پشتیبانی
Telephone number of پشتیبانی 5000-1333-3595-35
Menu

داستان اوج گیری شرکت نایک

فیلیپ نایت با دارایی‌ای به ارزش خالص ۱۱ میلیارد دلار توسط مجله فوربز به عنوان بیست و سومین مرد ثروتمند آمریکا معرفی شد. اگر با این نام آشنا نیستید، نمی‌دانید که وی چطور به این ثروت رسیده ‌است. او این ثروت را به ارث نبرده، هیچ تکنولوژی اینترنتی ایجاد نکرده و از طریق معامله ابزار مشتقه نیز به آن نرسیده ‌است.

او این ثروت را از طریق کارآفرینی بدست آورده است. برای بیشتر مردم کلمه کارآفرین یادآور مفاهیمی نظیر ریسک پذیری و مرز شکنی است. فردی متفاوت از آن‌ها. دلیل این تفکر این است که رسانه‌ها مدت مدیدی کارآفرین را به عنوان رویاپردازی شجاع نشان می‌دادند که حاضر است تقریباً همه چیز را برای رسیدن به هدفش قربانی کند. چه داستان مربوط به افراد عصر صنعت باشد نظیر کارنگی، راکی فلر و یا ملون و یا نمونه‌ای امروزی باشد مثل ری کراک و یا ویکتور کرام، به هر حال این داستان‌ها مورد توجه‌ و استقبال مردم هستند.

شواهدی نیز این مدعا را تایید می‌کند. ری کراک مؤسس مک دونالد گفته معروفی دارد که «اگر ریسک پذیر نیستید باید خود را از کسب و کار کنار بکشید.»

ویکتور کیام رییس و مدیر اجرایی محصولات رمینگتون این مطلب را طور دیگری بیان می‌کند «کارآفرینان ریسک پذیرند. آن‌ها حاضر هستند در جایی که اعتبار و یا سرمایه‌شان در معرض خطر است برای حمایت از یک ایده و یا سازمان ریسک کنند.»

ولی رویکرد همه کارآفرینان به کسب و کار چنین بی‌پروا نیست. برخی از آنان راه‌های محافظه‌کارانه‌تری را انتخاب می‌کنند.

این گفته من را به داستان فیلیپ نایت برمی‌گرداند.

 

داستان فیلیپ نایت

در اواخر دهه ۱۹۵۰ فیل عضو تیم دوی دانشگاه ارگان بود. در آن زمان کفش‌های دو در آمریکا از مواد بازیافتی کمپانی‌های پلاستیک سازی ساخته می‌شد. قیمت یک جفت کفش جدید تنها ۵ دلار بود، ولی این کفش‌ها بیشتر از یک مسابقه دوی پنج مایلی دوام نمی‌آوردند. فیل کیفیت کفش‌های خود را تا جایی که می‌توانست بهبود داد و تا اندازه‌ای توانست به دوام بهتری دست پیدا کند. بعدها هنگامی که دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه استنفورد شد، واحدی درسی درباره گسترش تجارت‌های کوچک اخذ کرد. موضوع یکی از تکالیف ایجاد یک تجارت کوچک بود.

با توجه به تجربه  دوران دانشجویی‌اش به عنوان یک ورزشکار، فیل تولید و فروش کفش‌های ورزشی با کیفیت بهتر را به عنوان موضوع انتخاب کرد. به منظور کاهش هزینه‌ها  کشور ژاپن را برای تولید در نظر گرفت.(در آن زمان تولید در ژاپن به مراتب کم هزینه تر از آمریکا بود.) و پس از تولید، بازاریابی در آمریکا در رقابت با کانورس٫ کدس و دیگر نام‌های معروف تجاری آمریکایی انجام می‌شد.

از این که چه نمره ای به آن تکلیف داده شد اطلاعی ندارم، ولی  حدس می‌زنم نمره خوبی بوده باشد.

فیل بعد از پایان تحصیلات تکمیلی به شرق دور سفر کرد. در ژاپن به دنبال کفش‌هایی که در فروشگاه های دپارتمان دیده بود رفت. او  به خصوص تحت تأثیر مارک تایگر قرار گرفته بود. به سرعت با رییس شرکت تماس گرفت و با او درباره تجربه تلخش در رابطه با کفش‌های آمریکایی صحبت کرد. آن‌ها به منظور بررسی امکان داد و ستد تجاری با هم ملاقات کردند. و بلافاصله بعد از آن فیل امتیاز پخش کفش‌های تایگر در غرب آمریکا را بدست آورد.

فیل در مدتی که منتظر رسیدن نمونه‌ها بود، به عنوان حسابدار مشغول کار شد. همچنین در دانشگاه ایالت پورتلند به تدریس پرداخت. با وجود تجربه ای که از پروژه دوران تحصیل خود بدست آورده بود، فیل به این نتیجه رسید که هنوز درباره کفش‌های ورزشی چیزی نمی‌داند. به همین دلیل، اوقات فراغت خود را صرف شناخت هر چه بیشتر این تجارت کرد.

یک سال بعد، زمانی که نمونه‌ها دریافت شد، او طرح تجاری خود را آماده کرده بود و توانسته بود با رابط‌‌های مهمی در آمریکا آشنا شود. یکی از این رابط‌ها بیل بومن بود، مربی افسانه ای تیم دوی دانشگاه اورگن. فیل امیدوار گرفتن یک تایید از جانب بورمن بود. ولی بورمن کار بهتری برای او انجام داد. او موافقت کرد که شریک فیل شود.

این دو در ۲۵ ژانویه سال ۱۹۶۴ طی یک توافق غیر رسمی شرکت ورزش‌های روبان آبی را تشکیل دادند و هر کدام از آن‌ها به مبلغ ۵۰۰ دلار سرمایه گذاری کردند.

طی ۵ سال بعد، بیل مشغول ارتقا  طراحی کفش‌های خودشان شد و فیل نمونه های وارداتی ژاپنی را در پشت وانت مدل پلی موث والیانت خود به مسابقات دو میدانی، در پسفیک نورت‌وست می‌برد و می‌فروخت. در این فاصله هر دو  نفر کار روزانه خود را حفظ کردند. هیچ کدام از آن‌ها پس انداز و یا حقوقش را در معرض ریسک قرار نداد. آن‌ها کم کم شروع ناچیز خود را به یک تجارت کوچک، با ۴۵ نفر کارمند و فروشی نزدیک به ۱ میلیون کفش در سال تبدیل کردند.

همین موقع بود که نام شرکت را تغییر دادند. ایده اولیه فیل-ـ بعد ششم ـ رد شد. سپس یکی از دوستانشان به نام جف جانسون نامی را پیشنهاد کرد که دریک خواب به او الهام شده بود. نام خدای یونانی پیروزی، خدایی بال‌دار: نایک

 

آنچه از این داستان می‌آموزیم

موفقیت نایک افسانه‌ای است. و گاهی مواقع هنگام بیان این داستان، نویسندگان کسب و کار فیل نایت و بیل بورمن را به عنوان نمونه کارآفرینان ریسک پذیر معرفی می‌کنند.

همانطور که می‌دانید این گفته از واقعیت فاصله دارد. آن‌ها بیشتر افرادی محتاط و حتی در برخی مواقع ترسو بوده‌اند.

من ده‌ها تجارت کارآفرین موفق را یا به تنهایی و یا با مشارکت دیگران شروع کرده و یا برای ایجاد آن مشاوره داده‌ام. دو مورد از این تجارت‌ها شرکت‌هایی بودند که ده‌ها شرکت کوچک‌تر از آن‌ها منشعب شده است. بر اساس تجربه شخصی من، مطمئن‌ترین و بی‌خطرترین راه برای ایجاد یک تجارت موفق این نیست که ایده جدیدی را پرورش داده و تمام سرمایه خود را صرف آن کنید. بلکه باید مانند فیل نایت به آهستگی شروع کنید. ابتدا منابع، رابط‌ها و طرح تجاری خود را مشخص کنید و شغل فعلی‌تان را تا زمانی که درآمد حاصل از تجارتتان به حدی برسد که دیگر نیازی به حقوق روزانه نداشته باشید حفظ کنید.

منبع: Modiresabz.com

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

انیمیشینی زیبا برگرفته از کتاب ‘چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟‘ نوشته اسپنسر جانسون

این کتاب به شیوه داستانی فوق العاده ساده اما قدرتمند، رفتار ما انسان ها را دربرابر تغییرات نشان میدهد و به یادمیدهد در برابر چه تغییرهایی باید از خودمان مقاومت نشان دهیم؟ چه زمانی باید تغییر کنیم؟ و …
در مورد این کتاب، باید بگوییم که ؛

  • اولین نسخه آن در سال ۱۹۹۸ چاپ شد
  • نویسنده آن ابتدا آنرا برای کسب و کارها و تاجران نوشت در نظر گرفته بود
  • سیل عظیمی از مشتریان برای خرید این کتاب صف کشیدند که اغلب آنها افراد عادیِ به دنبال تغییر بودند
  • کتاب در صدر لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار گرفت
  • به مدت ۵ سال این جایگاه را حفظ کرد !
  • ۲۰۰ هفته جزو ۱۰ کتاب پرفروش Publishers Weekly قرار گرفت
  • تا به امروز بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه از این کتاب فروخته شده است.
  • به ۳۷ زبان زنده دنیا ترجمه شده و در کشورهای مختلف نیز جزو لیست کتاب های پرفروش قرار گرفته است.

کمتر کسی پس از خواندن این کتاب، تغییراتی در زندگی اش ایجاد نکرده !
با چنین استقبالی از این کتاب، آیا ایده ای واقعا متحول کننده در آن مطرح میشود؟

دانلود انیمیشن «چه کسی کتاب مرا جا به جا کرد؟»-کلیک کنید...دانلود انیمیشن

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

خرید یک تلویزیون جدید

«خرید یک تلویزیون جدید»

اِما و راجر یک تلویزیون قدیمی داشتند که به خوبی کار می کرد. اما، اِما یک تلویزیون جدیدتر با صفحه نمایش بزرگتر می خواست. او می دانست که شوهرش با خرید تلویزیون جدید مخالفت خواهد کرد. به خاطر همین هیچگاه این خواسته خود را با او مطرح نمی کرد.

یک روز دوست اِما یک کتاب در مورد قدرت ذهن و اینکه چگونه افکار می توانند به واقعیت تبدیل شوند، به او قرض داد. بعد از خواندن کتاب او تصمیم گرفت که ایده های این کتاب را آزمایش کند. او تصمیم گرفت با استفاده از تکنیک های این کتاب تلویزیون مورد علاقه خود را به دست بیاورد. اولین کاری که انجام داد این بود که به یک مرکز خرید در نزدیکی منزلشان رفت تا تلویزیونی که آرزو داشت را پیدا کند. او می خواست با مشاهده تلویزیون و لمس آن قادر باشد به وضوح تلویزیون مورد علاقه خود را تجسم کند. ولی پس از مشاهده برچسب های قیمت دستگاه های تلویزیون نا امید شد. او نمی توانست تصور کند که می تواند شوهرش را برای خرید یکی از این تلویزیون های جدید متقاعد کند. البته این فکر منفی فقط چند لحظه به طول انجامید و فوراً یاد توصیه های کتاب افتاد. و اجازه نداد که تسلیم افکار منفی شود.

وقتی به خانه برگشت شروع به تجسم پول مورد نیاز برای خرید تلویزیون کرد اما بعد از چند لحظه احساس کرد که ممکن است تجسم پول خوب باشد و بتواند آن مقدار پول را دریافت کند اما این به این معنی نیست که تلویزیون را دریافت کند. ممکن بود شوهر او با اختصاص آن پول به خرید تلویزیون مخالفت کند یا آن پول صرف کارهای فوری تر شود. بنابراین تصمیم گرفت به تجسم چیزی که واقعاً می خواهد بپردازد: یک تلویزیون با صفحه نمایشی بزرگ.

او یک تلویزیون با صفحه نمایش بزرگ روی یوار اتاق نشیمن خود تجسم کرد و خودش را به همراه شوهرش مشغول تماشای برنامه مورد علاقه شان تصور کرد. او تصور کرد که چگونه از تماشای بازیگران مورد علاقه خود لذت می برد و همچنین شوهرش را در حال لذت بردن از تماشای مسابقات بسکتبال تصور کرد.

گاهی اوقات در حالی که تلویزیون قدیمی را تماشا می کرد تصور می کرد که در حال تماشای برنامه ها در تلویزیون جدید است. او هر روز تلویزیون جدید را با شور و شوق زیادی تجسم می کرد و اعتقاد داشت که به زودی آرزوهای او برآورده خواهد شد.

چند روز بعد او و راجر برای خرید یک توستر جدید به مرکز خرید رفتند. و در حالی که مشغول پرداخت پول توستر بودند، فروشنده از آنها پرسید؟ اجازه می دهید که یک تلویزیون کاملاً جدید که به تازگی به دست ما رسیده است را به شما معرفی کنم؟ از آنجا که ما سهم دار بسیاری از مدل های قدیمی هستیم با ارائه مدل های قدیمی سی درصد قیمت تلویزیون جدید کاهش می یابد و می توانید مبلغ آن را در ده قسط بپردازید.

اِما فریاد زد: چی!!؟

و فروشنده گفت: لطفاً تشریف بیاورید. من این مدل جدید را به شما نشان خواهم داد. این مدل توسط یک شرکت بزرگ که بسیار شناخته شده است تولید شده و از کیفیت فوق العاده ای برخوردار است.و در کمال تعجب راجر علاقه زیادی به خرید این تلویزیون نشان داد. و چند دقیقه بعد آنها پول توستر و قسط اول تلویزیون را پرداخت کردند. روز بعد تلویزیون در اتاق نشیمن آنها بود و راجر و اِما در حال تماشای برنامه های مورد علاقه خود بودند. دقیقاً به شکلی که اِما قبلاً آن را دیده بود.

خلاصه و دستورالعمل:

تعریف کنید دقیقاً چه می خواهید؟

اگر تلویزیون می خواهید باید دقیقاً مشخص کنید که چه نوع تلویزیونی و اگر ماشین می خواهید باید مشخص کنید که چه مدلی و چه نوعی باشد.

همیشه به آنچه واقعاً می خواهید فکر کنید نه به وسیله یا راه گرفتن آن.

اشتباه رایجی که وجود دارد این است که اغلب به پول فکر می کنیم نه وسیله مورد نظرمان. بعد از به دست آوردن پول هیچ تضمینی وجود ندارد که که از آن برای خرید همان وسیله مورد نظر استفاده کنیم و ممکن است صرف چیز دیگری شود.

 

نکات کلیدی:

1) دقیقاً چیزی که می خواهید یا کاری که می خواهید انجام دهید را تجسم کنید.

2) نگرش مثبت خود را حفظ کنید. حتی اگر نمی دانید چگونه باید هدف خود را تحقق ببخشید.

3) باور قوی و ایمان داشته باشید که به هدف خود خواهید رسید. این کار ممکن است در آغاز کمی مشکل باشد. اما اگر با اهداف کوچکتر شروع کنید، ساده تر خواهد بود.

4) احساس شایستگی و لایق بودن بکنید و بر این باور باشید که به هدف خود رسیده اید.

5) هدف خود را با جزئیات تجسم کنید.

6) احساس کنید که در حال حاضر به هدف خود رسیده اید.

7) در هنگام انجام تجسم خلاق پنج حس بینایی، چشایی، شنوایی، بویایی و لامسه خود را به کار بگیرید. به عنوان مثال در مورد تلویزیون خود را در حال تماشای برنامه های تلویزیون، شنیدن صدای بازیگران، گوش دادن به موسیقی و دست زدن به تلویزیون مجسم کنید.

8) شادی و لذت زمانی که به هدف خود رسیده اید را احساس و تجسم کنید.

برگرفته از کتاب: معجزه تجسم خلاق-نوشته: رمز سیسون

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

در فاصله 90 سانتیمتری طلا

در فاصله ۹۰ سانتی‌متری طلا

 
در فاصله ۹۰ سانتی‌متری طلا
 

یکی از علل عمده شکست و ناکامی این است که در برخورد با مشکلات موقتی متوقف شویم و دست از تلاش برداریم. هرکسی را که بگویید این را زمانی تجربه کرده ‌است.

در روزگاری که همه در اندیشه طلا بودند یکی از عموهای داربی گرفتار تب طلا شد. راهی غرب شد تا با حفاری زمین به ثروت برسد. او هرگز نشنیده بود که در مغز انسان طلایی به مراتب بیش ‌از آنکه او از زمین بیرون بیاورد وجود دارد. او با اخذ اجاره‌نامه با بیل‌ و ‌کلنگ سرگرم کار شد. بعد از هفته‌ها کار طاقت‌فرسا به کلوخه‌های براق طلا رسید. اکنون به وسیله‌ای نیاز داشت که این کلوخه‌ها را از دل خاک بیرون بکشد. بی‌آنکه کسی متوجه شود روی معدن را پوشانید و عازم شهر ویلیامزبرگ در ایالت مریلند شد تا موضوع را برای بستگان و برخی از همسایگان بازگو کند. آن‌ها دور هم جمع شدند و پول خرید دستگاه حفاری را تدارک دیدند، آن‌را خریدند و به محل معدن طلا بردند. عمو و داربی سرگرم کار شدند.

نخستین کامیون کلوخه‌ها را به کوره ذوب و استخراج طلا فرستادند. معلوم شد که یکی از غنی‌ترین معادن کلورادو را یافته‌اند. حمل چند کامیون کلوخه طلا کافی بود تا همه بدهی‌های آن‌ها را پاک کند و نوبت به سود کلان برسد. مته‌های حفاری زمین را می‌شکافتند. امید داربی و عمویش بیشتر می‌شد تا اینکه اتفاقی افتاد. رگه‌های طلا بی‌مقدمه ناپدید شدند. آن‌ها به پایان رنگین‌کمان رسیده بودند. از معدن طلا دیگر اثری نبود. به کندن زمین ادامه دادند، مایوسانه می‌خواستند رگه طلا را از نو بیابند، اما موفق نشدند.

سرانجام تصمیم گرفتند دست از کار بکشند.

دستگاه حفاری را به چند‌صد دلار فروختند و با قطار به دیارشان برگشتند. کسی که دستگاه را خریده بود از یک مهندس معدن خواست تا به معدن نگاهی بیدازد و برای او محاسبه کوچکی انجام دهد. مهندس مزبور نظر داد که  پروژه حفاری معدن از‌ آن جهت شکست خورده که صاحبان آن با معدن و اصول حاکم بر آن آگاه نبودند. مساحی این مهندس نشان داد که رگه طلا در فاصله ۹۰ سانتی‌متری از محلی که خانواده داربی کارشان را متوقف کرده بودند، از نو پدیدار خواهد شد و دقیقا این اتفاق افتاد. کسی که دستگاه حفاری را خریده بود میلیون‌ها دلار ثروت انباشت کرد. او به حقیقت مهمی توجه کرده ‌بود و آن این‌که قبل از تسلیم‌ شدن و دست‌کشیدن از کار باید با متخصص به مشورت نشست.

هرگز به گفته دیگران دست از کار نمی‌کشم

داربی مدت‌ها بعد، جبران زیان خود را کرد. او به ثروتی بیش ‌از این‌ها دست یافت و این زمانی بود که او به کشفی بزرگ نایل آمد. او فهمید که اشتیاق می‌تواند به طلا تبدیل شود. آقای دارابی به کار فروش بیمه عمر مشغول شد.

آقای داربی که می‌دانست به دلیل آن‌که در ۹۰ سانتی‌متری طلا کارش را رها کرده و سود کلانی را از دست داده ‌است، با خود گفت:« من در فاصله ۹۰ سانتی‌متری طلا متوقف شدم. اما از این به‌بعد، وقتی به اشخاص رجوع می‌کنم و از آن‌ها جواب نه می‌گیرم، تسلیم نمی‌شوم»

داربی در شمار معدود کسانی قرار گرفت که سالانه بیش ‌از یک ‌میلیون دلار بیمه عمر می‌فروشند. او پیروزی خود را مدیون شکستی می‌داند که در کار استخراج از معدن طلا متحمل شد. او می‌داند که قبل از موفقیت باید شکست‌های موقتی را پذیرفت. وقتی سایه‌های شکست از راه می‌رسند، ساده‌ترین و به ظاهر منطقی‌ترین اقدام دست کشیدن از فعالیت است و این اقدامی است که اغلب می‌کنند. بیش ‌از ۵۰۰ نفر، از موفق‌ترین افراد مملکت در مصاحبه با من گفتند که بزرگترین موفقیت آن‌ها یک قدم فراتر از جایی که شکست خورده بودند نصیبشان شده است. تو گویی شکست به عمد در یک قدمی موفقیت چهره می‌نماید.

منبع: مدیر سبز

Share this post

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

گروه خیریه فردای سبز

معرفی گروه فردای سبز

گروه فرهنگی خیریه‌ی فردای سبز در سال ۱۳۷۵ توسّط جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف پایه ریزی و در سال ۱۳۷۶ تاسیس شد. از آن جا که منظور از فرهنگ در این گروه، فرهنگ والا و زیبای اسلامی و قرآنی است، و با توجّه به عنایات و توجّهات فراوانی که در فرهنگ اسلامی به عدالت، دستگیری از نیازمندان، رسیدگی به محرومان و یتیمان و اهتمام ورزیدن به احسان و نیکی به دیگران شده است، در فردای سبز برای حرکت در این راستا و هم چنین ترویج و اشاعه فرهنگ آن تلاش می شود. در همین مسیر اعضای گروه علاوه بر تلاش برای ارتقای سطح فکری و اعتقادی خود، برای آن که بتوانند وضع اجتماعی و شرایط موجود در در جامعه را بهتر بشناسند و در جهت اجرای فرامین الهی و کمک به خلق خدا گام بردارند و هم چنین برای این که اطرافیان و دانشگاهیان را در حدّ توان با این فرهنگ اسلامی آشنا سازند و مسیری را برای آن ها در جهت احسان و نیکی و عادت به اخلاق کریمه هموار نمایند، خود اقدام به شناخت خانواده های محروم و کمک به آن‌ها نمودند.

درباره گروه فرهنگی خیریه فردای سبز        شیوه پرداخت کمک های نقدی


 

♥♥دانلود رایگان♥♥

بسته «رازهای ثروت و موفقیت»

دانلود 3 کتاب الکترونیکی در یک پکیج

پول و موفقیت، فقط با کمی حساب و کتاب و شانس به دست نمی آید

 برای موفقیت در این راه باید نحوه تفکر خود را تغییر دهید

1- جزوه: "21 تمرین اختصاصی برای جذب ثروت"

2- جزوه: "آموزش هدفگذاری در 12 گام توسط برایان تریسی"
3- کتاب: "بزرگترین راز"

با عمل به دستورات و روش هایی که در این 3 کتاب، آموزش داده می شود،

سریع تر و راحت تر از آنچه تصور می کنید،

به اهداف و خواسته های خود خواهید رسید

همین حالا این بسته آموزشی را دانلود و 

حرکت به سمت موفقیت و تحقق رویاهای خود را آغاز کنید

 

     دانلود رایگان بسته

 رازهای ثروت و موفقیت

پیشنهاد هدف سبز

برای دریافت آموزش ها و مطالب انحصاری

و همچنین کوپن های تخفیف ویژه

هدف سبز را در اینستاگرام دنبال کنید

عضویت در اینستاگرام هدف سبز

در ایستاگرام hadafesabz را جستجو کنید

یا به لینک زیر مراجعه نمایید:

https://instagram.com/hadafesabz

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کانال تلگرام هدف سبز

رازهای موفقیت در زندگی

مطالب و آموزش های ویژه ما را

در کانال تلگرام هدف سبز دنبال کنید

کانال تلگرام هدف سبز

برای عضویت روی لینک زیر کلیک کنید

برای عضویت اینجا کلیک کنید

در خبرنامه سایت عضو شوید و جدیدترین مقالات، مطالب و دانلودها را در ایمیل خود دریافت کنید

عضویت در خبرنامه

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

 

پرفروش ترین محصولات


 

 هدف سبز-آموزش مبانی موفقیت

کتاب تمرکز


 

کتاب جادوی تجسم خلاق


 

کتاب 28 روز تا موفقیت

دانلود کتاب 28 روز تا موفقیت

شما بسیاری از قوانین موفقیت و مهارت های ایجاد عادت های جدید و مثبت و حذف عادت های مخرب را قبلاً یاد گرفته اید. حالا فقط باید تمرین کنید. اکنون، زمان اقدام است. و باید هر چه زودتر با استفاده از یک برنامه تمرینی مناسب و مفرح، به دانسته های خود عمل کنیم. و تنها راه رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای از زندگی، تمرین، تمرین و تمرین است.

برای عضویت روی تصویر کلیک کنید

عضویت در تلگرام هدف سبز

Go to top