قدرت های درونی مقالات موفقیت

امواج مغزی چیست؟ و چه قابلیت هائی دارند؟

امواج مغزی نوروفیدبک

واژه موج مغزی در علوم عصب‌شناسی به تغییرات موزون در فعالیت‌های الکتریکی گروهی از نورون‌ها(Neuron) گفته می‌شود. هر سلول عصبی دارای ولتاژی است که وقتی یون‌ها در درون و یا خارج سلول شناور می‌شوند، می‌تواند تغییر کند. این تغییر با تحریکی از جانب یک سلول دیگر شروع می‌شود و هنگامی‌که ولتاژ یک نورون (Neuron) به حد خاصی رسید، آن سلول نیز علامت الکتریکی دیگری را ارسال می‌کند و فرایند تکرار می‌شود. هنگامی‌که تعدادی از نورون‌ها هم‌زمان علائم الکتریکی شلیک می‌کنند، تغییراتی را به‌صورت یک موج مشاهده می‌کنیم، به این صورت که گروهی از نورون‌ها همگی هم‌زمان تهییج شده، خاموش، و بار دیگر تهییج شده هستند.

در هرلحظه، تعدادی از امواج‌ مغزی در حال گذر از مغز است و هر یک با طول‌موج متفاوتی نوسان می‌کند، که به ترتیب در الگوهای دلتا ، تتا ، آلفا و بتا تقسیم می‌شوند.

وقتی می‌خواهیم بخوابیم، ابتدا امواج بتا فعال هستند،کم‌کم امواج آلفا ظاهر می‌شوند و بعد تتا و دلتا. وقتی بیدار می‌شویم، امواج مغز ما در جهت برعکس از دلتا و سپس تتا به آلفا و در آخر به بتا تغییر می‌کنند. در بیداری، روش‌هایی برای تغییر امواج از حالت سریع و نامنظم بتابه‌حالت‌های آرام‌تر مثل آلفا وجود دارد. ما توانایی آرام کردن افکار و خارج کردن ترس‌ها و آشفتگی‌های درونی خود را با تمرکز داریم. استفاده از مانتراها (ذِکرها) (mantra) و یا جملات تأکیدی مثبت ، می‌تواند افکار منفی را از بین ببرد.

به‌عبارت‌دیگر وقتی افکار و احساس منفی را از درون یا بیرون دریافت می‌کنیم، می‌توانیم از مانترا های خود برای دستیابی مجدد تعادل و آرامش استفاده کنیم. برای مثال، وقتی می‌ترسیدید که به هدفتان نمی‌رسید، مانترای تصویری شما ، تصویری از موفقیت شماست و مانترای کلامی می‌تواند چنین جمله‌ای باشد: من به هدفم رسیده‌ام .

 

امواج دلتا ( Delta ) : (3-2/0 هرتز)  «حالت خواب‌سنگین»

دلتا آهسته‌ترین موج مغزی است و در طی خواب عمیق (بدون رؤیا) غلبه دارد و برای ترشح هورمون رشد و ترمیم بافت‌های بدن مفید است. امواج دلتا به امواج خواب معروف می‌باشند. این امواج دارای فرکانس ۰٫۲ تا ۳ هرتز هستند که در بین امواج مغزی دارای کمترین فرکانس می‌باشند. عمیق‌ترین سطح خواب دارای این موج می‌باشد که نقشی حیاتی در زندگی انسان ایفا می‌کند.

 

امواج تتا (Theta) : (7-4 هرتز)  «حالت خواب سبک»

یادگیری‌ عالی، احساس سکون و آرامش، پذیرندگی زیاد، برنامه‌ریزی مجدد ذهن، خیال‌پردازی، تفکر بدون خودسانسوری و خلاقانه، فراخوانی خاطرات ناراحت‌کننده و رنج‌آور ذخیره‌شده در حافظه ، کارکردهای موج تتا هستند. تتا یکی از پیچیده‌ترین حالات مغزی فوق‌العاده‌ای است که تابه‌حال کشف‌شده است. این موج به هنگام قبل از خواب عمیق فعال است، همچنین این امواج در هنگام مراقبه و مدیتیشن بیشترین فعالیت رادارند. با امواج تتا بدن شما حالتی مشابه خلسه را تجربه می‌کند. در فاز تتا شما در حالت خواب‌وبیدار می‌باشید و بدن شما برای دریافت شهود و بینش آمادگی دارد. تتا یک حالت فوق‌العاده برای یادگیری و حفظ و درک اطلاعات در حافظه بلندمدت است. در فاز تتا مغز شما برای درک مطالب و دریافت اطلاعات جدید بهینه می‌گردد. کودکان زیر ۵ سال که بیشترین پتانسیل جذب اطلاعات و یادگیری رادارند دارای امواج تتای قوی‌تری نیز می‌باشند. تتا به‌عنوان وضعیت سایه‌روشن آگاهی نیز شناخته می‌شود. توانائی توجه در امواج تتا به اوج خود می‌رسد .در این حالت ما مستعد دریافت اطلاعاتی ماورای وضعیت عادی آگاهی‌مان هستیم. همچنین تتا دروازه‌ای برای یادگیری و حافظه شناخته‌شده است. مدیتیشن تتا باعث افزایش خلاقیت ، تقویت قدرت یادگیری ، کاهش استرس و بیدار شدن قدرت اشراق و توانائی‌های دیگری در زمینه ادراک فراحسی می‌شود.

 

امواج آلفا (Alpha) : ( 12-8 هرتز ) «حالت ریلکس جسمانی»

هنگامی‌که چشمان خود را می‌بندید و به حالت آرامش هستید ، مغز شما امواج آلفای زیادی به‌ویژه در ناحیه پس‌سری تولید می‌کند. همچنین هنگام تفریح و لذت بردن از محیط اطراف غلبه با موج آلفاست. امواج آلفا در زمان و شکل مناسب سبب دستیابی به عملکرد بهینه، کاهش اضطراب، تقویت سیستم ایمنی، تفکر مثبت، یکپارچگی ذهن و بدن، شهود، درون اندیشی، تعادل هیجانی، احساس سرخوشی، آگاهی درونی و افزایش ترشح سروتونین می‌شود.

وضعیت آلفا دارای لذت‌بخش‌ترین و آرام‌ترین حالت بدنی انسان است که در آن وضعیت استرس کاهش می‌یابد و باعث افزایش آرامش و سطح بالای خلاقیت می‌گردد. مغز هنرمندان، موسیقیدانان و ورزشکاران در تولید امواج آلفا فوق‌العاده پرکار است. امواج مغزی آلفا با کاهش سطح کورتیزول باعث افزایش سیستم ایمنی بدن و درنتیجه رفع خستگی و استرس ناشی از کار و فعالیت روزانه می‌گردد. تجسم خلاق و پیدا کردن ایده‌های ناب ذهنی همگی از معجزات وضعیت آلفا می‌باشند.

امواج آلفا شمارا به وضعیت آلفا برده، سطح هورمون کورتیزول را پایین برده و سیستم ایمنی بدن را در مقابل فشارهای عصبی تقویت می‌نماید. این امواج همچنین باعث ترشح ملاتونین در بدن می‌گردد که به بهبود خواب نیز کمک می‌کند.

از حدود یک و نیم سالگی امواج آلفا کم‌وبیش پیدا می‌شوند که با تکامل این امواج قدرت فراگیری مغز بیشتر می‌شود و نیمکره راست مغز بیشتر مورداستفاده قرار می‌گیرد. امواج آلفا در ۶ و۷ سالگی بیشترین امواج مغزی هستند و اگر در همین سنین به کودک بیاموزیم که از هر دو نیمکره مغز برای فکر کردن استفاده کند این قدرت برای تمامی عمر نزد او باقی خواهد ماند. ولی معمولاً کودک چنین شانسی ندارد و استفاده او از نیمکره راست به‌تدریج کم می‌شود، به‌نحوی‌که ۹۰ درصد انسان‌ها در سنین بلوغ و پس‌ازآن فقط از نیمکره چپ مغز برای فکر کردن استفاده می‌کنند.

امواج آلفا مانند پلی آگاهی و ناخودآگاه یا فرا آگاهی را به هم متصل می‌کنند. آلفا در حقیقت دروازه ورود وضعیت‌های عمیق‌تر آگاهی می‌باشد. در آلفا ما شروع به دستیابی به ثروت عظیم خلاقیت می‌کنیم که درست در زیر سطح هوشیاری آگاه ما قرارگرفته است.

ما در آلفا در بالاترین حالت تلقین‌پذیری قرار داریم. در زمان هیپنوتیزم در حالت آلفا قرار می‌گیریم . بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بلافاصله بعد از بیداری در حالت هیپنوتیزم هستیم. افکار ما در بیست دقیقه قبل از خواب، در حالات بعد از بیداری ما تأثیر دارد. اگر انسان آلفا و به دنبال آن تتای آرامی نداشته باشد ، یعنی قبل از خواب افکار منفی را مرور کند، در طول آلفا و بتای بعدی (یعنی بعد از بیدار شدن)، مجدداً افکار منفی با او خواهند بود و این بار بسیار شدیدتر! چون در زمان آلفا که در بالاترین حالت تلقین‌پذیری بوده است ، کلی فکر و احساس منفی رو وارد ضمیر ناخودآگاه کرده است .

امواج آلفا بسیار مهم است و اساس موفقیت انسان در حیطه‌ی این امواج قرار دارد که انسان  به چه چیزی فکر می‌کند و چه چیزی را در ذهن خویش ساخته‌وپرداخته می‌کند. هیپنوتیزورها برای اینکه فردی را هیپنوتیزم کنند سوژه را مصنوعی به حالت آلفا می‌برند و کارهای درمانی را بر روی سوژه‌ی خویش انجام می‌دهند. این امواج با عنوان امواج شفابخشی نیز شناخته می‌شود. همان‌طور که گفته شد هر فردی در روز حداقل دو بار از مرز این خطوط عبور می‌کند. بار اول زمانی است که از حالت عادی به خواب می‌رود که امواج مغز از سیزده هرتز به هشت می‌رسد و بار دوم زمانی  که از خواب بیدار می‌شود و امواج مغز از هشت به سیزده هرتز افزایش می‌یابد.

در حیطه امواج آلفا انسان به ضمیر ناخودآگاه خویش دسترسی پیدا می‌کند. یعنی نیمکره‌ی چپ انسان که همواره دنبال منطق و استدلال است خاموش شده و نیمکره‌ی راست انسان فعال‌تر می‌شود و شما به نیروی درونی خود نزدیک‌تر می‌شوید. این لحظات بسیار حائز اهمیت است، زیرا هر آنچه از ذهن شما بگذرد، احتمال خلق یا دستیابی به آن بیشتر است. اگر شما به چیزهایی که مثبت هستند فکر کنید درواقع به ضمیر ناخودآگاه خودفرمان می‌دهید که آن را برایم خلق کن و آن ضمیر باقدرتی که دارد آن را برایتان به ارمغان می‌آورد. ولی اگر به افکار منفی بپردازید ضمیر شما هم همان چیزهایی را که آن‌ها را نمی‌خواهید و از آن هراس دارید را برایتان خلق می‌کند. زیرا این ضمیر فاقد شعور است و نمی‌فهمد که شما این را می‌خواهید یا نمی‌خواهید و چون هر یک از این اندیشه‌ها به‌مثابه‌ی کد یا فرمان برای ضمیر محسوب می‌شود تلاش برای دستیابی یا انجام آن را نیز بیشتر می‌کند. ازاین‌رو به شما میگویم چه بسیار انسان‌هایی که در این لحظات به اوج موفقیت رسیده‌اند و چه بسیار انسان‌های ناآگاه و غافلی که خود را تباه کرده و به بدبختی کشانده‌اند. زیرا نمی‌دانند که با خود چه می‌کنند. شخصی که به هنگام خواب به فکر مشکلات مادی خویش است باید بداند که راه را بروی خود می‌بندد و برای شکست خود برنامه‌ریزی می‌کند. بنابراین در ابتدای خواب که در حیطه امواج آلفا هستید بایستی تا جایی که می‌توانید افکار مثبت را در خود تقویت کنید. زمانی که انسان از خواب بیدار می‌شود تا پانزده دقیقه از مغزش همچنان امواج آلفا ساطع می‌شود و کم‌کم به حالت عادی که همان وضعیت بتا می‌باشد می‌رسد. برای همین است که اگر با آرامش از خواب بیدار نشوید تمام آن روز احساس ناخوشایندی خواهید داشت. آلفای نامناسب در لحظه بیداری برای شما کد منفی محسوب می‌شود و شرایطی را پدید می‌آورد که در اصطلاح میگویند فلانی امروز از دنده چپ بلند شده است.

نوش داروی اکثر بیماری‌های دنیای مدرن، امواج مغزی آلفا است که بدن و ذهن را در وضعیتی آرام و آزاد قرار می‎دهد و با واکنش‎های ناهنجاری که از ابتدای خلقت انسان در جسم او رخ‌داده مقابله می‎کند. در دنیای مدرن ، زندگی انسان دیگر توسط حیوانات وحشی یا قبایل آدم‌خوار تهدید نمی‎شود، اما سیستم ترشح‌کننده‌ی آدرنالین که بدن انسان را در برابر چنان تهدیدهایی محافظت می‎کرده است، در برابر تهدیدهای مدرن نیز به همان روش واکنش نشان می‎دهد. امروزه تهدید‎های زندگی انسان معمولاً به‌صورت ترس از بحران مالی یا از دست دادن موقعیت شغلی و یا مشکلات خانوادگی و امثال آن جلوه‎گر می‎شود.

اگرچه این قبیل تنش‌های جامعه‌ی مدرن خطرات غیرواقعی هستند، ذهنِ نگران و مضطرب آن‌ها را واقعی تلقی می‎کند. ازآنجاکه بحران‎های دنیای مدرن حدومرزی ندارد و هرگز پایان نمی‎پذیرد، بدن بسیاری از مردم به‌طور مداوم نسبت به آن‌ها واکنش نشان می‎دهد. این حالت تنش و اتلاف مداوم انرژی، منجر به بیماری‎های جسمی و روحی می‎شود. علاوه بر این بزرگ‌ترین مکانیسم دفاعی بدن انسان به دلیل استفاده‌ی بیش‌ازحد فرسوده می‌شود و به‌این‌ترتیب بسیاری از مردم خود را در مقابل خطرهای واقعی ناتوان می‎بینند. افزایش روزافزون تعداد قربانیان شوک ناشی از مواجهۀ ناگهانی با موقعیت‎های خطرناک واقعی تأییدکنندۀ این مطلب است. پزشکان و دانشمندان معتقدند که مراقبه یکی از بهترین شیوه‌ها برای درمان این عارضه است. مراقبه باعث آرامش ذهن می‎شود و همواره با کاوش در زوایای روح انسان همراه است.

انسان مدرن، دارای تفکری منطقی است و ترجیح می‎دهد زندگی خود را بر اساس واقعیت‎های علمی پایه‎گذاری کند. امروزه بیشترِ واقعیت‎های علمی موردپذیرش قرار می‎گیرند و تجربیات علمی ثابت کرده‎اند، بعضی از مردم که تفکر مراقبه‎ای دارند و امواج مغزی آن‌ها به‌طور عمده از نوع آلفاست، می‎توانند وقایع را پیش‎بینی کنند و از وقایع درونی و بیرونی که خارج از دسترس حواس پنج‌گانه است آگاهی داشته باشند.

این توانایی‌های روحی که بسیاری از مردم برای کسب آن‌ها تلاش می‎کنند، ابتدایی‎ترین نشانه‎های قدم گذاشتن در مسیر معنویت هستند. اگرچه رهروان واقعی، داشتن این توانایی‌ها را انکار می‎کنند تا مبادا آشکار ساختن توانایی‌هایشان باعث زوال و شکست آن‌ها شود. حقیقت این است که قدرت‎های درونی در همه‌ی ما وجود دارد، ما فقط باید برای بیدار کردن مراکز عالی مغز تمرین کنیم تا بتوانیم راهی به‌سوی تجربه‎های جدید و روزنه‎ای به‌سوی نور و روشنایی بگشاییم.

 

امواج بتا (Beta ) : (37-13 هرتز)  «هوشیاری کامل»

بیشتر لحظات بیداری خود را در حالت بتا به سر می‌بریم که در آن امواج مغزی با فرکانس ۱۳ – ۳۷ هرتز مرتعش می‌شود. در حالت بتا، توجه ما بر دنیای  بیرون و افکار روزمره و به تعریفی بر فعالیت‌های منطقی نیمکره چپ مغزمان متمرکز است.کنش‌های پیچیده ذهنی مانند سخن گفتن، بحث کردن ، فکر انتزاعی فوق‌العاده، هشیاری، تمرکز، پایداری هیجانی، محاسبات ریاضی، و افزایش متابولیسم با غلبه موج بتا در مغز بروز می‌کند. در این حالت شما کاملاً بیدار و هوشیار هستید و برای کار و معادلات ذهنی آماده می‌باشید. امواج مغزی بتا به شما در امتحان دادن, تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و فعالیت بدنی کمک می‌کند.

کارایی و تمرکز خود را با استفاده از امواج بتا افزایش دهید. این امواج سطح هوشیاری شمارا بالابرده و برای فعالیت‌های ذهنی و بدنی مانند امتحانات و یا مسابقات ورزشی آماده می‌سازد.

 

در بتای پایین توانایی‌های توجه افزایش می‌یابد و فرد قادر به توجه بیشتر که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است می‌گردد. این توانایی توجه، در امواج آلفا  بیشتر و در امواج تتا به اوج خود می‌رسد. با توجه به این واقعیت می‌توان از هیپنوتیزم ، برای  نوعی آموزش برتر همراه با توجه و ادراک قوی‌تر و حافظه‌ای نیرومند‌تر ، بهره‌مند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد. زیرا :

  • در این حالات فرد از تنش‌ها، انقباضات و استرس‌های جسمانی و روانی به دور است.

  • دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی متمرکزشده است.

  • دارای حضور ذهنی و توجه نیرومندتری است.

  • به‌نوعی دستیابی‌اش به ضمیر نیمه آگاه و استفاده از مخازن حافظه سریع‌تر و بیشتر صورت می‌گیرد.

  • دارای قدرت تصویرسازی قوی‌تری جهت ایجاد یا فعال کردن حافظه تصویری است.

  • انرژی و آمادگی روانی بیشتری برای آموزش دارد.

 ازاین‌روش می‌توان در زمینه‌های فوق‌العاده متنوعی بهره گرفت. ازجمله:

  • برنامه‌ریزی‌های مدیریتی و کاری که به‌دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.

  • تعمق در حل یک مسئله پیچیده.

  • مرور درس‌ها و یا مرور کارهای انجام‌شده درگذشته، یادآوری خاطرات.

  • آموزش شیوه‌های جدید زندگی.

  • آموزش زبان‌های خارجی، به‌خصوص مکالمه در مدت کوتاه.

  • آموزش تکنیک‌های اعتمادبه‌نفس و ابراز وجود.

  • آموزش ارتباطات مؤثر.

  • هنرهای تجسمی و برنامه‌ریزی‌های گرافیکی و سایر مهارت‌های مرتبط با خلاقیت‌های ذهنی.

  • ایجاد آرامش و تمرکز برتر.

  • درمان‌های مختلف روان‌پزشکی من‌جمله حساسیت‌زدایی‌ها، شناخت درمانی‌ها و جرأت آموزی.

  • فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.

  • فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.

  • فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.

دیدگاه خود را اینجا بنویسید