مقالات موفقیت موفقیت مالی

مسئولیت پولتان را قبول کنید

چگونه پول خود را مدیریت کنیم
نوشته شده توسط: هدف سبز

پول خدمتکاری خوب و اربابی بد است. ضرب المثل فرانسوی

وقتی پای پول درمیان است، بسیاری از ما پشت فرمان خوابمان برده و کنترل را از دست داده ایم. خیلی از افراد پول را به چشم چیزی غیرقابل کنترل می بینند، یک وجود تقریبا اسرارآمیز. ولی اینگونه نیست. پول در بطن خود تنها فلز و کاغذ است. و اگر شما این پول را کنترل نکنید، او شما را کنترل خواهد کرد.

کنترل کردن پول از پذیرفتن مسئولیت آن شروع میشود. به این معنا که بدانید چقدر دارید، این مقدار از کجا آمده، به کجا خواهد رفت، و در این بین چه کاری خواهد کرد. قبول مسئولیت پولتان ً اصلاً به این معنا نیست که آن را به یک حسابدار یا همسرتان تحویل دهید: نوعی نظارت شخصی است. شبیه مسئولیت پدر و مادر بودن است: نمیتوانید کنترل بچه هایتان را به شخص دیگری  بسپارید و صرفا امیدوار باشید که آنها خوب از پس مسئله بر می آیند.

 فقط فقرا یا افراد عامی نیستند که گرفتار مشکل عدم مسئولیت پذیری مالی میشوند. یکی از آشنایان من که بیش از ده میلیون دلار به نامش داشت، یک روز صبح که از خواب برخاست خودش را تقریبا ورشکسته یافت. جمع سرمایه گذارانی که برای سر و سامان دادن به اوضاع مالیش استخدام کرده بود، پولهای او را در سرمایه گذاریهای پرخطری به کار انداخته بودند که نه تنها سرمایه اولیه را جبران نکرده بود، بلکه قرضهای بسیاری مازاد بر دارایی او را هم به جا گذاشته بودند. و او خود بیش از آن سرگرم ماجراجوییهای دیگر بود که مراقب باشد پولش کجا میرود.

یک شروع جدید

مهم نیست در گذشته چقدر بی مسئولیت بوده اید، یا هنوز هم هستید، هیچ وقت برای به دست گرفتن کنترل دیر نیست. چهار پله به دست گرفتن مسئولیت پولتان اینها هستند:

۱بفهمید که چقدر پول دارید.

واقعا چقدر ثروت دارید؟ این عمل را به عنوان پله نخست شروع یک برنامه غذایی در نظر بگیرید. این عمل به شما دیدگاه بسیار دقیقی در مورد ثروت جمع شده تان خواهد بخشید.

۲بدانید پولتان از کجا آمده.

تمام چکهای حقوقی، پاداشها، دریافت سود، چکهای نفقه، مخارج تأمین فرزندان، حق تألیفها یا ترجمه ها، سود سهام، هدایا و انعامی که دریافت میکنید باید در یک دفتر محاسباتی به عنون «درآمد» ثبت شوند. این اطلاعات به دو طریق به شما کمک میکند. نخست، روشن میکند که بهترین نحوه استفاده از وقت برای افزایش درآمدتان چیست. برای مثال، مدتی قبل من تصمیم گرفتم ورود به بازار تولید موسیقی را امتحان کنم. کار را با یک هنرمند شروع کردم، یک موسیقیدان با استعداد و محبوب محلی. سی دی او موفق بود و حتی تصویرش روی بیلبوردهای تبلیغاتی در سراسر کشور رفت؛ اما وقتی درآمد سالانه مان را مرور کردیم دریافتیم کاری که ۴۰-۳۰ ً درصد وقت مرا گرفته بود عملاً کمتر از ۱ درصد درآمدم را تامین کرده بود. من به سرعت از این تجارت کنار کشیدم و توجه خودم را روی زمینه های دیگری متمرکز کردم که سودده تر بودند.

۳بدانید که پولتان کجا میرود.

اگرچه خیلی مهم است که بدانید ثروتتان چقدر است و پولتان از کجا می آید، فهم دقیق اینکه پول هایتان را کجا خرج میکنید یکی از مهمترین بخشهای کنترل آن پول هاست. اگر ندانید سوراخهای کف قایقتان کجاست، نمیتوانید آنها را پر کنید. هرچه سرمایه مالی من زیادتر می شد، خودم هم بیخیال تر می شدم و کنترل پولم را هرچه بیشتر به دیگران وامیگذاشتم. به زودی دیدم که دچار کمبود پول نقد شده ام. وقتی دوباره کنترل مالم را به دست گرفتم متوجه شدم که سرجمع مخارجم در غیاب من تقریبا دوبرابر شده بود. من استفاده از یک دفترچه حساب و یک برنامه کامپیوتری ساده نظیر کوئیکن را برای ردیابی مخارجتان، توصیه میکنم.

فهمیدن اینکه پولتان کجا میرود، مهمترین قدم در به دست گرفتن کنترل امور مالی شماست. همچنین روشی مهم در به دست گرفتن کنترل خود زندگی شماست. زنی از آشنایان من نگران این بود که چرا پولش هر ماهه کمتر میشود، آخرش هم تمام اسناد مکتوب مالیاش را به یک حسابدار موثق و معتبر داد تا ببیند آیا او از آنها چیزی سر در میآورد یا نه. آن حسابدار اختالفات فاحشی در اسناد او یافت، و تازه بعد از آن بود که دوستم فهمید شوهرش دچار مشکل استفاده از مواد مخدر شده است.

۴بدانید که پولتان چه کار میکند.

نکته صحیح در گردآوری ثروت این است که سعی کنید «پولتان برای شما کار کند.» وقتی که عاقبت با خودتان به هماهنگی رسیدید، کارکرد پولتان پیش از حقوق سالانه تان برای شما درآمدزایی خواهد کرد. به جای دیگر گزینه های اطراف، پولتان خدمتکار شما خواهد شد. اگر شما کارمندی دارید که ول می چرخد و هیچ کاری هم نمی کند، حالا می توانید به سرعت اخراجش کنید. در ادامه، برآورد ماهانه سرمایه گذاری هایتان هم در موفقیت مالی شما امری حیاتی به شمار میرود. وقتی فرم ماهانه ثروت خالصتان را پر کنید، به روشنی خواهید دید که پولتان با چه جدیتی در حال کار برای شماست.

دقیقا‌‌ همان جایی که باید پولتان را به کار بیندازید تا برای شما کسب درآمد کند، قضیه خیلی پیچیده میشود؛ و در درس بعدی به شکلی کاملتر به آن اشاره خواهد شد. »من برای این کار وقت ندارم…« گفتن اینکه وقت ردگیری پولتان را ندارید، مثل گفتن این است که هنگام رانندگی وقت توجه به علائم راهنمایی و رانندگی را ندارید. در حقیقت، شما وقت انجام ندادن این کار را ندارید!

شما هر ساله هزاران ساعت را خرج کسب درآمد می کنید: چرا هر ماه چند ساعتی را صرف ردگیری جایی که این پول میرود، نمی کنید؟ میگویند: «هیچ کس به اندازه آنهایی که نمی بینند، کور نیست.« ‌‌حال زمان آن است که چشم تان را باز کنید. در نهایت، این تنها راه عاقلانه زندگی کردن است.

نظر

دیدگاه خود را اینجا بنویسید