مقالات موفقیت موفقیت مالی

چگونه اولین صد هزار دلارم را به دست آوردم

استفاده از قانون جذب برای کسب درآمد

راز استفاده از قانون جذبراز ثروتمند شدن

نویسنده: جک کانفیلد

هر آنچه در ذهن قابل تجسم است را می توان به دست آورد.

دستیابی به این راز تحولی عظیم در زندگی من ایجاد کرد. چرا که پدرم فردی با تفکرات منفی بود. او اعتقاد داشت ثروتمندان کسانی هستند که حقوق دیگران را پایمال کرده و سر دیگران را کلاه گذاشته اند. از این رو در مورد پول و ثروت باورهای بسیاری را داشتم.

گمان می کردم هر کس که پولدار است به راه بد کشیده خواهد شد. و تنها افراد خبیث و بدکار صاحب مال و ثروت اند. و همچنین فکر می کردم، پول که علف خرس نیست.

سخت بودن زندگی را باور داشتم، اما وقتی «دبلیو کلمنت استون» را دیدم زندگیم زیر و رو شد.

زمانی که با استیون کار می کردم به من می گفت برای خودت چنان هدف بزرگی در نظر بگیر که دستیابی به آن حتی در ذهنت هم نگنجد. و اگر روزی به آن دست یافتی بدان که به خاطر آموزش های من بوده نه چیز دیگری.

در آن زمان درآمدم حدوداً سالی ۸۰۰۰ دلار بود اما تصمیم گرفتم به جای این مقدار سالیانه صد هزار دلار درآمد داشته باشم. در حالی که برای دستیابی به هدفم نه راهی می شناختم و نه راهی به ذهنم می رسید.

امکانات من برای رسیدن به این هدف صفر بود. فقط گفتم که این هدف برای من دست یافتنی است. طوری رفتار خواهم کرد که گویی سالیانه صدهزار دلار درآمد دارم. و این باور را به کائنات خواهم فرستاد. یکی از چیزهایی که استون به من آموخت این بود که هر روز تجسم کنم که به هدفم رسیده ام. سپس یک اسکناس هزار دلاری ساختم و آن را به سقف اتاقم چسباندم طوری که هر روز صبح که از خوایب بیدار می شدم ابتدا اسکناس را می دیدم و هدفم را به خاطر مکی آوردم. پس از آن خود را مانند کسانی مجسم می کردم که سالیانه صدهزار دلار درآمد دارند.

جالب اینجاست که تا ۳۰ روز بعد از آن هیچ اتفاقی رخ نداد. نه ایده ای به ذهنم رسید و نه کسی پیشنهاد پول بیشتری به من داد.

در طی ۴ هفته فکری به ذهنم خظور کرد و آن هم کتابی بود که قبلاً نوشته بودم. با خودم گفتم اگر بتوانم چهارصد هزار نسخه از این کتاب را به قیمت هر کدام ۲۵ سنت بفروشم می توانم صد هزار دلار پول به دست بیاورم. با وجود اینکه این کتاب همیشه جلوی چشمم بود هرگز این فکر به هنم نرسیده بود. (یکی از رازهای بزرگ این است که هر وقت ایده ای به ذهنتان رسید به آن اعتماد کرده و بر اسا آن عمل کنید) سوال اینجا بود که چگونه می توانستم چهارصد هزار نسخه از این کتاب را به فروش برسانم؟

در همین اثنا، روزی در فروشگاه چشمم به مجله (بازپرس ملی) افتاد. شاید هزاران بار این مجله را در فروشگاه دیده بودم، اما گویا آن روز تصادفاً آن مجله جلوی ویترین و در مقابل دیدگان من قرار داشت، با خود اندیشیدم « اگر خوانندگان، کتابم را بشناسند بدون شک، ۴۰۰۰۰۰ نفر مشتری اش خواهند شد!)

شش هفته پس از آن در دانشگاه «هانتر کالج» نیویورک برای ششصد نفر از معلمان سخنرانی داشتم. بعد از اتمام سخنرانی خانمی نزد من آمد و گفت: « سخرانی تان عالی بود، می شود با شما مصاحبه کنم؟ لطفاً اجازه دهید کارتم را به شما بدهم»

به نظر می رسید او یک نویسنده مستقل است که آثارش را به مجله بازپرس ملی می فروخت. به ذهنم رسید که راجع به کتاب (منطقه گرگ و میش) با او صحبت کنم و البته ایده ام کارساز بود. پس از آن کتاب من منتشر شد و فروش آن هم بالا رفت.

نکته اصلی اینجاست که من تمام این وقایع و از جمله آن زن را خودم به زندگی ام جذب کرده بودم. خلاصه با وجود این که آن سال صد هزار دلار را به دست نیاوردم و تمام درآمد من، روی هم رفته نود و دو هزار دلار شد، آیا فکر می کنید ناامید شدم؟ البته که نه! حتی معتقد بودم که شگفت انگیز است. همسرم به من می گفت: به نظر تو، حال که این روش برای به دست آوردن صد هزار دلار کارساز بوده، برای به دست آوردن یک میلیون دلار کارساز نخواهد بود؟ گفتم نمی دانم شاید همینطور باشد. بگذار امتحان کنیم.

ناشرم یک فقره چک حق التالیف بابت اولین کتابمان یعنی (سوپ جوجه برای روح) به من داد. روی چک یک صورت خندان کشید. زیرا این اولین چک میلیون دلاری بود که تاکنون کشیده بود. بنابراین آنچه که می دانم را از تجربه به دست آورده ام. چرا که این روش را امتحان کرده ام. آیا راز به راستی کارساز است؟ ما این روش را امتحان کردیم و به راستی جواب گرفتیم. زندگی من مرهون تمام لحظاتی است که این راز را به کار گرفته ام.

جک کانفیلد

با دانستن این « راز »، قانون جذب را در مورد تمام مسائل زندگی می توان به کار برد و این فرآیند برای هر چه که بخواهید مثل به دست آوردن پول یکسان است. برای جذب پول روی داشتن ثروت متمرکز شوید. وقتی دائم با خود تکرار کنید که پول ندارم، پول بیشتری هم جذب زندگی خود نمی کنید. چرا که ذهن تان سرشار از افکار مربوط به بی پولی است. تمرکز بر نداشتن پول همان و بدتر شدن شرایط مالی نیز همان. باید بر داشتن پول و ثروت فراوان تمرکز داشته باشید تا ثروت بیشتری هم عایدتان شود.

توسط افکارتان موجی جدید از دست یافتن به پول و ثروت فراوان منتشر کنید. قوه ی تخیل خود را به کار بگیرید و فرض کنید ثروت فراوانی دارید. این کار برایتان سرگرمی جالبی خواهد بود. وقتی وانمود می کنید ثروتمندید و این بازی را انجام می دهید،احساستان نسبت به پول بهتر خواهد شد و ثروت به شما روی می آورد.


” شادی واقعی از درون ما و از شناخت خودمان سرچشمه می گیرد، نه از مالکیت چیزهایی که بیرون از وجود ما هستند.” ریچارد گرهم

بسیاری از مردم اصلاً به این مطلب توجهی ندارند که به چه چیزهایی فکر می کنند و در ذهنشان چه می گذرد و مهم تر از آن حتی نمی دانند که این افکار چه تاثیری روی خود آن ها و محیط اطراف شان خواهد گذاشت.

اگر بخواهیم با شادمانی زندگی کنیم؛

در مرحله اول باید خطاهای شناختی و ذهنی خود را شناسایی کنیم

و در مرحله دوم، به روش های مختلف به مقابله با آن ها بپردازیم

این همان چیزی است که در این فایل آموزشی یاد خواهید گرفت.

برای کسب اطلاعات بیشتر، کلیک کنید

دیدگاه خود را اینجا بنویسید