بهبود فردی مقالات موفقیت مهارت های موفقیت

آیا شاد بودن، برای رسیدن به تندرستی و خوشبختی ضروری است؟

راز شاد بودن در زندگی

هرکسی می‌خواهد شاد باشد. ولی واقعاً، آیا شاد بودن، برای رسیدن به تندرستی و خوشبختی ضروری است؟

آیریس ماوس، روانشناس دانشگاه کالیفرنیا، کنجکاو است تا جواب این سوال را بیابد. او و تیم تحقیقاتی‌ا‌ش از گروهی از خانم‌ها خواستند تا یک مقاله‌ی‌ جعلی در‌ مورد‌ «مزیت‌های شاد‌بودن در زندگی» بخوانند. مقاله می‌گفت:

افرادی که شاد بودن را بیش‌ از حد طبیعی تجربه می‌کنند، کسانی هستند که در روابط اجتماعی، موفقیت‌ شغلی و سطح سلامتی و تندرستی، از مزیت‌های بیشتری نسبت به دیگران بهره‌مند خواهند شد. پس می‌بینیم که شادی نه تنها به خودی‌ خود حس خوبی است، بلکه منفعت‌های زیادی را نیز با خود به همراه می‌آورد. افراد شاد، همیشه حس می‌کنند موفق، سالم، و دوست داشتنی هستند. در واقع تحقیقات اخیر نشان می‌دهد افرادی که توانایی دستیابی به سطوح بالاتری از شادی را دارند، می‌توانند پیامدهای مثبت بلندمدتی را تجربه کنند.

گروه دیگری نیز، مقاله‌‌‌ای مشابه را با همین شیوه‌ی جمله‌بندی خواندند؛ تنها با این تفاوت که در متن، عبارت «شادی» با «واقع بینی» جایگزین شده بود.

سپس برای هر دو گروه یکی از سه فیلم کوتاهی را که قبلا آماده کرده بودند نمایش دادند. کلیپ اول یک سناریوی شادی‌بخش را به تصویر می‌کشید: یک اسکی‌باز، خوشحال از این که مدال طلا گرفته بود. محققان متوجه شدند خانم‌هایی که درباره‌ ارزش شاد بودن در زندگی تحریک شده بودند، یعنی گروه اول، پس از دیدن این فیلم انگیزشی، کمتر از دیگر شرکت‌کنندگان خوشحال شدند. نتیجه‌ی این آزمایش یافته‌های تحقیقات گذشته تأیید می‌کرد که می‌گفتند افرادی که درباره «ارزش شاد زیستن» تحریک شده باشند، میزان کمتری از رضایت و سطح بیشتری از افسردگی را، نسبت به کسانی که روی داشتن یک حس مثبت متمرکز نیستند، تجربه خواهند کرد.

و این همان پارادوکس شادی است: هر چقدر بیشتر دنبال آن بگردید، بیشتر از آن دور خواهید شد. همانطور که محققان متوجه شدند، در رابطه با بقیه‌ی مفاهیم، ارزش‌گذاری بیشتر منجر به دستیابی به آن می‌شود. اگر گرفتن نمره‌های خوب واقعاً برایتان اهمیت داشته باشد، موجب می‌شود که در صورت گرفتن یک نمره بد شما بیشتر از کسی که موفقیت تحصیلی چندان هم برایش اهمیتی ندارد، ناامید شوید. ولی به هرحال، روی هم‌رفته شما نمره‌های بهتری خواهید گرفت.

ولی اگر شما یک هدف بزرگ برای رسیدن به شادی تعیین کنید و در رسیدن به آن شکست بخورید، جایی برای پناه بردن وجود نخواهد داشت. این مسئله مثل چنگ‌زدن به مشتی از ماسه است، هرچقدر محکم‌تر چنگ بزنید بیشتر از لابه‌لای انگشتانتان فرو می‌ریزد.

خوشبختانه این پارادوکس به صورت معکوس هم جواب می‌دهد: با پذیرفتن احساسات چالش برانگیزتان، می‌توانید از سلامتی بیشتری نیز لذت ببرید.

قائل شدن ارزشی زیاد برای شادی، ممکن است موجب شود تا از به وجود آمدن احساسات منفی در خودتا‌ن جلوگیری کنید. دکتر الیسا گلدستاین، روانشناس و مؤلف کتاب «یافتن شادی با ذهن‌آگاهی»، می‌گوید این کار ممکن نیست. شما نمی‌توانید احساتتان را پس بزنید. کاری که در واقع انجام می‌دهید سرکوب کردن آن‌ها در خودتان است. و این فشاری ایجاد می‌کند که با استرس و اضطراب در ارتباط است. اگر روزی رئیستان شما را به خاطر اشتباهتان توبیخ کند، احتمالا عصبی و مضطرب خواهید شد. این یک پاسخ غریزیِ ستیز یا گریز است.

انکار کردن احساس ترس یا استرس فقط باعث می‌شود ذهنتان بیشتر به آن گره بخورد. و نگرانیتان افزایش یابد.

ولی اگر بیاموزیم که با این احساسات منفی با آرامش و ملایمت روبرو شویم، مثلاً با کشیدن چند نفس عمیق و آگاه بودن به اینکه هم اکنون در بدنمان چه می‌گذرد، می‌توانیم حس بهتری را تجربه کنیم.

رابطه شادی و سلامت

گلداستاین می‌گوید:

وقتی شما به این احساساتتان بله می‌گویید، به این معنی نیست که من چنین احساسی را می‌خواهم، بلکه به این معنی است که این احساس اینجاست و من می‌توانم آنرا بپذیرم و فضایی برایش ایجاد کنم. در نتیجه آرام می‌گیرید.

هنگام تجربه یک حس منفی، دقت کنید تا ببننید دقیقاً در بدنتان چه می‌گذرد: شانه‌های منقبض، قفسه سینه جمع شده، رفلکس معده و…

سپس می‌توانید برای این احساس، یک اسم انتخاب کنید: غم، نگرانی، ترس و…

اگر این کار را انجام دهید مغزتان بیشتر فکر می‌کند کنترل همه چیز را در دست دارد و کمی آرامتر خواهد شد.

همچنین کمی فکر کنید تا ببینید در این لحظه دقیقاً به چه چیزی نیاز دارید. شاید بهتر باشد کمی شانه‌هایتان را بچرخانید تا تنش خوابیده در آنها آزاد شود. یا اینکه اطراف ساختمان قدم بزنید. شاید فکر خوبی باشد اگر با رئیستان درباره ی مشکل پیش آمده و اینکه چه کاری می‌شود انجام داد صحبت کنید تا دفعه دوم تکرار نشود. یا شاید بهتر باشد مثل یک دوست صمیمی با خودتان صحبت کنید. هر چقدر با خودتان مهربان‌تر باشید آرام‌تر خواهید بود.

مثل دوچرخه‌سواری یا نوازندگی پیانو، هرچقدر بیشتر این کار را انجام بدهیم، در آن ماهرتر می شویم، و خودمان را قوی‌تر از قبل حس می‌کنیم. همین ناراحتی‌ها و سختی‌ها ما را بیشتر رشد می‌دهد.

پس دفعه بعدی که احساس ناراحتی کردید، به یاد بیاورید که قرار نیست این احساسات به یک شکست عاطفی تبدیل شوند. این‌ها فقط شما را به انسانی تبدیل می‌کند که این فرصت را دارد که بیش از گذشته انعطاف‌پذیر شود و در نهایت راضی و خوشنود باشد.

~ طرح گرافیکی از Alfrey Davilla

~ این نوشته بازنشری از نوشته‌ی چطور کمتر غصه‌ای شادی را بخوریم در وبلاگ روزنک است.

دیدگاه خود را اینجا بنویسید