,خیلی کوچکند,طعم خوبی ندارند,پس از ما چه کاری ساخته است؟بیشتر ما توجه خود را معطوف به میوه ها یا نتایج کار خود می کنیم,اما حقیقتا چه عاملی ان میوه ها ی خاص را به وجود می آورد؟ آری این بذر ها و ریشه ها هستند که میوه ها را می سازند.آن بذری که در زیر زمین است محصول روی زمین را ایجاد می کند.این نادیدنی ها هستند که دیدنی ها را می سازند.یعنی چه ؟ یعنی این که اگر ما خواهان تغییر دادن میوه ها هستیم , اول بایدریشه ها را تغییردهیم. اگر مایلید مواردی که در زندگی قابل دیدن هستند را تغییر دهید,باید آن چه که قابل دیدن نیستند را تغییر دهید.البته ممکن است برخی از مردم فقط آنچه را می بینند,باور داشته باشند.من یک سوال از این افراد دارم ,این که :چرا شما زحمت پرداختن قبض برق ماهیانه را به خود می دهید؟ در صورتی که برق را نمی بینید,اما آن را تشخیص داده و از آن استفاده می کنید.اگر شکی به وجود آن دارید,می توانید انگشت خود را در پریز برق فرو کنید . و تضمین می کنم که به سرعت شک شما بر طرف خواهد شد.

 در هر جنگل ,مزرعه و یا باغی که در این دنیا وجود دارد,این قانون صادق است که آن چه در زیر زمین است آنچه را که بر روی آن قرار دارد به وجود می آورد.به همین خاطر است که توجه نمودن به میوه ها یی که تا کنون به وجود آورده اید,بیهوده و بدون ثمر است.شما نمی توانید میوه هایی را که قرار است در آینده به وجود بیایند را تغییر دهید, ولی برای این منظور باید زمین را بکنید و ریشه ها را تقویت کنید.

 

طرح اولیه پول چیست؟

 

هر کدام از ما دارای یک طرح اولیه ای از پول و موفقیت هستیم که تاکنون در ضمیر ناخوداگاه ما نفوذ کرده است و این طرح اولیه بیشتر از هر مورد دیگری,سرنوشت دارایی ما را رقم می زند.

برای مقایسه ,اجازه بدهید ان را به طرح اولیه ی ساخت یک خانه که طرح اولیه یا نقشه اولیه با آن کارخانه خاص است,تشبیه کنم.پس طرح اولیه پول شما به طور ساده عبارت است از:برنامه ای از پیش تعین شده ,در ارتباط با پول که در ذهن شما موجود است.

می خواهم به شما فرمولی بی نهایت مهم را معرفی کنم که نشان می دهد چگونه واقعیت دارایی های خود را بسازید.که به اصطلاح به آن فرآیند تجلی ساختن گفته می شود و چنین است:

فکر------> احساس------>عمل = نتیجه

طرح اولیه پول که در ذهن خود دارید,ترکیبی از افکار,احساسات و اعمال شما در زمینه پول و ثروت است . خوب,این طرح اولیه پول,در ذهن ما چگونه شکل می گیرد؟ پاسخ آن ساده است.

طرح اولیه پول اصولا شامل اطلاعات و یا برنامه هایی می باشد که در گذشته و به ویژه موقعی که نوجوان بودید,دریافت کرده اید.منابع اولیه شکل گیری این طرح در ذهن شما چه کسانی بوده اند؟برای اغلب مردم این افراد عبارتند از:پدر,مادر,خواهر,برادر ,دوستان ,الگوهای شخصیتی,معلمان,رهبران مذهبی,وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ که کمتر از آن نام برده می شود.اجازه بدهید فرهنگ را در نظر بگیریم.آیا این مطلب که هر فرهنگ شیوه ی نگرش خاصی در فکر کردن و سروکار داشتن با پول دارد وبا برداشت فر هنگ های دیگر در این زمینه متفاوت است,غلط است؟ آیا فکر می کنید نوزادی که به دنیا می آید,با نگرشی که به پول دارد به دنیا می آید؟ و یا با نحوه سروکار داشتن با پول و ثروت را بعدا یاد می گیرد؟

درست است.هر کودکی برای اینکه چطور نسبت به پول فکر و یا عمل کند, آموزش می بیند.

این مطلب در مورد شما,من وهمه نیز صدق می کند.شما یاد گرفته اید که چطور وقتی به پول می رسید فکر و عمل نمایید.این آموزش ها شما را طوری شرطی کرده است که برای بقیه زندگی خود به طور خودکار پاسخ لازم را بدهید.مگر اینکه مورد ارزیابی قرار گرفته و پرونده های ذهن خود را در مورد پول,مورد تجدید نظر قرار دهید.

در تمام عرصه های زندگی خود و از جمله زمینه مربوط به پول و ثروت به سه صورت تربیت می شویم:

1- کلامی و لفظی:یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه مواردی را شنیده اید؟

 

2- الگوگیری:یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه مواردی را دیده اید؟

 

3- رویدادهای خاص:یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه تجربه ای را آموخته اید؟

طرح اولیه ای که شما برای پول در ذهن خود دارید بر روی چه نکاتی تنظیم شده است؟

حالا وقت آن است ,به سوالی که یک میلیون دلار می ارزد,پاسخ دهیم.در حال حاضر چه طرح اولیه ای را شما برای دست یابی به پول در ذهن خود دارید؟و چه اهدافی شما را به طور ناخوداگاه به سوی خود حرکت می دهند؟ آیا شما برای موفقیت,معمولی بودن و یا برای مضیقه های مالی تنظیم شده اید؟ آیا در رابطه با پول,برای به دست آوردن سهل و آسان آن برنامه ریزی شده اید,یا به سختی به دست آوردن آن؟ آیا برای دستیابی به پول,به سختی کار کردن یا متعادل کار کردن برنامه ریزی شده اید؟ آیا برای داشتن درآمدی ثابت تربیت شده اید,یا برای درآمدی ناثابت؟ شما این را می دانید که پول درآوردن وضعیت با ثباتی ندارد,گاهی آن را دارید و گاهی ندارید.همیشه با وجودی که این گونه به نظر می رسد,چنین نوسانات سختی از دنیای بیرون از ما می آیند.مثلا:من شغلی با حقوق خوب را به دست آوردم ,ولی آن شرکت تعطیل شد,بعد کسب و کار شخصی خودم را شروع کرده و وضعیت به خوبی پیش می رفت,اما بازار راکد شد.کسب و کار بعدی من عالی بود,ولی شریکم مرا رها کردومشغول کار دیگری آست.ایا شما برای درآمدی بالا,متوسط ویا پایین تنظیم شده اید؟ آیا این را می دانستید که ما برای مقدار معینی از پول , تنظیم شده ایم؟ آیا برای به دست آوردن بیست,سی ,چهل,شصت,هفتادو پنج تا یکصدهزار ,یکصدوپنجاه هزار تا دویست هزار و یا بیشتر از دویست هزار دلار در سال تنظیم شده اید؟

اکثر مردم معتقدند که موفقیت در کسب و کار,در درجه اول بستگی به مهارت های تجاری,دانش کافی و یا حداقل به میزان حضور آن ها در بازار مربوطه دارد.من این را نفی نمی کنم,ولیکن چگونگی موفقیت کسب وکار شما به طرح اولیه ای بستگی دارد که نسبت به پول در ذهن خود داشته و دایما نیز در حال تایید کردن آن هستید.

آیا برای شما پول با مشقت به دست آمده و یا به راحتی به دست می آید؟ آیا برای خود کار می کنید و یا برای دیگران؟ آیا برای مدتی طولانی به یک کار می چسبید و یا این که هر دم از این شاخه به آن شاخه می پرید؟ طرح شما در ذهن برای پول درآوردن مثل ترموستات عمل می کند.که در هر لحظه دما(اینجا پول)را روی نقطه تنظیمی ما تنظیم می کند.و تنها راه تغییر دادن همیشگی دما (میزان درآمد)تنظیم ترموستات بر روی دمای دلخواه است.

خوشبختانه یا متاسفانه ,طرح ذهنی شما برای پول و موفقیت برای بقیه زندگی با شما خواهد بود,مگر آن که آن را تشخیص داده و بخواهید تغییرش دهید

 

کارکرد ذهن در یک نگاه ساده

 

آیا این تعجب آور نیست که اساس زندگی ما ذهن ما بوده,ولی بیشتر ما هنوز از چگونگی کارکرد این دستگاه نیرومند نشانی در اختیار نداریم؟پس اجازه بدهید نگاهی ساده به چگونگی کارکرد ذهن بیاندازیم.در مقام تشبیه,ذهن شما چیزی نیست جز یک قفسه بزرگی از پرونده ها,مشابه قفسه هایی که در خانه و یا محل کار خود دارید.هر اطلاعاتی که در ذهن وارد می شود,علامنگذاری شده ودرون پوشه ها طوری قرار می گیرند که بازیابی آن ها به زنده بودن و ادامه دادن زندگی شما کمک می کند.آیا این را شنیده بودید؟دقت کنید:نگفتم به کامیابی شما کمک می کند,گفتم به زنده ماندن شما.

در هر موقعیتی,به سراغ پرونده هایی که در ذهن خود دارید رفته و تعیین می کنید در آن موقعیت چگونه پاسخی باید داده شود.مثلا فرض کنید که موقعیتی مالی را در نظر دارید.در این حالت به طور خودکار به سراغ پرونده هایی که با علامت پول مشخص شده اند رفته و از آن جا تصمیم می گیرید که باید چه بکنید.تنها افکاری که می توانید در مورد پول داشته باشید,آن هایی خواهد بود که در پرونده پول در ذهن شما موجود هستند.این تمام آن موردی خواهد بود که دربا ره ی آن فکر خواهید کرد,چون همه آن مواردی که در بایگانی طبقه بندی شده در ذهن خود دارید,همین است.

شما بر اساس آنچه که باور دارید در آن لحظه برایتان منطقی,معقول و مناسب حال شما است پس تصمیم خودتان را می گیرید و کاری را می کنید که فکر می کنید انتخاب درست همان است.منتها,مساله این است که این انتخاب درست,ممکن است انتخاب موفقیت آمیزی نباشد.در واقع, آنچه که کاملا برای شما معقول است,ممکن است نتایجی بسیار ضعیف در بر داشته باشد.

به عنوان مثال:فرض کنیم که همسر من در بازار مشغول راه رفتن است(تصور این حالت برای من زیاد سخت نیست!) او کیف پول سبز رنگی را می بیند که آن کیف با بیست و پنج درصد تخفیف به فروش می رسد.او بلافاصله با این سوال به سراغ بایگانی پرونده ها درذهن خودش می رود: آیا باید این کیف را بخرم؟ در مدت زمان بسیار کوتاهی,پاسخ از بایگانی پرونده ها در ذهنش بدین صورت می رسد: تو دنبال کیف پول سبز رنگ می گشتی تا با کفش هایی که هفته پیش خریده بودی جور باشد.ضمنا اندازه آن خیلی مناسب است.پس آن را بخر!

وقتی او به سرعت به پای صندوق پرداخت می آید,نه تنها ذهن او از داشتن این کیف پول به هیجان آمده است,بلکه بسیار هم احساس غرور می کند که آن را با بیست وپنج درصد تخفیف می خرد.

برای ذهن او این خرید کاملا معقول است,چون طالب آن است و می داند که به آن نیاز دارد و کاملا معامله خوبی می باشد.منتها در ذهنش این فکر جایی ندارد که بیاید و بگوید:درست,این واقعا کیف پول قشنگی است و کاملا درست می باشد که این معاملع خوبی است,ولی درحال حاضر سه هزار دلار بدهی دارم, پس بهتر است دست نگه دارم! اما این اطلاعات برایش پیدا نشد,چون پرونده ای در ذهن خود که آن را در خود نگه دارد,نداشت.

پرونده ای به نام:<<وقتی که بدهی داری,دیگر چیزی نخر>>که معنایش این است: آن انتخاب خاص,گزینه ای کامل نمی باشد,زیرا در ذهن او هیچ وقت این مورد نصب نبوده است.

منظور مرا می فهمید؟اگر شما پرونده هایی را در قفسه بایگانی ذهن خود قرار داده اید که تضعیف کننده موفقیت مالی شما هستند ,تنها همان پرونده ها انتخاب هایی خواهند بود که شما می توانید داشته باشید, پرونده هایی که طبیعی , خودکار و کاملا برای شما نیز معقول خواهند بود,

 

ولی در آخر کار,آن ها شکست مالی و یا حداکثر موقعیتی متوسط را برای شما خواهند داشت. بر عکس , اگر پرونده هایی را در ذهن خود وارد نمایید که تقویت کننده موفقیت مالی شما باشند ,به طور طبیعی و خودکار,تصمیم هایی را می گیرید که موفقیت را به دنبال دارند.

حتی نیازی به فکر کردن هم نخواهید داشت,بلکه نحوه طبیعی فکر کردن شما به موفقیت منتج خواهد شد.

اولین مرحله برای ایجاد کردن هر تغییری ,آگاهی یافتن است,یعنی اولین مرحله برای این که مانند ثروتمندان فکر کنید این می باشد که نسبت به این که آن ها چگونه فکر می کنند,آگاهی یابید.

آدم های ثروتمند کاملا متفاوت از مردم فقیر و یا متوسط فکر میکنند

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

پول یا رویا؟ کدام را انتخاب کنیم؟

پول یا رویا 

همه مان تجربه اش را داشتیم…
روز و شب در حال سخت کار کردن و استرس و عرق ریختن هستیم تا درآمد مناسب داشته باشیم اما وقتی تو خیابان قدم می زنیم افرادی را میبینیم با لباس های گرانقیمت، اتومبیل های لوکس، ساکنین خانه هایی در بالای شهر که ارزش چند ده میلیاردی دارند !

چه اتفاقی می افتد؟ احساس حقارت و افسوس میکنیم…

با خودمان فکر میکنیم “چند ساعت در روز باید کار کنم تا اینقدر پول داشته باشم من هم یکی از این ماشین های لوکس داشته باشم؟”با همین فکر و خیالات به صورت سرانگشتی حساب میکنید میبینید تا آخر عمرتان هم اگر کار کنید با شاید نتوانید با این درآمد همچین زندگی ای داشته باشید !

و مشکل اصلی دقیقا از همینجا شروع میشود؛
به دنبال راه هایی برای پول بیشتر درآوردن میگردید، با خودتان عهد و پیمان می بندید هرطور شده میزان سطح درآمدتان را افزایش دهید تا بتوانید به زندگی رویایی تان برسید.

حتی بیشتر و سخت از قبل کاری میکنید، کمتر زمان با خانواده و دوستان سپری میکنید و فاجعه زمانی رخ میدهد که رویاهایتان را فراموش میکنید و فقط پول بیشتر را میبینید.

این درست همان نقطه ای است که مسیر زندگی تان تغییر میکند.
شما از داشتن یک زندگی خوشبخت و موفقیت آمیز به سمت یک زندگی با چشم اندازی خوب اما مسیر سخت و ناهموار حرکت میکنید.

نمیدانید ممکن است کی و چه زمانی به مقصد برسید، اما تمام زمان حال و روزهای جوانی با شور و انرژی بالا را قربانی بدست آوردن تصویری میکنید که فکر میکنید “خوشبختی” است.

روزهایتان را به سخت ترین و بدترین شکل میگذرانید و به امید فردای بهتر…
این “فـــردا” و “یک روز خوب” کی قرار است برسد؟ نمیدانید، اما امیدوارید زودتر اتفاق بیافتد.

میدانید سرانجام این داستان چیست؟
مانند اکثر افراد جامعه تان به جای دنبال کردن رویاهایتان، پول را دنبال میکنید و سرانجام نه تنها به رویاهایتان نمی رسید بلکه همیشه احساس میکنید میزان قابل توجهی کسری در درآمدتان دارید که باید ماه بعد جبران کنید.

اما واقعا داستان اصلی از چه قرار است؟
جریان از این قرار است که در اولین مرحله که شما یک زندگی لوکس میبینید، آنچه را که در ویترین زندگی دیگران قرار گرفته را میبینید، نه آنچه در انبار و درون زندگی مردم وجود دارد.

دیدن عکس های شیک و باکلاس با اتومبیل های مدل بالا در شبکه های اجتماعی جذاب است، اما آیا میدانید در ذهن صاحب عکس و در بطن زندگی آنها چه میگذرد؟ آیا آنها از زندگی شان واقعا رضایت کافی را دارند؟ آیا احساس شادی میکنند؟

تحقیقاتی در دانشگاه هاروارد انجام شد که نشان داد میزان شادی افراد با میزان درآمد آنها نسبت عکس دارد.
به هر میزان افراد درآمد بیشتری دارند، دغدغه فکری بیشتری هم دارند و مشغله کاری آنها به نسبت دیگران بیشتر است و یعنی اینکه این افراد فرصتی برای شاد بودن ندارند !

و وقتی شاد نیستند، یعنی رضایت کامل از زندگی شان ندارند؛ میزان سلامتی شان در خطر است و در آینده نه چندان دور ممکن است به افسردگی دچار شوند.

شما هم همین زندگی را میخواهید؟ طبیعتا خیــــــر !
شما آنچه را که از بیرون مشاهده میکنید را دلپسند می یابید اما آنچه در باطن وجود دارد خبری از آن ندارید.

اما در این مقاله میخواهیم یکبار برای همیشه، مدار تنظیم درآمد و هدف ذهنی تان را دچار تحول کنیم !
میخواهیم به شما دلایلی محکم و قابل اطمینان بدهیم که پول را دنبال نکنید بلکه رویاهایتان را دنبال کنید.

شما پس از خواندن این مقاله،
به صورت کامل درک میکنید چرا باید رویاها را دنبال کنید، چطور باید رویاهایتان را دنبال کنید و چطور پول از طریق دنبال کردن رویاهایتان وارد زندگی تان میشود.

هشدار ! هشدار ! هشدار !
ممکن است پس از خواندن این مقاله
شغل سخت و طاقت فرسای فعلی تان را رها کنید
و برای همیشه به دنبال بدست آوردن رویاهایتان بروید و سفر کنید

آماده یک ماجراجویی هیجان انگیز هستید؟ شروع کنیم…

ما در ادامه میخواهیم به شما دلایلی ارائه دهیم تا به جای دنبال کردن پول در زندگی، رویاهایتان را دنبال کنید و بتوانید از طریق دنبال کردن رویاهایتان شادی، احساس رضایت باطنی، خوشبختی و پول را وارد زندگی تان کنید.

 

۱ – بدست آمدن رویاهایتان به صورت اتوماتیک پول را وارد زندگی تان میکند.
شماره ۱ چون مهم ترین است !
اکثرمان از نقش حیاتی پول در زندگی مان آگاه هستیم و میدانیم نبود پول چه افتضاحی به بار خواهد آورد…
اما اجازه دهید برایتان توضیح دهیم چرا با وجود اهمیت بالای پول در زندگی، نباید هیچوقت پول را به صورت مستقیم دنبال کنید؛ زمانی که شما چیزی ارزشمند را دنبال میکنید (مانند رویا) که حاضرید برای تحقق آن هرکاری بکنید، در صورت محقق شدن آن دو اتفاق مهم رخ خواهد داد.

۱ – احساس رضایت کامل از خودتان پیدا خواهید کرد
۲ – برای دیگران ارزش ایجاد میکنید
احساس رضایت کامل از خود منتهی به انگیزه و اعتماد به نفس میشود که این راه را ادامه دهید و ارزشی که برای دیگران ایجاد میکنید باعث میشود به شما پول بدهند !

نمونه این مورد، اختراع لامپ ادیسون است.
توماس ادیسون بیش از ۱۰۰۰۰ مرتبه در راه اختراع لامپ شکست خورد. او اگر پول را دنبال میکرد به دنبال راه های دیگری برای پولدار شدن میگشت و از تلاش بیشتر در راه تولید لامپ سرباز می زد، اما اینکار را نکرد، ادامه داد تا لامپ را اختراع کرد.

نتیجه آن کسب مقام و شهرت در تاریخ شد که در کنار آن پول هنگفتی هم از طریق اختراعش و فروش لامپ به خانه های بدست آورد. او برای مردم با ایجاد روشنایی در منزل آنها، ارزش آفرینی کرد.

پس یادتان باشد : سریع ترین راه برای بدست آوردن پول، فراموش کردن پول و فکر کردن به ایجاد ارزش و خدمت بیشتر است.

در مورد افراد بزرگی به کمک ارزش افرینی توانستند نه تنها رویاهایشان را بلکه ثروت و مقام و منزلت بدست آوردند، میتوانید این مقاله، این مقاله و این مقاله را بخوانید.

 

۲ – پول به سرعت ورود به زندگی تان، از زندگی تان هم خارج میشود.
شاید حقیقت تلخی باشد، اما کمبود پول هویت واقعی افراد را به شما نشان میدهد…
به شما نشان میدهد مردم واقعا چه کسانی هستند در باطن !
شما اگر نگرش و طرزفکر صحیح برای بدست آوردن پول نداشته باشید، حتی اگر در قرعه کشی هم برنده شوید فردا پس فردا پول هنگفتی هم بدست آورید این پول مدت زیادی در زندگی تان دوام نخواهد داشت.

این دقیقا دلیل شما ۲ است که به شما میگوید زمانی که بدنبال تحقق رویایتان حرکت میکنید (مسیر اصلی زندگی) حتی اگر آنچه را که بدست آوردید را از دست بدهید، باز هم میتوانید از فردا آنچه که ساخته بودید را از نو و سریع تر از قبل بسازید.

روزی از هنری فورد موسس اولین شرکت اتومبیل سازی انبود Ford پرسیدند اگر تمام دارایی تان را یکشبه از دست بدهید، چه کار خواهید کرد؟ فورد پاسخ داد “دوباره شروع خواهم کرد و ظرف مدت ۵ سال از آنچه که بدست آورده بودم هم بیشتر خواهم ساخت…”

 

۳ – بدست آوردن اهداف به شما انگیزه میدهد.
بگذارید روشنتان کنم : اگر شما فرد خوشحالی و با انگیزه ای نیستید، پول زیاد شما را خوشحال و با انگیزه نخواهد کرد !
این مورد را حتما شما هم دیدید : یک نفر خیلی ناراحت و عصبانی، پولی را بدست می آورد و خیلی شاد و سرزنده میشود و ظرف یکهفته که پول هایش تمام میشود، دوباره ناراحت و عصبانی میشود.

میتوانید این مورد را از زندگی هزاران فرد پولدار به چشم خودتان نظاره کنید و حتی از آنها سوال کنید.
پول قرار نیست اصلا شما را شاد کند، پول فقط راحـــتی را برای شما فراهم میکند.

و دقیقا به همین دلیل است که رویاها به زندگی افراد معنا میدهند.
با تعقیب رویا و بدست آوردن تک تک اهداف کوتاه مدت تان روحیه و انگیزه شما برای زندگی بیشتر میشود و احساس رضایت و شادی در شما افزایش پیدا خواهد کرد.

 

۴ – پول صرفا خاطرات خوبی برای شما نخواهد ساخت.
داشتن پول فقط به صورت کوتاه مدت باعث شادی شما میشود، اما هیچوقت تجربیات به یاد ماندنی برای شما خلق نخواهد کرد.
حتی اگر از ثروتمندترین افراد اطرافتان هم سوال کنید، بهترین خاطرات زندگی شان مربوط میشود به قبل دوران رفاه کامل شان، زمانی که پول هدف اصلی زندگی شان نبود. زمانی که چیزهای دیگری در زندگی این افراد مهم بودند و معنا وجود داشت.

برای مثال شما میتوانید یک سفر چند روزه با بهترین و صمیمی ترین دوستانتان با صرف هزینه گزاف و به جایی لوکس بروید و خیلی به شما خوش بگذرد… اما دلیل خوش گذشتن به شما نه صرفا پولی بوده که خرج کرده اید ! بلکه به خاطر افراد، محیط و اتفاقاتی بوده که بین شما و دوستانتان رخ داده بوده.

 

۵ – وقتی فـقـط یک قسمت از زندگیتان بهترمی شود، قسمت های دیگر بدتر میشوند.
این یکی از قوانین غیرقابل نقض طبیعت است.
نمیتوانید با آن بجنگید.
نمیتوانید آنرا نادیده بگیرید.
هروقت در قسمتی از زندگی تان پیشرفت زیادی داشته باشید، قسمت های دیگر زندگی تان ناخواسته شروع به پسرفت کردن خواهند کرد.

وقتی یک نفر را در خیابان با بدنی حجیم و عضلانی میبینید، مطمئن باشید زمان، انرژی و هزینه زیادی صرف این قسمت از زندگی اش یعنی بــــدن خودش کرده است در حالی که دیگر قسمت های زندگی اش ممکن است به این اندازه پیشرفت زیادی نکرده باشند.

یک مثال دیگر افراد نخبه و دانشمندان هستند که معمولا در ارتباطات ضعیف هستند.
آنها بیشتر وقت خود را صرف مطالعه و آزمایش و … میکنند و زمان زیادی برای برقراری ارتباط و تمرین برای داشتن مهارت در ارتباطات را ندارند.

پس، همین حالا باید تصمیم تان را بگیرید، حاضرید چه قسمت هایی از زندگی تان را قربانی تحقق رویاهایتان کنید؟ شما نمیتوانید هم رویاهایتان را بدست آورید، هم صبح ها تا ۱۲ ظهر بخوابید و هم تا دیروقت با دوستانتان خوش بگذرانید و هم بخواهید پول زیادی بدست آورید.

هروقت رویاهایتان را خواستید دنبال کنید، بهتر است خودتان و با اراده خودتان مشخص کنید حاضرید چه قسمت هایی از زندگی تان کمتر پیشرفت کند تا در مسیر تحقق رویاهایتان بیشتر پیشرفت کنید.

آخرین دلیل…

۶ – کسی به وضعیت مالی تان اهمیت نمیدهد !
این اصل را هیچوقت فراموش نکنید : بــرای مــردم مــهم نیست شــمــا چـــقدر پول دارید !

وقتی بیل گیتس وارد جایی میشود، مردم ازینکه او ثروتمندترین فرد دنیاست تحت تاثیر قرار نمیگیرند، بلکه به خاطر اینکه او چطور توانست اکثر رویاهایش را به واقعیت تبدیل کند،تحت تاثیر قرار میگیرند.

اکثر افراد میخواهند پول داشته باشند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.
غافل ازینکه دیگران اهمیتی به میزان درآمد و حساب بانکی شما نمیدهند ! آنچه باعث میشود تحت تاثیر قرار بگیرند میزان اهداف زندگی تان است که توانستید به آنها برسید، البته یکی از این اهداف ممکن است درآمدتان باشد که آن هم قسمت کوچکی از هدف بزرگتر یعنی دستیابی به رویای بزرگ زندگی تان است.

کافیست به سوپرمارکت (بقالی !) بروید و اعلام کنید شما ۱ میلیارد تومان پول در حساب تان دارید، فکر میکنید حتی یک آدامس هم به شما مجانی خواهند داد؟ خیر ! هیچکس اهمیتی برای مقدار پولی که دارید نمیدهد.
اما اگر وارد مغازه ای شوید و بگویید شما همانی هستید که توانستید در ورزش سطح جهانی رکورد زدید و افتخار یک ملت هستید، همه حاضر خواهند بود با شما عکس بگیرند و شما را الگوی زندگی خودشان بدانند.

اینکه چقدر پول دارید ، خیلی مهم نیست ، اما اینکه چطور توانسته اید ثروتمند شوید و راهکارتان بسیار مهم است.

منبع: http://successmethod.ir/imaging-or-money.html

 

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کتاب دیوانگان ثروت ساز

چگونه نترسیم و وارد قطار وحشت کارآفرینی شویم

 هر فرد موفقی که با او در رسانه‌ها، همایش‌ها و در مجله Success مصاحبه
می‌شود، این نکته را عنوان می‌کند که اولین و مهم‌ترین عامل در ساختکسب‌و‌کاری موفق این است که باید عاشقش باشید.

دنبال علاقه‌ام می‌گردم! این جمله بهانه‌ای است در لباس مبدل. از این جمله استفاده می‌کنیم تا بهانه کار نکردن و رشد نکردنمان را مخفی کنیم. علاقه چیزی نیست که پیدا یا کشف کنیم. علاقه مثل جریان برق است،کافیست کلیدش را فشار دهید.

۴ کلید برای روشن کردن علاقه‌تان وجود دارد:

۱. در مورد کاری که می‌کنید علاقه به خرج دهید.

۲. در مورد دلیل انجام یک کار علاقه به خرج دهید.

۳. در مورد شیوه انجام یک کار، علاقه به خرج دهید.

۴. در مورد اینکه برای چه کسی کار می‌کنید، علاقه به خرج دهید.

 علت مبارزه‌تان را پیدا کنید:

تقریبا تمام موفقیت‌های بزرگ از شخصی شروع شده که در نهایت آماده مبارزه شده است. مبارزه ترغیب‌تان می‌کند نسبت به هر زمان دیگری سخت‌تر کار کنید و جلو بروید. یکی از بهترین روزهای زندگی می‌تواند روزی باشد که علت مبارزه‌تان را پیدا کنید.

 قدرت‌تان را پیدا کنید:

آیا قدرتمند به دنیا آمده‌اید! DNA هیچ ربطی به موفقیت ندارد. ژن‌هایتان را فعال کنید و دست به کار شوید. باید تصمیم‌گیری کنید. تا وقتی در این دنیا زندگی می‌کنید، خالق سرنوشت‌تان هستید. به هیچ‌کس اجازه ندهید بگوید چه قدرتی در چه زمینه‌ای دارید یا ندارید.

 حواستان به خرچنگ‌ها باشد:

۹۰ درصد کارمندان ترجیح می‌دهند که به کارمند بودنشان ادامه دهند آن‌ها نمی‌خواهند این ریسک را بپذیرند که کسب‌وکار خود را راه بیاندازند و حقوق ثابت کارمندی را از دست بدهند! هنگامی هم که آن ۱۰ درصد سایر می‌خواهند از این گروه فاصله بگیرند و وارد قطار وحشت کارآفرینی شوند و کسب‌وکار خود را راه بیاندازند با آن‌ها مخالفت می‌کنند. دوستان، خانواده و همکاران، عوض تشویق و حمایت از آن فرد سعی می‌کنند با ترساندن فرد، تمسخر و تحقیر رویای فرد را بٌکشند.

ولی چرا این کار را می‌کنند؟

دو علت کلیدی وجود دارد:

۱.شما باعث می‌شوید آن‌ها بد به نظر برسند.
۲. به اندازه شما شجاع نیستند.

مردم به خاطر شجاعتتان آزارتان نمی‌دهند. خودشان را به خاطر بزدلی سرزنش می‌کنند. نقل‌قولی عالی از گاندی به کارآفرینان: «روز اول نادیده‌تان می‌گیرند، بعد، به شما می‌خندند، بعد، با شما مبارزه می‌کنند و درنهایت شمایید که برنده می‌شوید».

 نگران نباشید! زمین خوردن برایتان خوب است:

همه ما شکست می‌خوریم. اینکه چه‌قدر سریع بتوانیم از جا بلند شویم، موضوعی‌ است که باعث تفاوت ما می‌شود. زمین خوردن بخشی از بهتر شدن است. با شکست رو‌به‌رو شدن باعث می‌شود قوی‌تر و بهتر شوید.

 دوراهی کارآفرینی:

کارآفرین‌ها آدم‌هایی رمانتیک و نا امید هستند و پیدا کردن آدم‌های کامل برای ملحق شدن به آن‌ها در مسیر، کار راحتی نیست. کارآفرین‌ها توان و امکان را در هر چیزی یا هر کسی می‌بینند؛ اما باید در انتخاب افرادی که به کسب‌وکارشان ملحق می‌شوند وسواس لازم را به خرج دهند.

فقط بازیکن‌های درجه یک:
کارمند‌های درجه یک، موجودات افسانه‌ای نیستند. واقعا وجود دارند و نسبت به کارمندهای خوب درجه دو و کارمندهای بد درجه سه بهتر نیستند، کاملا در نقطه مقابلشان هستند.‌

استیو جابز: «درجه یک‌ها، درجه یک‌ها را استخدام می‌کنند و درجه دوها، درجه سه‌ها را».

ایجاد محیطی با کارایی بالاتر:
برای داشتن فرهنگی با کارایی بالا باید آدم‌هایی را استخدام و حفظ کنید که کارایی بالا دارند.

استخدام: مهارت کلیدی شما:
جیم کالینز:«تنها کار مهمی که باید بکنید، انتخاب آدم‌های درست و حفظ‌شان است».

 ۵ چیز که کارمندان در محیط کار دنبالش هستند:
 

۱.آدم‌ها: خیلی از عالی‌ها به شرکت‌هایی چون گوگل و اپل می‌پیوندند و این به این دلیل است که کل عالی‌ها آنجا هستند.

۲. چالش‌ها : عالی‌ها می‌خواهند بخشی از چیزی عالی باشند. کاری را می‌خواهند که به هیجانشان آورد.

۳. موقعیت: عالی‌ها موقعیتی برای پیشرفت می‌خواهند.

۴. رشد: مردم می‌خواهند حس خوبی نسبت به کاری که می‌کنند، داشته باشند و در ضمن می‌خواهند بدانند که قرار است رشد کنند.

۵. پول: عالی‌ها می‌خواهند در ازای کار عالی که می‌کنند پول خوبی بگیرند.

کسب‌و‌کارتان به اندازه‌ی آدم‌هایی خوب خواهد شد که استخدام می‌کنید تا به شما ملحق شوند. هر چه آرزوهایتان بزرگ‌تر باشد، تیم‌تان مهم‌تر خواهد بود. اگر رویایی کوچک و غیر جاه‌طلبانه داشته باشید، پس تیمی کوچک و غیرجاه‌طلب می‌خواهید.

یک کسب‌و‌کار متوسط تقریبا بین ۶۵ تا ۸۰ درصد از هزینه‌های عملکردی‌اش، خرج حقوق و دستمزد می‌شود. این هزینه‌ای ا‌ست که بابت انتخاب ضعیف‌تان (استخدام آدم‌های خوب، بد، زشت) می‌دهید. با حفظ کارمند‌های بد به آن‌ها اجازه می‌دهید ورشکسته و بیچاره‌تان کنند.

 رهبری کسب‌و‌کار:

توانایی مدیریت‌تان بیش‌ترین محدودیت در مسیر رسیدن به خواسته‌های تجاریتان است. شما در نهایت به عنوان رهبر کسب‌و‌کار، صد ‌در‌ صد مسئول همه چیز هستید. همه ما می‌توانیم توانایی رهبری‌مان را بهتر کنیم، اما مسئله این است که امروزه مفهوم رهبری کسب‌و‌کار تغییر کرده است. امروزه همه چیز عوض شده است نه تنها قوانین کسب‌و‌کار عوض شده بلکه چشم‌انداز مدیریت آدم‌ها هم به‌طور اساسی متفاوت شده است.

قبلا رهبر کسب‌و‌کار مترادف بود با مدیر و رییس. رییس، با قدرت، ترس و دستور ریاست می‌کند. همه از رؤسا بدشان می‌آید؛ اما امروزه نباید رییس باشیم. باید از مهارت‌های رهبری کسب‌و‌کار در قرن بیستم استفاده می‌کنیم تا بتوانیم در قرن بیست‌و‌یکم مدیریت کنیم. به شخص جدیدی تبدیل شوید. رهبر کسب‌و‌کار در قرن بیست‌و‌یکم رییس نیست.

۴ مساله متمایز کننده رهبران عالی:

 

۱. رهبران کسب‌و‌کار سرعت را تعیین می‌کنند

مردم با نهایت سرعتی که می‌توانند جلو نمی‌روند. بلکه با سرعت رهبرشان حرکت می‌کنند. شما سرعت را تعیین می‌کنید و برای رهبری کسب‌و‌کار فقط باید بگویید: مرا دنبال کنید. حرکت خود را به آموزش تبدیل کنید. همچنین از بقیه بخواهید کاری را انجام دهند که خودتان قبلا به آن عمل کرده‌اید. اگر واقعا می‌خواهید رهبری مؤثری در کسب‌و‌کار داشته باشید. باید همان تغییری باشید که می‌خواهید در بقیه ببینید.

۲. رهبران کاری را که متداول نیست انجام می‌دهند

رهبر کسب‌وکار هدفش دوست داشته شدن نیست. رهبری کردن است. انجام کارهای درست؛ و کار درست، کار محبوبی نیست.

۳. رهبران باعث رشد بقیه هستند

مسئولیت رهبر کسب‌و‌کار بیرون کشیدن استعداد، انگیزه و توانایی افراد تیم است. شما باید به عنوان رهبر کسب‌و‌کار باعث رشد افرادتان شوید.

۴. رهبران کسب‌و‌کار به بقیه اجازه‌ی رهبری می‌دهند

اگر وقت‌تان را به انجام کارهایی بگذرانید که در واقع کار مدیریتی نیستند، نمی‌توانید رهبر بزرگی در کسب‌و‌کار شوید. هر کسی در سازمان شما در حال یادگیری شیوه تفکر، عمل و واکنش شماست. الگو باشید.

 علایم حیاتی موفقیت شما

همه کارها را خودتان نکنید. فقط کارهای حیاتی را به عهده بگیرید و تیمی عالی از بازیکنان توانا بسازید که در بقیه مسائل فوق‌العاده عمل می‌کنند.

موفقیت به کاری که باید بکنیم ارتباط کمتری دارد تا کارهایی که نباید بکنیم. اگر از اهداف درآمدی‌تان دور شده‌اید، به این خاطر است که وقت‌تان را برای کارهای کم ارزش هدر داده‌اید.

کار حیاتی شما چیست؟ کشفش کنید، برنامه بریزید، نمودار بکشید و برای وقت بیشتر گذاشتن برای آن استراتژی بچینید. هر وقت احساس فشار کردید، به احتمال زیاد به خاطر نداشتن اولویت‌های مشخص است. کارهای حیاتی با اولویت‌های حیاتی متفاوت است. کارهای حیاتی کارهایی است که برای موفقیت سازمان یا رسیدن به اهداف باید برایشان وقت بگذارید. اولویت‌های حیاتی حیطه‌های تمرکز و کارهای روزانه یا فصلی هستند که برای رسیدن به اهداف باید انجام شوند.

بزرگترین راز آدم‌های موفق شیوه‌ی مدیریت انجام همه‌ی کارهاست. آن‌ها همه‌ی کارها را انجام نمی‌دهند.

روش سه مرحله‌ای وارن بافت برای اولویت‌بندی:

۱. تمام اولویت‌هایتان را بنویسید.

۲. آن‌قدر محدودشان کنید تا به سه اولویت برتر برسید.

۳. بقیه کارهای موجود در لیست را بگذارید کنار و به دیگران واگذارشان کنید.

مهارت اصلی مفید بودن یادگیری نه گفتن است.

بخشی از هیجان ترس است و یک کارآفرین قرار است با ترس روبه رو شود، وحشت کند و هر روز با نداشتن اطمینان رو به رو شود. اما این ترس واقعی نیست، توهم است. پدیده‌ای‌ است که در ذهن اتفاق می‌افتد.

راه خودتان را بروید نه مسیر آشنایانتان را. به حرف و قلب خودتان گوش بدهید، نه جاه‌طلبی بقیه. نگذارید ترس، حسرت یا فشار اجتماعی درکتان را کدر کند و روزتان را صرف چیزهایی کنید که می‌خواهید در ستایش‌تان از همان چیزها اسم برده شود. جوری زندگی کنید که می‌خواهید در آخر مسیر به یاد آورده شوید و کار درست را بکنید و بدین گونه به اهدافتان نزدیک شوید: این کوه من است و می‌خواهم تا قله صعود کنم!

در آخر فراموش نکنید چه تصمیمی گرفته‌اید، دنبال برتری‌تان باشید.

منبع: مدیر سبز

برگرفته از کتاب: دیوانگان ثروت ساز نوشته دارن هاردی

نظر شما چیست؟ «دنبال علاقه‌ام می‌گردم!» آیا شما هم از این جمله به عنوان بهانه ای برای تنبلی و عدم پیشرفت در زندگی استفاده می کنید؟


 

کتاب جدید دارن هاردی

کتاب دیوانگان ثروت ساز

نویسنده: دارن هاردی
فرمت: کتاب رقعی در 356 صفحه
مترجم: شادی حسن‌پور
انتشارات: شریف
سال انتشار: ۲۰۱۵
شابک: 3-75-7049-600-978
برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه این کتاب کلیک کنید

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

گروه خیریه فردای سبز

معرفی گروه فردای سبز

گروه فرهنگی خیریه‌ی فردای سبز در سال ۱۳۷۵ توسّط جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف پایه ریزی و در سال ۱۳۷۶ تاسیس شد. از آن جا که منظور از فرهنگ در این گروه، فرهنگ والا و زیبای اسلامی و قرآنی است، و با توجّه به عنایات و توجّهات فراوانی که در فرهنگ اسلامی به عدالت، دستگیری از نیازمندان، رسیدگی به محرومان و یتیمان و اهتمام ورزیدن به احسان و نیکی به دیگران شده است، در فردای سبز برای حرکت در این راستا و هم چنین ترویج و اشاعه فرهنگ آن تلاش می شود. در همین مسیر اعضای گروه علاوه بر تلاش برای ارتقای سطح فکری و اعتقادی خود، برای آن که بتوانند وضع اجتماعی و شرایط موجود در در جامعه را بهتر بشناسند و در جهت اجرای فرامین الهی و کمک به خلق خدا گام بردارند و هم چنین برای این که اطرافیان و دانشگاهیان را در حدّ توان با این فرهنگ اسلامی آشنا سازند و مسیری را برای آن ها در جهت احسان و نیکی و عادت به اخلاق کریمه هموار نمایند، خود اقدام به شناخت خانواده های محروم و کمک به آن‌ها نمودند.

درباره گروه فرهنگی خیریه فردای سبز        شیوه پرداخت کمک های نقدی


 

♥♥دانلود رایگان♥♥

بسته «رازهای ثروت و موفقیت»

دانلود 3 کتاب الکترونیکی در یک پکیج

پول و موفقیت، فقط با کمی حساب و کتاب و شانس به دست نمی آید

 برای موفقیت در این راه باید نحوه تفکر خود را تغییر دهید

1- جزوه: "21 تمرین اختصاصی برای جذب ثروت"

2- جزوه: "آموزش هدفگذاری در 12 گام توسط برایان تریسی"
3- کتاب: "بزرگترین راز"

با عمل به دستورات و روش هایی که در این 3 کتاب، آموزش داده می شود،

سریع تر و راحت تر از آنچه تصور می کنید،

به اهداف و خواسته های خود خواهید رسید

همین حالا این بسته آموزشی را دانلود و 

حرکت به سمت موفقیت و تحقق رویاهای خود را آغاز کنید

 

     دانلود رایگان بسته

 رازهای ثروت و موفقیت

پیشنهاد هدف سبز

Go to top